*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

جنگهاى صليبى در قرون وسطى ۲................ یکشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٥

 

با سلام

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

    - جنگهاى صليبى در قرون وسطى و مقايسه‏اش با

    جنگهاى صليبى مورد ادعاى هانتينگتون

    - ارتباط ايران با اتحاديه اروپايى

     - جهانى شدن: غربى سازى، مهدويت

 

قسمت دوم

 

    مجرى : خانم تاچر در زمان جنگهاى مسلمانان و اسلاوها گفت بالكان خط دفاع ما از مسيحيت در برابر اسلام است.

    دكتر عباسى : ادامه همين را هم خود آقاى بوش اعلام كرد. نخست وزير ايتاليا، آقاى برلوسكنى هم گفت تمدن ما از تمدن شما برتر است. حالا ممكن است بر زبان نياورده باشند، ولى يك چنين اعتقادى در درونشان وجود دارد.

 

    مجرى : آقاى هانتيگتون در تعاريف خودش وقتى كه از جنگ بين دو تمدن نام مى‏برد، مرز جغرافيايى ارائه نمى‏دهد. آقاى هانتينگتون اين جبهه‏اى را كه وجود دارد، چگونه به دست آورده است؟

    دكتر عباسى : ايشان در جمع آن 58 روشنفكر آمريكايى كه به دولت بوش، چند ماه قبل، مسئله جنگ عادلانه را مطرح كردند، بود. در آن قضيه ايشان هم جزو كسانى بود كه امضاء كرد. اينها رسماً اعلام كردند كه كارى كه شما انجام مى‏دهيد، جنگ عادلانه است. اصلا ايشان اين رفتار را تأييد مى‏كند. بايد ببينيم تشابه اين جنگ و تفاوت اين جنگ صليبى - به تعبير ايشان - جديد با آن جنگ صليبى 1000 سال پيش در چيست. اول اينكه آن جنگها در اول هزاره دوم ميلادى شروع شد. ايشان مى‏گويد اين جنگ صليبى در اول هزاره سوم ميلادى، با هزار سال فاصله، شروع شده است. ايشان معتقد است اين جنگ يك قرن طول مى‏كشد. مى‏گويد قرن آينده، قرن جنگ - جنگ فيزيكى - حوزه‏هاى اسلامى با ساير حوزه‏هاست. دومين چيزى كه ايشان مد نظر دارد نسبت بين جغرافيا و جنگ است كه در جنگهاى صليبى قبلى به آن قايل بودند. ايشان مى‏گويد در جنگهاى گذشته سياست با زمين تعريف مى‏شد. ژئوپوليتيك و اقتصاد با زمين تعريف مى‏شد و ژئواكونوميك مى‏شد. ايشان آمد مسئله فرهنگ و تمدن نسبت به زمين را - فرض ژئوسيويليزيشن و ژئوكالچرال - مطرح كرد. اخيراً يك گام هم جلوتر رفته و بحث ژئوپارادايم را مطرح كرده است. يعنى هر پارادايمى كه تعدادى از كشورهاى يك تمدن و بخشى از ملت درون يك تمدن ديگر را در بر بگيرد. ببينيد در روى زمين، تا كجاها مى‏شود دور كشورها خط كشيد، آن يك پارادايم مى‏شود، آنجا حوزه يك پارادايم است. يك حوزه پارادايم ديگر هم، حوزه مقابلش است. لذا امروز جنگ پاردايم‏ها و در واقع ژئوپارادايم دارد جاى ژئوپوليتيك ، ژئواكونوميك و ژئوكالچرال را به نوعى مى‏گيرد.

 

 

 

    مجرى : اگر ما ژئوپارادايم را محور قرار دهيم، اين پارادايم مورد نظر سيال است. يك زمان مى‏بينيم نقطه نزاع به قلب نيويورك مى‏رسد.

