ادامه کنکاش -دكترين ملى اسرائيل

سلام

از اينکه حدود ۱ماه وبلاگ تعطيل بود غذر می خواهم اميدوارم بتوانم هر هفته به روز کنم باز هم با همان سلسه مطالب کنکاش ادامه خواهد يافت

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى  

    دكترين ملى اسرائيل

قسمت اول

    مجرى : آيا مى‏توان در مورد اسرائيل به نوعى دكترين ملى قائل بود؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

    دكتر عباسى : اساساً مسئله گزاره‏هاى استراتژيك را در خصوص هر ملتى، با دكترين ملى آن آغاز مى‏كنند. براى اسرائيل نمى‏شود دكترين ملى قائل شد. در واقع چيزى به  نام دكترين ملى در سطح موقعيت كلان استراتژيك اسرائيل، موضوعيت و هويت خاصى ندارد. دليل عمده آن هم اين است كه پروسه ملت سازى در خصوص اسرائيل به نتيجه نرسيده و هنوز تحقق پيدا نكرده است. گزاره اصلى ملت سازى، داشتن يك سرزمين مشخص، مرز طبيعى و جغرافيايى سياسى مشخص و همچنين قوميت واحد و يا اقوام متعددى است كه وقتى در آن سرزمين حضور دارند و در كنار هم قرار مى‏گيرند، ساختار سياسى واحدى را بربتابند و به يك قانون متمركزى قائل باشند. طبيعتاً با توجه به اينكه قوميت عرب فلسطينى‏ها، چه عرب يهودى، چه عرب رسمى و چه عرب مسلمان، در آنجا به عنوان شهروند درجه چندم پذيرفته مى‏شوند، موضوعيتى درون خاك فلسطين براى خود دولت غاصب اسرائيل ندارند. سرزمين هم، سرزمين بومى نيست، غصب شده است. لذا نمى‏توان هويت ملى از حيثيت موقعيت جغرافيايى مفهومى به نام كشور - ملت ، بر آنچه كه در اسرائيل، در فلسطين امروز، رخ مى‏دهد، تحت عنوان كشور اسرائيل قائل بو. لذا دكترين ملى هم ندارند، اما در حال حركت به سمتى هستند كه دكترين ملى داشته باشند. به چه شكل؟ اينگونه كه پروسه ملت سازى را محقق كنند. براى محقق كردن پروسه ملت سازى نياز به زمان دارند. همان طور كه در آمريكا رخ داد. آنچه كه امروز ايالات متحده مى‏خوانيم، از حضور مجموعه عمده‏اى از آنگلوساكسونهاى انگليسى و فرانسوى‏ها و مكزيكى آرام آرم و در اثر جنگهاى داخلى تثبيت شد. بوميان آنجا، يعنى سرخپوستان را عقب راندند و كشورى به وجود آمد كه امروزه به نام ايالت متحده خوانده مى‏شود. يا در استراليا، مفهومى داريم به نام كشور استراليا. در صورتى كه شما هنوز بومى‏ها را در تاسمانى مى‏بينيد. آنچه كه در آمريكا تحت عنوان پروسه ملت سازى صورت گرفت، يك پلوراليزم خاص قومى بود. حاصل جمعش ملتهايى هستند كه كنار هم گرد آمدند و ايالاتى را به وجود آوردند، كه كشور آمريكا با هويت ملى آن است. حالا اگر اسرائيل هم بتواند يك پروسه زمانى دراز مدت را طى كند و اعراب فلسطينى را از آنجا بيرون براند، شايد بتواند اين هويت ملى را به دست بياورد و در آينده دور، براى نسلهاى بعد، اين پروسه فراموش شود. مثل آمريكا كه در واقع كشور غصب شده‏اى است كه انگليسى‏ها و فرانسوى‏ها و مكزيكى‏ها بر آن تسلط يافتند، حالا كشورى به نام آمريكا به وجود آمده است. در آينده پروسه ملت سازى در مورد اسرائيل هم صدق مى‏كند. لذا دكترين ملى اسرائيل امروز اين است كه مليتى به نام اسرائيل به وجود بياورد. نسلى باشند كه آنجا تربيت بشوند و بعد بگويند آقا شما اينجا دنيا آمديد، اينجا رشد كرديد و در واقع شما ديگر اسرائيلى هستيد؟

