*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

عوامل بازدارنده ما در مقابل تهديدات آمريكا................ یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤

 

با سلام

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

    دكترين امنيت داخلى آمريكا

    مسئله خزر

    عوامل بازدارنده ما در مقابل تهديدات آمريكا

 

قسمت سوم

 

تلفن : راديو BBC گفته كه يك قانونى در آمريكا هست به اين معنا كه CIA و پنتاگون به مردم خودشان نمى‏توانند دروغ بگويند ولى به مردم تمام دنيا مى‏توانند دروغ بگويند.

    مجرى : گفته مى‏شود دولت آمريكا چنان افكار عمومى‏اش را در اختيار دارد كه هرچه مى‏گويد، آنها باور مى‏كنند.

    دكتر عباسى : در واقع زمانى اين مسئله مطرح شد كه اعلام شد ايالات متحده رسماً ابلاغ كرده كه در دستگاههاى نظام رسانه‏اى آمريكا يك معاونتى به وجود آمده است. مثلاً در بخشى از سازمان پيكره نظامى و امنيتى آمريكا كه رسماً اخبار دروغ را منتشر كند، اين معاونت از قبل هم بوده است. ايالات متحده يك سازمانى در سيستم‏هاى امنيتى‏اش به نام NSA - سازمان امنيت ملى - دارد. اين سازمان برخلاف اسمش اصلاً كارى به امنيت ملى ندارد. سيستم ارتباطات الكترونيك را كنترل مى‏كند. شنودها را در خاك آمريكا و در سطح جهان كنترل مى‏كند. ماهواره‏هاى مخصوص به خودش را دارد. اينترنت بخشى از گزاره كنترل اطلاعاتى اين سازمان است. اينترنت ابتدا در آمريكا به وجود آمد، بعداً اداره آن به NSA منتقل شد. كار يكى از معاونتهاى اين سازمان اين است كه اطلاعات را يكى از حيث صحت و سقم و دوم از حيث عملياتى روانى - سفيد يا خاكسترى يا سياه- بسنجد.

    عمليات سفيد روانى، عملياتى است كه اولاً منشأ آن مشخص است. فرض كنيد من دارم مى‏گويم و شما مرا به عنوان يك شخصيت حقيقى و حقوقى مى‏شناسيد. دوم اينكه رسانه‏اى هم كه اين را اعلام مى‏كند، كاملاً شفاف است. مثلاً اين خبر را شبكه تلويزيونى برون مرزى جمهورى اسلامى ايران مى‏گويد.

    در عمليات روانى خاكسترى، يكى از اين دو مغشوش مى‏شود. مثلاً يك رسانه رسمى مثل BBC مى‏گويد به نقل از آگاهان سياسى، كه معلوم نيست چه كسانى هستند.

    عمليات روانى سياه، نه منشأ آن معلوم است و نه كسى كه اين كار را مى‏كند. لذا عمده آنچه كه BBC و خود CNN مطرح مى‏كنند، از جنس دوم يعنى عمليات روانى خاكسترى است. كار سازمان  NSAاين است كه اخبارى كه به او مى‏دهند را پالايش مى‏كند و تبديل به عمليات روانى خاكسترى مى‏كند. در بين يك خبر واقعى، تيره تحليلى را بدون اينكه شنونده و مخاطب متوجه بشود، وارد مى‏كنند. يعنى در لابلاى بحثها، تحليل خاكسترى وارد مى‏شود. اينجاست كه آرام آرام ذائقه مخاطبى كه با اين سيستم‏هاى ارتباطى در تماس و تعامل باشد، كاملاً منحرف مى‏شود، آن را باور مى‏كند و همان چنبره اطلاعاتى مى‏شود كه هم اكنون در امور رسانه‏اى ايالات متحده وجود دارد.