    دكتر عباسى : نكته‏اى كه هانتينگتون برايش اهميت قايل است، همين است. او معتقد است كه نسبتى بين ين و يانگ در فلسفه كنفوسيوسى هست. در دايره ين و يانگ، در قطره سفيد يك نقطه سياه و در قطره سياه، يك نقطه سفيد است. ممكن است در تمدن اسلامى، قطعاتى از عناصر تمدن غرب و نيز در تمدن غرب عناصرى از تمدن اسلامى باشند. ايشان آن سياليت را برمى‏تابد و مى‏گويد نمى‏شود به سادگى دورش خط كشيد. كما اينكه به قول خودشان در القاعده عناصرى از اروپا و آمريكا هم عضو بودند. حالا برگرديم به چگونگى افتراق‏ها و تشابه‏ها نسبت به همان جنگهاى صليبى هزار سال پيش. آن جنگ اول، هزاره دوم شروع شد، اين جنگها، اول هزاره سوم. آن جنگ صليبى توسط كاتوليسيزم بود. فقط نوع مذهب كاتوليزيسم عليه اسلام بود و بعد از جنگهاى صليبى يك مذهب جديد به نام پروتستانتيزم در غرب پيدا شد. امروز بيشتر تفكر پروتستانتيزم است. حالا پروتستانتيزم جنگ تمدنى را ساپورت مى‏كند. يهود، صهيونيزم را در صحنه اداره مى‏كند. ولى نه يهود مدنظر است و نه پروتستانتيزم. امروز مى‏گويند جنگ تمدنها بين تمدن اسلامى به عنوان يك دين و مدرنيته است. نمى‏گويند اسلام با يهود و مسيحيت مخالف است، مى‏گويند مسلمانها با ارزشهاى مدرن، با Indivisualism، ليبراليزم، سكولاريزم، اومانيزم مخالف است. تز بعدى اين است كه آن دفعه بيت‏المقدس به عنوان قبله هر سه دين - مسيحيت ، يهود و اسلام - مطرح بود. اين بار مى‏گويند قبله عوض شده است، اين بار نيويورك آن قبله است، يعنى بيت المقدس جايش با نيويورك عوض شده است. حالا حمله مى‏شود كه نيويورك گرفته شود؛ صليبيون در منهتن. مفهومى كه هانتينگتون دنبال مى‏كند اين است كه غرب بداند جهان اسلام دنبال اين است كه بيايد و نيويورك را بگيرد. ديدگاههاى شخص آقاى هانتينگتون ريشه در استراتژى بزرگ كالينز دارد. آقاى كالينز در سال 1973 به ديدگاههاى ايشان اشاره مى‏كند. يعنى بحث ايشان در مسئله جنگ تمدنها، امروزى نيست. ايشان تقريباً از آخر جنگ ويتنام همين ديدگاه را داشته است. مقاله اصلى آقاى هانتينگتون در مورد رويارويى تمدن‏ها منتشر شد. اين حكايت از اين دارد كه اينها به نوعى آن تعامل را با نگاه آقاى هانتينگتون دارند كه اين هزاره را با آن هزاره قبلى تطبيق مى‏كند. حالا اين دفعه تفاوتى كه در دنيا صورت گرفته اين است كه مذهب پروتستان در مسيحيت اضافه شده، آمريكا و استراليا به غربى كه آن زمان بود، اضافه شده و نكته مهم مطرح شدن چهره مدرنيته است.

 

    مجرى : در حاليكه تمدن غرب در هزاره دوم اصولا رابطه‏اى با مدرنيته نداشت حتى يكى از مرتجع‏ترين تمدن‏هاى زمان خودش بود.

    دكتر عباسى : بله. كاملاً يك سيستم بسته دينى بود و اين نكته‏اى مهم است. وقتى آقاى هانتينگتون مى‏گويد صليبيون در منهتن، اين صليبيون يعنى چه؟ يعنى خود غربى‏ها در منهتن هستند، چون صليب كه نماد مسيحى‏هاست. اگر منظورش مسلمانها در منهتن هستند، منظور اين است كه گزاره دينى دارند. چون غرب ادعاى دين و ادعاى سيطره دينى ندارد. ادعاى دفاع از مدرنيته دارد. ارزشهايى كه به آنها ليبرال دموكراسى مى‏گويند. مجموع اين ارزشها چيزى نيست جز يك سرى "ايسم"هايى كه كراراً اشاره مى‏كنيم. لذا از اين زاويه است كه ايشان اين تقابل را برمى‏تابد و يك همزادى را بين اين با آن چيزى كه هزار سال پيش رخ داده صورت مى‏دهد.

    در مورد جهانى شدن بايد گفت كه جهانى شدن يك پروسه‏اى است كه چه بخواهيم و چه نخواهيم در اقتصاد، سياست، فرهنگ و همه حوزه‏ها محقق مى‏شود. اما دو پروژه هم بر اين پروسه حاكم است. يك پروژه وسترنيزيشن يا غربى سازى جهان است. يك پروژه هم پروژه مهدويت است كه براى زمينه‏سازى آمدن حضرت ادعا مى‏كند بايستى جهان به شرايط جهانى شدن برسد. غربى‏ها معتقدند آرماگدون كه نبرد نهايى بين خير و شر است، از نيويورك آغاز مى‏شود. اميدوارم اين حركتهاى خشونت آميز بين تمدنها صورت نگيرد و ائتلافى براى صلح به وجود بيايد، نه اينكه سر از آرماگدون دربياوريم.