 

    مجرى : با توجه به مهاجرت معكوس و پاكسازى قومى، شما فكر مى‏كنيد چنين امرى در آينده نزديك محقق مى‏شود يا نه؟

    دكتر عباسى : با توجه به اينكه شرايط بسيار پيچيده است، از نظر گزاره‏هاى روابط بين‏الملل، يك مقدارى اين مسئله با ترديد روبروست. ضمن اينكه موج بيدارى در جهان اسلام بالاست و با توجه به آنچه كه به نام غده سرطانى اسرائيل در جهان اسلام معروف است، به نظر مى‏رسد در واقع برتافتن اين مسئله هم خيلى موضوعيت نداشته باشد. عليرغم همكارى بعضى از دولتها، در درون ملتهاى جهان اسلام و در آن يك ميليارد و سيصد ميليون مسلمان، به ندرت شما كسانى را پيدا مى‏كنيد كه مشروعيتى براى اسرائيل قائل باشند و با فلسطينى‏ها همدردى نكنند. خود ملت فلسطين هم كه در واقع با سنگ و چنگ و دندان در حال دفاع از خاك و مليت و قوميت و مذهبشان هستند.

 

    مجرى : دكترين‏ملى هركشور شاخه‏اى‏ازدكترين‏عالى‏آن است. دكترين عالى اسرائيل چيست؟

    دكتر عباسى : دكترين عالى اسرائيل در واقع پهنه‏اى است كه در پرچم اين كشور به نمايش گذاشته شده. در پرچم كشور اسرائيل ما دو باند آبى رنگ در بالا و پايين آن مى‏بينيم و در قلبش ستاره. نكته بسيار مهم اين است كه آن دو باند آبى رنگ در بالا و پايين پرچم، نماد دو رود نيل در مصر و فرات در كشور عراق است )اين را خودشان رسماً گفته‏اند(، لذا ماهيت اصلى كه در اين نماد، يعنى در پرچم اسرائيل مى‏بينيم، محتواى كليدى دكترين بزرگ و دكترين عالى اسرائيل را شكل مى‏دهد، يعنى اسرائيل بزرگ و ارض موعد از نيل تا فرات. تحقق اين امر را اخيراً با توجه به طرح حمله ايالات متحده به عراق مى‏توان تصور كرد. يكى از سناريوهاى مطرح شده هم اين است كه فلسطينى‏هايى كه الان در كرانه باخترى رود اردن هستند و بيشترين تعداد فلسطينى‏ها هم همانجا هستند، اينها را به سمت كرانه خاورى رود اردن و در درون خاك اردن منتقل كنند و وادار به عقب نشينى سازند. كشور اردن و عراق را يكپارچه كنند و يك كشور واحد به وجود آورند و طرح تجزيه عراق را صورت دهند. به اين ترتيب يك گام به خواسته‏شان نزديك شوند، يعنى يك گام به سمت داخل خاك عراق و به سمت رود فرات پيشروى مى‏كنند. بعد مثلا دوباره 20 سال يا 30 سال بعد، يك فضاى ناامنى به وجود بياورند، مجدداً حوزه‏ها تثبيت شود، تا اينكه 20 سال، 30 سال ديگر دوباره يك تحول جديد و يك پيشروى جديد، كابينه صددرصد نظامى آقاى شارون، با چهره‏هاى افراطى مثل نتانياهو و مفاز در همراهى با كابينه نظامى آقاى جرج دبليو بوش و ... ديگران دارند. طرح تحقق اين را هم مطرح كردند و مزه كردند ببينند در واقع جهان اسلام، كشورهاى اسلامى و كشورهاى جهان چه موضعى دارند. لذا بحث اصلى دكترين بزرگ اسرائيل، مسئله نيل تا فرات است كه اين نماد را شما در پرچم اين كشور مى‏بينيد.