    اما آن قانون ديگر - دولت آمريكا افكار عمومى‏اش را چنان در اختيار دارد كه هرچه مى‏گويد، آنها باور مى‏كنند - اين قانون، بخشى از قانون ناپلئونى است. اين را بايد دوستان حقوقدان توضيح دهند. قانون ناپلئونى، مجموعه قوانينى است كه راههاى مفرى را در خاك آمريكا رقم مى‏زند كه اتفاقاً بخشى از تمايز قانون در ايالتهاى مختلف آمريكا را اين قانون پوشش مى‏دهد. قوانينى است كه مفر ايالتى دارد، مثلاً در ايالت فلوريدا قانونى وجود دارد كه مى‏گويد اگر همسر كسى در آنجا كشته شود، ارث آن خانم به شوهر مى‏رسد. مثلاً در ميامى جرايم زيادى صورت مى‏گيرد، براى همين افرادى مى‏روند با خانم‏هاى ثروتمند مسن در ساير ايالتهاى آمريكا ازدواج مى‏كنند و بعد مى‏روند آنجا و آنها به قتل مى‏رسند. در واقع سيستم‏هايى آنجا وجود دارد كه اين افراد را مى‏كشند، بعد ثروت آن خانم ثروتمند به آن آقايى مى‏رسد كه در چند ماه گذشته با او ازدواج كرده بود. اين نوع قوانين مجموعه قوانين ناپلئونى است. بخشى از اين قانون ناپلئونى هم در خارج از حوزه آمريكاست. اين قانون در بحث كنترابايد - كنترل خطوط مواصلاتى، دريايى - يك جورايى دست آمريكا را باز گذاشته است. مثلاً خود آمريكا حد آبهاى ساحلى‏اش را سه مايل گرفته، بقيه كشورها به طور متوسط 12 مايل گرفته‏اند. آمريكا مبتنى بر اين قانون، اين كار را كرده است. لذا اينكه CIA و پنتاگون مى‏توانند دروغ بگويند و هيچ كس هم آنها را مؤاخذه نكند، براى اين است كه اينجا منافع ديگران با آمريكا تعريف مى‏شود و اين حق براى آمريكاييها - از ديد خودشان - به عنوان كشور متروپل در نظام جهانى امروز، محفوظ است كه لازم است براى حفظ و تأمين منافع خودشان به ديگران دروغ بگويند. واقعاً جاى تعجب دارد كه داخل چنين نظامى، حداقلى از روشنفكران اعتراض كرده‏اند. اين انتقادها در اين كاركرد جهانخوارى و امپرياليستى، بحث گسترده‏اى را مى‏طلبد. آنچه كه امروز به عنوان نفرت از ايالات متحده در رسانه‏هاى دنيا منعكس مى‏شود، عمدتاً به خاطر همين نگاه يك سويه و جانب مدارانه از منافع خودش است. ما گاهى اوقات با بعضى از اساتيد آمريكايى يا كارشناسان كه به اينجا مى‏آيند برخورد مى‏كنيم، مى‏بينيم اطلاعات اينها چقدر پايين است. مثلاً يك استاد دانشگاه كه گرايشش علوم سياسى است يا جامعه شناس است، برآوردها و ارزيابى‏هايش بسيار تخصصى و موجز است - يعنى در يك موضوع بخصوص بسيار عميق، پهنه گسترده اطلاعات عمومى‏شان بسيار محدود - و مى‏بينيم كه اگر اين نخبه آن جامعه است، عناصر خرد آن جامعه به سادگى توسط نظام رسانه‏اى‏شان و همچنين توسط هاليوود و ساير گزاره‏ها، قابليت اين را دارند كه مسموم بشوند و به غفلت برسند، اين غفلت زمينه آن دروغ را براى خارج از مرزها هم مهيا مى‏كند. اين يك تاكتيك عمليات روانى است كه در آنجا بيشتر كاركرد رسانه‏اى دارد.

 

    مجرى : چه رويكردى باعث شده كه آمريكا امروز به فكر تاسيس وزارت امنيت داخلى بيفتد؟ اگر آن خلاء باشد، چرا وزارتخانه و اين وزارتخانه بايد طبيعتاً تا عمق تصميم گيريها و اجراى امنيت داخلى تسرى پيدا كند.

    دكتر عباسى : نكته همين است. گفتيم امنيت يعنى اينكه يك تهديدى در بيرون هست. يك آسيب پذيرى در درون اگر بين دو كفه ترازوى تهديد و آسيب پذيرى توازن به وجود آمد، امنيت محقق شده است. اگر در امنيت ملى اينقدر برجستگى مى‏بينيم در سياستهاى خاص ايالات متحده - كه مى‏آيند دولتِ سايه ايجاد مى‏كنند و اين مشكلات خاصى كه امروز مى‏بينيم - عمده اينها نگاه به بيرون ندارد؛ يعنى اينكه بگوييم از بيرون، گروهى مثل القاعده آمدند و امنيت آمريكا را به هم ريختند و حالا ضرورت دارد براى هماهنگى اين سيستم يكپارچه، وزارتخانه سياستگذار واحدى به وجود بيايد، اصلاً توجيه پذير نيست. اين نشان مى‏دهد كه آسيب پذيرى‏ها در داخل عميق شده است. خيلى ساده بگويم، 400 گروه راست افراطى در ايالتهاى مختلف آمريكا دنبال جدايى طلبى هستند.