 

 

    تلفن : ما در مورد قوانين ناپيداى غرب بيشتر بايد مطالعه كنيم. مثلا در غرب براى زنان زير 50 سال كه يائسه نشده‏اند، پست‏هاى كليدى وجود ندارد، در حاليكه در كشورهاى اسلامى وجود دارد.

    مجرى : افكار عمومى غربى هم خيلى زود فريب بعضى از حرفها و فرض‏هاى نادرست را مى‏خورد. يكى از دلايلى كه مى‏تواند بر جنگ تمدن‏هاى فرضى آقاى هانتينگتون مترتب باشد، فرافكنى بحران از عرب به خارج از جهان است. طبق تحقيقى كه از سوئد شده است، 100 نقطه بحران در اروپا وجود دارد.

    دكتر عباسى : اين يك فرض پذيرفته شده امنيتى سياسى است كه هرگاه مى‏خواهيد در درون حوزه ملى يا بين‏المللى خودتان يا تمدن خودتان، همگرايى و وفاق ايجاد كنيد، دشمنى را در بيرون مرزها بتراشيد تا اذهان عمومى به او معطوف بشود و در اين مدت بتوانيد رتق و فتق كنيد. واقعاً زمينه اختلاف در درون اروپا بالاست. در درون خود آمريكا هم كه - مبتنى بر ديدگاههاى آقاى تافلر - زمينه براى بالكانيزه شدن ايالات متحده مهياست. اما نكته كليدى اين است كه مدرنيته - فرايند پست مدرنيزم كه اينها در حال محقق كردنش هستند - ديگر قادر نيست اين وصله پينه كردن و سنجاق كردن اين حوزه در درون حوزه تمدنى غرب را عملى كند. هرچند آقاى هابرماس معتقد است كه مدرنيته يك پروژه ناتمام است و يك روز كامل مى‏شود، ولى من معتقدم پست مدرنيزم به نتيجه نخواهد رسيد. لذا گزاره‏هاى حركت غرب به سمت قوانين مدرنيته و ترانس مدرنيزم و ترنس مدرنيزاسيون، ماوراى مدرنيته گرايى و گذشتن از اين سد سكندرى كه اين انضباط و ديسيپلين خاص مدرنيته بر بشر غربى حاكم كرد، احتمالاً محقق خواهد شد و اگر اين اتفاق ميمون در فضاى ترانس مدرن بيفتد، يقيناً جهان مى‏رود كه از جنگهاى بسيار سهمگينى دور بشود. والا اگر قرار باشد همين روند ادامه پيدا كند، با كمال تأسف حتماً جنگ در قرنى كه در ابتدايش هستيم يكى از افق‏هاى ناميمونى است كه براى بشر امروز رقم زده شده است.

 

 

    مجرى : واقعاً چه اختلافى را اينها به عنوان محور در جنگ صليبى مفروض خودشان مطرح مى‏كنند؟

    دكتر عباسى : در غرب به ارزشهايى، قوانين نانوشته گفته مى‏شود. يك موردش اين است كه خيلى از خانم‏ها در ايرلند، در نروژ، در سوئد ، در انگليس - همين مارگارت تاچر - در سنين بالا مسئوليت مى‏گيرند. اين جنبش‏هاى فمينيستى غرب پس چه كار كردند؟

 

    مجرى : اصلا گفته‏اند اينها زن نبودند، بيشتر مرد بودند.

    دكتر عباسى : بله. ويرجينا وولف در انگليس، سيمون دوبوار در فرانسه، اينها اصلاً مردانگاشت هستند. با اين وجود مى‏خواهم عرض كنم كه آن بخش‏هايى كه بين اسلام و مدرنيته هماهنگى به وجود مى‏آيد، اينها را نفى مى‏كنند. ما اگر قواى سه گانه مونتسكيو را مى‏پذيريم - در ايران كه الان حكومت دينى دارد، قواى سه گانه منتسكيو با يك شرايطى پذيرفته شده است - اگر نظام رفراندوم پذيرفته شده، غربى‏ها اين را برنمى‏تابند و مواردى از اين دست را جدى تلقى نمى‏كنند. روى بعضى از گزاره‏هاى خاص تأكيد مى‏كنند و مى‏گويند پس اين نشان دهنده اين است كه اسلام با مدرنيته قابل جمع نيست. اصرارى نيست كه اسلام با مدرنيته جمع شود، مى‏توانند در كنار هم همزيستى مسالمت آميز داشته باشند.