 

    مجرى : خيلى‏ها معتقدند آنها فقط در محدوده ايدئولوژيك به اين ايده قائل هستند و اين را قبول دارند. منتها در خود اسرائيل هم اختلاف نظرهاى جدى در اين زمينه وجود دارد، همان اندازه كه در خود آمريكا هم اختلاف نظريهاى جدى وجود دارد. يك نظريه وجود دارد كه مى‏گويد اگر آريل شارون برود و كارگرى‏ها سر كار بيايند و در آمريكا هم دموكراتها در رأس امور قرار بگيرند، همه اين مسائل به هم مى‏خورد؟ به نظر شما درست است؟

    دكتر عباسى : من همواره گفته‏ام كه اين اختلاف‏نظرهاى بين حزب دموكرات و جمهوريخواه در ايالات متحده و يا احزاب ديگر در فرانسه، آلمان، انگليس و همچنين احزاب عمده‏اى كه در اسرائيل وجود دارد. اينها اقدامات كاملاً تاكتيكى است. اين اختلاف نظرها تاكتيكى است. هويت و ماهيت ملى كه اينها در سطح استراتژيك دنبال مى‏كنند، همه يك هدف است . شما اگر به عملكرد كلان دو حزب دموكرات و جمهوريخواه در آمريكا نگاه كنيد. در نهايت هر دوى آنها در تيم ملى بازى مى‏كنند. اسرائيل هم همينطور. تنها وزير خارجه قبلى كه جاى آقاى نتانياهو بود، يك نگاه ديگر داشت و وزير خارجه جديد يك نگاه ديگر. ايشان تا آمد، فورى گفت آقا تمام آن قراردادهاى قبلى، از اسلو و مادريد، كه ما با فلسطينى‏ها امضا كرديم تمام ملغى است. ما آن فرد - وزير خارجه قبلى - معتقد بود ما بايد آرام آرام در يك پروسه زمانى مشخص، با اينها جلو برويم و صلح كنيم. يعنى ابتدا اوضاع تثبيت شود، بعد به مرحله دوم برسيم. اينها در عرصه روابط بين‏الملل نوعى تاكتيك است. يعنى بعضى از كشور - ملتها فشار مى‏آورند به اسرائيل كه اگر شما آن گروه را بر سر كار بياوريد، امكان تحقق خواسته‏ها وجود دارد. در درون فلسطين هم بعضى از فلسطينى‏ها اميد مى‏بندند به حزب كارگران كه اگر آن عناصر بر سر كار بيايند بهتر است و آنها چهره معتدل‏ترى هستند. حزب جمهوريخواه حزب دموكرات در ديون آمريكا هم همين وضع را دارند. از اينها بايد ارزيابى تاكتيكى داشت. در نهايت، هردوى آنها به مسئله نيل تا فرات قائلند؛ چراكه نماد آن در پرچمشان هست.

 

    مجرى : اسرائيلى‏ها هميشه مهره‏هاى سياسى ارشدشان را خيلى عجيب و غريب جابجا مى‏كنند. شما معتقديد اينها سياست ثابتى را دنبال مى‏كنند و فقط مهره‏هايشان را عوض مى‏كنند؟