 

 

    تلفن : مسئله ما در درياى مازندران چه شد؟

    دكتر عباسى : الان كشور روسيه شروع كرده دو به دو، يعنى يكبار خودش با قزاقستان قراردادى را امضا كرد و بين خودشان دو نفر تقسيم كردند. قسمت شمالى خزر را  با آذربايجان و با تركمنستان هم مترصد اين هستند كه باز دو به دو تعيين موقعيت كنند و حوزه را از همديگر منفك كنند. در نهايت مى‏ماند بخش جنوبى درياى خزر اگر از مرز آستارا خطى را به صورت ممتد متصل كنيم به مرز حسينقلى در بين مرز ما و تركمنستان اين محدوده سرزمينى و آبهاى ما مى‏شود. اشكالى كه سياستمداران، حقوقدانان و انديشمندان ما در داخل كشور مى‏گيرند اين است كه چون عمق آب در محدوده ساحلى ما بسيار بالاست. بعضاً به 800 متر و 1000 متر مى‏رسد و فلات قاره عمدتاً تا 200 متر، يعنى بحث كانتينتال شلف را تا 200 متر مدنظر داريم. آنجايى كه روييدنى‏ها به وجود مى‏آيند، در نهايت ماهى‏ها مى‏توانند خوب تغذيه كنند. خليج فارس كلاً سكوى قاره است، فلات قاره است، متوسط عمقش 35 متر تا 40 متر است. بالاترين عمقش 94 متر است. حالا تصور كنيد ما اگر 200 متر كه دو برابر اين است را بپذيريم وقتى 10 كيلومتر از ساحل خودمان جلو مى‏رويم، عمق 500 400 متر مى‏شود. از كف چنين ساحلى نمى‏شود بهره‏بردارى آنچنانى كرد. هرچند در عمق‏هاى 400 مترى هم حفارى براى نفت و گاز صورت مى‏گيرد. اما بحث اين بود كه ما آب را تقسيم كنيم. كف را مشاع بگيريم. نظر ايران اين است كه ما نبايد كف را تقسيم مى‏كرديم، بلكه بايد كف را مشاع مى‏گرفتيم تا ايران هم از آن قسمتهايى كه عمق آب كم هست و مى‏شود حفارى كرد، استفاده كند و بهره مند شود. آب را تقسيم كرديم. از مرز آستارا تا مرز حسينقلى يك خط مى‏كشيديم، مى‏گفتيم اين آب براى ايران، آن آب براى تركمنستان ، آذربايجان ، قزاقستان و روسيه اما الان برعكس شده است. كف تقسيم شده است. اگر اين تقسيم كف محقق شود، بخشى از كف به ما مى‏رسد كه چون عمقش زياد است استفاده و بهره اقتصادى زيادى نمى‏توانيم ببريم. دوم اينكه در بخش آبها ، چون آبها را دارند مشاع اعلام مى‏كنند، اشكالى كه پيش مى‏آيد اين است كه چون سمت ما آبها گرمتر است، بخصوص ماهى‏هاى خاويار ،ماهيهاى استروژن براى تخم ريزى و مسائل جنبى اينجا مى‏آيند. فرض كنيد كه ديگر از آن منابع دريايى آب‏هاى ما هم آنها بهره‏مندند، چون ديگر مشاع مى‏شود، لذا آنها هم مدعى مى‏شوند. اينكه رئيس جمهور ما و ساير مسئولين وزارت خارجه اعلام كردند كه دارد كار كارشناسى مى‏شود، من برآوردم اين است كه اگر ما يك كار كارشناسى حرفه‏اى داشته باشيم، يعنى مجموعه‏اى از ژئوپوليتيسن‏ها، هيدروپوليتسين‏ها، حقوقدانانى كه متخصص رژيم حقوقى دريايى هستند و عناصر سياست خارجى ما، قادر خواهيم بود كه در يك پروسه 10 تا 15 ساله احقاق حق كنيم. ادعاى ما در اين بحث اين است كه ما بايد كف را مشاع بگيريم و آبها را تقسيم كنيم. الان اين قضيه برعكس است. چون منافع ملى ما به اين مسئله گره خورده است و آن كشورها هم منافع ملى‏شان به نوعى با ما در اين قضيه در تعامل است، مجبورند اين قاعده‏اى را كه ما مى‏گوييم در دراز مدت بپذيرند. لذا از اين حيث دستگاه سياست خارجى ما در حال طرح ريزى كلان است. شوراى امنيت ملى ما هم روى اين قضيه حساسيت دارد. در كميسيون سياست خارجى مجلس شوراى اسلامى هم مترصد اين هستند كه كار كارشناسى صورت بگيرد و احقاق حق بشود، لذا انتقاد ما فى البداهه بر اين مسئله بوده است. اما نكته‏اى كه بايد در نظر داشته باشيم، اين است كه اگر قرار شد ما اينگونه جلو برويم، در آينده از GNP مان، از درآمد ناخالص ملى‏مان، بايد يك بخش را براى ايجاد نيروى دريايى در شمال كشورمان جهت حفظ امنيت ساحل شمالى‏مان اختصاص دهيم. يعنى نه تنها استفاده نبرديم، بلكه ضرر هم كرديم. چون اين آگاهى‏ها و اين فضا در كشور وجود دارد، كاملاً ايران به عنوان يك بازيگر بزرگ مترصد است كه اين حق را برگرداند.