 

    مجرى : اصلاً امروز يونسكو لاف از اين مى‏زند كه دايورسيتى يا تعدد فرهنگها، تعدد بينش‏ها و ديدها در كنار هم به راحتى مى‏توانند زندگى كنند. در خيلى از كشورها در سياست كوابى‏ليسيون دارند، همزيستى دارند.

    تلفن : ايران يك سفارت در مقر اتحاديه اروپا و يك سفير كبير داشته باشد.

    دكتر عباسى : يك سطح بالاتر از اين نظريه اين است كه  الان جمهورى اسلامى ايران با شخص جناب آقاى دلفى در مقر اتحاديه اروپا دارد عمل مى‏كند. ايشان زاويه نگاهشان مورد به مورد سفارتخانه‏هاى كشورهاى اروپايى است. الان مسئوليت اتحاديه اروپايى بر عهده كشور دانمارك است. لذا از اين زاويه فرض كنيد در يك مقطعى دانمارك با وزارت خارجه‏مان گفتگو مى‏كند. چند وقت ديگر مسئوليت به اتريش مى‏رسد يا يك كشور ديگر. منظور از سفير كبير، كسى در سطح بالاى نمايندگى است. مثلا خاوير سلونا به عنوان مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا مى‏آيد با ما بحث مى‏كند و بعد ما در سطح خرد ما با تك تك سفراى آن 15 - 10 كشور صحبت مى‏كنيم.

 

    مجرى : خوب، اگر ا تحاديه اروپايى در ايران سفارت داشت و سفير داشت ما هم مى‏توانستيم.

    دكتر عباسى : نه. چون الان اينها دارند اين كار را صورت مى‏دهند. اين عملى است كه مبتنى بر فرمولهاى بين‏المللى امكانش به وجود مى‏آيد. نكته ظريف در اين بحث، بحث لابى است. اينكه بارها هموطنان مى‏گويند چرا ما در آمريكا لابى تشكيل نمى‏دهيم، اين براى ما مشكل است. ولى اين حقيقت وجود دارد. بحث سفير كبير در اتحاديه اروپايى را اگر دستگاه سياست خارجى ما جدى‏تر بربتابد و اين امكان به وجود بيايد كه ايرانى‏ها در  اروپا لابى تشكيل بدهند، اينطور نيست كه لابى در تك تك كشورهاى اروپايى باشد، بلكه لابى در اتحاديه اروپا بايد باشد.

 

    مجرى : من فكر مى‏كنم آن لابى‏ها در ميان مردم وجود دارد.

    دكتر عباسى : وجود دارد، منتها اگر ما نسبتش را با سيستم‏هاى بخش‏هاى دولتى متعدد اروپا و در مجموع با اتحاديه اروپا جدى تلقى كنيم و به صورت كامل به آن بپردازيم، قطعاً دستگاه سياست خارجى ما بيشتر خواهد توانست در سطح خرد با هر كدام از اين كشورها و در سطح كلان با خود اتحاديه اروپا بازى كند.

 

     تلفن : اينها با آوردن تعداد زياد جمعيت در قلب تمدن غرب، چه منظورى را دنبال مى‏كنند.

    دكتر عباسى : يكى اينكه اروپايى‏ها كمبود جمعيت دارند كه از جهان اسلام آدم مى‏برند. دوم اينكه الان به اين نتيجه رسيده‏اند كه ورود سايرين، بخصوص مسلمانها به اروپا را شديداً محدود كنند، بخصوص با اين دستگاه وزارت امنيت داخلى كه دارند راه‏اندازى مى‏كنند. لذا حتماً فشار زيادى را بر مسلمانها در آن مجامع وارد خواهند كرد. اگر متون آقاى هانتينگتون را ببينيد، به اين خطر اشاره دارد و اينكه بايد با اين قضيه محدود برخورد كنند.

 

    مجرى : و اميد دارند كه اين مهاجران را از درون استحاله كنند و هويتشان را تغيير دهند، افكارشان را تغيير دهند و در حقيقت آنها را خودى بكنند.

 

در روزهای آينده ۲ مصاحبه از دکتر عباسی را خواهيد خواند

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::