    دكتر عباسى : در مورد آمريكا هم همين مطلب صدق مى‏كند. ما به ظاهر روندى را طبيعى مى‏بينيم، يعنى كلينتون آرامى را مى‏بينيم كه در واقع مسامحه مى‏كند، بعد يكباره از پدرى به نام بوش كه در مورد همين كشور عراق سياست تازشى داشت، مجدداً پسرى به نام بوش، رئيس جمهور مى‏شود كه اين هم همان سياست تازشى را دنبال مى‏كند. اين روند را ما خيلى طبيعى و سيكل نوسانى آن را مناسب مى‏دانيم. در مورد اسرائيل بستگى به مكتب امنيتى او دارد. مكتب امنيتى اسرائيل، مكتب‏دوم‏امنيتى است. ما چهارمكتب‏امنيتى داريم. نسبتى كه بين آسيب‏پذيرى و تهديد توازن به‏وجودمى‏آيد، آن را امنيت مى‏گوييم. مكتب اول‏امنيتى، آسيب‏پذيرى در درون خودماست. آسيب پذيرى راپوشش‏مى‏دهد،سعى‏مى‏كندآسيب‏پذيرى‏راكم‏كند.مكتب‏دوم‏امنيتى تلاش مى‏كند كه تهديد را در بيرون از بين ببرد. مكتب سوم امنيتى تلاش دارد تهديد را به فرصت تبديل كند؛ مكتب اپورتونيستى است، فرصت طلب است. مكتب چهارم كه اكازيوناليستى است، سعى مى‏كند موقعيتى در ميان اين دو به وجود بياورد.

    اسرائيلى‏ها به دليل ضعف‏هايى كه دارند، از نظر موقعيت جغرافيايى، از نظر اقليت و از نظر فشارى كه اطرافشان است، از نظر كشورهاى اسلامى كه او را احاطه كرده‏اند، پيرو مكتب دوم امنيت است. لذا كاملاً تهديد را تبيين مى‏كند. به سرعت پيشاپيش آن حركت مى‏كند تا آن را منهدم سازد. در سياست هم همينگونه است. لذا در اسرائيل خشن‏ترين‏افراد، از نظر وضعيت عمل‏گرايى و كنش‏گرايى ]بر سر كار مى‏آيند[. كسانى كه در واقع خيلى پراگماتيسم و عملگرا هستند. حرفى كه مى‏زنند، عملى كه انجام مى‏دهند، حتى گاه اونيفورم نظامى مى‏پوشند و ابايى ندارند از اينكه بگويند ما نظامى هستيم؛ مثل شارون. كلان بره كه نيروهاى نظامى بر سر مى‏گذارند كه كج است، حكايت از واحدهاى تكاور دارد. يعنى يكانهايى كه حمله‏ور مى‏شوند و هيچ‏كجا براى دفاع نمى‏ايستند. وقتى اينها اين كلاه را سرشان مى‏گذارند، يا اينكه روى شانه‏شان قرار مى‏دهند، اين مطلب را در مخاطب و بيننده القاء مى‏كنند كه بدانيد ما حتى در سياست، چهره تهاجمى داريم. لذا اين مهره‏هاى عجيب‏وغريب كه چيده مى‏شوند، بر اين‏اساس است كه هركس كنش‏گراتر باشد در برخورد يا تهديد سياسى، تهديد اقتصادى و تهديد نظامى، اين فرد مقبول‏تر است. حتى‏اگر شما در سابقه او سوابق خشونت هم داشته باشيد، آنها اين خشونت را علنى در خيابانهاى‏فلسطين اصلاً از ديد خبرنگاران جهان پنهان نمى‏كنند، حتى به گونه‏اى عمل مى‏كنند كه اين ثبت شود و مردم دنيا ببينند كه آنها خشن برخورد مى‏كنند. لذا ابايى هم ندارند كه تاريخى از زندگى آقاى شارون را نشان دهند كه در سال 1982 در صبرا و شتيلا چه كشتارى صورت داد. بعد اين فرد را به عنوان يك سمبل، در رأس قدرت بگذارند، به گونه‏اى كه به آقاى جرج دبليو بوش تحكم كند و دستور بدهد كه زودتر به عراق حمله كن و مقدارى ما را از اين مخمصه نجات بده.

 

ادامه دارد

يا حق

/ 48 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

به گزارش ایسنا حجت‌الاسلام ذوالنور در پاسخ به این سوال كه چرا اصولگرایان و شورای هماهنگی در فهرست كاندیداها آقای هاشمی را قرار ندادند، گفت: چون معتقد نیستند كه به میدان آمدن آقای هاشمی به سود باشد. وی در پاسخ به این سوال كه الان حزب چپ و راست در جامعه وجود دارند؟ هم گفت: خیر وجود ندارند. الان خودی و غیرخودی مطرح است. امروز یا كسی تفكرات امام، انقلاب و مقام معظم رهبری را قبول دارد كه خودی می‌شود یا قبول ندارد كه غیرخودی است. اگر غیرخودی شد معنی‌اش این نیست كه دشمن است. مگر اقلیت‌های دینی ولایت‌فقیه را قبول دارند، نظام اسلامی را قبول دارند، ولی در موضع مخالفت و ایستادگی نیستند زندگی‌شان را می‌كنند. بنابراین اگر كسی در جبهه خودی نبود الزاما دشمن نیست. ممكن است شهروند ساده‌ای باشد و خودی هم نباشد.

محمد

وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: دوم خردادی‌ها در طیف گسترده‌ای خانم‌ها را آماده می‌كنند كه وارد انتخابات شوند. به این دلیل كه شورای نگهبان تفسیرش از قانون اساسی این است كه می‌گوید رییس‌جمهور از بین رجال مملكتی باشد، معنی رجال هم این است كه هم رجلیت ملاك است و هم معتقدند كه از افراد شاخص و سرشناس باید باشد. پس جنس مذكر هم لحاظ است، آنها عده‌ای زن را بسیج می‌كنند بیایند میدان تا توسط شورای نگهبان رد شوند، جوی علیه شورای نگهبان درست كنند كه چون همین تفسیر و تعبیر می‌شود آنها می‌گویند كه اینها مخالف حضور زنان در عرصه سیاستند، اینها افراطی هستند و عهد بوقی فكر می‌كنند، افكار عمومی را نسبت به شورای نگهبان تحریك می‌كنند و قشر عظیمی از جمعیت كشور كه زن هستند را نسبت به شورای نگهبان مساله‌دار می‌كنند كه در انتخابات و رای تاثیر بگذارند. این هم یكی از ترفندهایی است كه از آنها برای تخریب شخصیت‌ها استفاده می‌كنند و از الان اقداماتشان شروع خواهد شد.

محمد

درباره وضعیت حسن عباسی گفت: برادرم آقای عباسی دكتر نیستند. ایشان در رشته‌ی فلسفه مقطع كارشناسی مشغول تحصیل هستند و درخصوص سازمانی كه داشتند من حدود 6 ساعت و نیم با ایشان بحث كردم. البته آقای مهندس رامین هم در این جلسه حضور داشتند. ایشان دفاعیاتی از آقای عباسی داشتند. نهایتا به یك جمع‌بندی رسیدیم و من گفتم این جمع‌بندی را در صحبت‌هایم می‌كنم. اگر قبول دارید این جمع‌بندی را قبول كنیم و اگر نه هركدام كار خودمان را بكنیم كه جناب آقای عباسی جمع‌بندی را پذیرفتند در CD های آخر سخنرانی‌هایش اشتباه كرده و خودش آنها را قبول ندارد. حتی آقای رامین می‌گفت در CD كه كتش را در می‌آورد با پیراهن آستین كوتاه است، بعدش آمد خانه ما و خیلی ناراحت بود و گفت من امروز اشتباه كردم. خود ایشان محتوای این CD را قبول ندارد و قرار بر این شد كه اگر این تحریم تلویزیونی شكسته شد و ایشان دوباره وارد دور صحبت شدند، جبران كنند

محمد

وی درباره فعالیت‌های اقتصادی دوران ریاست‌جمهوری خاتمی گفت: بنده به دولت آقای خاتمی از نظر اقتصادی نمی‌توانم هیچ نمره‌ای بدهم. به دلیل این‌كه كسی كه املا ننوشته نمی‌توان از او غلط گرفت و نمی‌توان گفت كه درست نوشته است. اصلا ایشان وارد مقوله اقتصاد نشدند تا كار اقتصادی بكنند و طرح اقتصادی نداشتند. همان روند سازندگی كه در گذشته هم بود كاملا اینها معطل گذاشتند و كاری نكردند كه ما بگوییم اشتباه كردند یا درست كردند. در واقع چطور می‌شود نمره داد؟ ذوالنور در پاسخ به این سوال كه آیا احتمال دارد از جناح دوم خرداد مانند هشت سال پیش ناگهان كسی بیاید و رای آورد، اظهار داشت: این‌كه از جناح دوم خرداد كسی ممكن است بیاید، آنها كاندیدا دارند، كار می‌كنند، از گذشته هم كار می‌كردند. ابتدا كاندیدایشان جناب آقای هاشمی رفسنجانی بود ولی با نظر مخالف ایشان مواجه شدند. تا حدودی امروز احتمال ضعیف دارد آقای هاشمی وارد میدان شوند و استدلال هم در این كار داشتند.

محمد

فرمانده تیپ 83 مستقل امام صادق(ع) عصر روز شنبه، در سلسله نشست‌های فرهنگی سیاسی بسیج مدرسه علمیه المهدی(عج) با اعتراض به سازمان ملی جوانان این سازمان را به مبارزه با اعتقادت جوانان در قالب تشكیلات NGO متهم كرد. به گزارش ایسنا، ذوالنور ادامه داد: در اواخر دولت آقای خاتمی آمدند تشكیلات غیردولتی NGO ها را باب كردند و از پول بیت‌المال ریختند توی حلقوم اینها، و سازمان دادند كه تمام اینها كه از نظر سیاسی سرخورده می‌شوند و احساس می‌كنند كه در دولت پاتوق‌ها و پایگاههایشان را از دست می‌دهند با نفوذشان در این گروهها از قبل رسمیتشان را درست كردند، بار مادیشان را هم بستند و پشتوانه اقتصادی هم برایشان فراهم كردند تا اینها اگر در انتخابات بعدی كرسی دولت و مجلس را از دست دادند، بتوانند برای آینده‌شان كار كنند.

محمد

سلام دوستان من زياد اين آقا رو نمی شناسم اما دو مطلب از ۲ منبع مختلف رو در زير می آورم ---------۱))ذوالنور: «عباسی» پذیرفت در سخنرانی‌های آخرش اشتباه كرده‌ است -------->> از شریف نیوزhttp://sharifnews.com/./?2972 در ۷ کامنت به ترتیب از بالا به پایین===============================================================و مطلب دوم از گویا ------->>اطلاعيه دکتر عباسي: من دکتر نيستم و تازه دارم ليسانسم را مي گيرم! (در ۲ کامنت از پایین به بالا اول پایینی رو بخونید بعدادامه...(۲)رو)

محمد

سگ زرد برادر شغاله مطمئن باشيد اين مرتيکه از دار ودسته علی يه دسته(مشهور به علی گالیله)

جواب محمد

يك كلمه هم از مادر عروس !!

dariush

salam bar aghaye Doctor ke ba in harfash cheshme zede enghelab ra koor kardeh. salame garme ma ra az ghalbe amricaie jenayatkar bepazirid.

عزیزالله از افغانستان

سلام : من یک افغان هستم و جناب دکتر حسن عباسی را از طریق برنامه های کنکاش که از جام جم دوم سال پار نشر میشد می شناسم . صرف یک حرف را میخواهم بزنم که جناب دکتر حسن عباسی اگر مدرک دکترا نداشته باشد یعنی تحصیل در این رشته نداشته باشند باید گفت که ایشان یک نابغه هستند زیرا کسی که هیچ تحصیل نداشته باشد تا این اندازه علمیت داشته باشد قابل تحسین است