 

    تلفن : آمريكا در اين حملات نسبت به عراق و تهديد اين كشور به حمله قريب الوقوع چه اهداف استراتژيكى را دنبال مى‏كند؟

    دكتر عباسى : آسيب پذيرى‏هاى داخلى آمريكا به قدرى گسترده شده كه طبق آمار خودشان 400 گروه راست افراطى در آن كشور كار تروريستى مى‏كنند. بالاترين مصرف مواد مخدر دنيا مربوط به ايالات متحده است. تمام اين نابسامانى‏هاى اجتماعى، آن گانگستريزمى كه در كودكان و نوجوانان آمريكاست، ششلول مى‏بندند و مدرسه مى‏روند و معلمشان را، هم شاگرديشان را از پاى درمى‏آورند، وجود شبكه‏هاى مافيايى گسترده در خاك آمريكا، نظام اقتصادى عمده‏اى كه بيمارى‏اش روز به روز بيشتر خودش را نشان مى‏دهد، تمام اينها نشان دهنده فرافكنى آمريكا در بخش رسانه‏اى است، اينكه بيرون القاعده‏اى هست و بيمارى سياه زخم را از طريق پست مى‏فرستد - اينها هواپيماى سمپاشى را مى‏توانند بپرانند و از طريق آن همه جا را ميكروبى كنند - و ... . اما آمريكا از درون با مشكلات جدى روبروست، لذا رويكرد به داخل و رويكرد به امنيت داخلى نشان دهنده اين است كه كشور افسانه‏اى آمريكا كه گفته مى‏شد هيچ كشورى از بيرون نمى‏تواند به او تعرض كند و قدرتى نيست كه با او برابرى كند ، حتى چيزى مثل شوروى ، و بعد گفته شد هيچ جرمى، گلوله‏هاى كوچك ، به سمت خاك آمريكا شليك نخواهد شد، امروز مى‏بينيم كسى با او كارى نداشته، از درون دارد به سمتى مى‏رود كه هر طورى شده خودش شروع كند خودش را بازتوليد كردن و امنيت خودش را بسط دهد. بخشى از آن حق هر سيستم و نظامى است كه براى خودش اصلاح سيستم كند، اما ايالات متحده مريض‏تر از آنى است كه تصور مى‏شد، همان طور كه كمتر كسى مى‏توانست فروپاشى شوروى را پيش بينى كند. گزاره آقاى تافلر كه مطرح مى‏كند آمريكا در حال بالكانيزه شده است، گزاره آقاى فوكوياما كه مى‏گويد آمريكا به دليل فساد داخلى ديگر سرمايه اجتماعى ندارد و گزاره آقاى برژينسكى كه معتقد است سكولاريزم عنان گسيخته ، دور كردن و به زاويه راندن معنويت و دين به صورت عنان گسيخته، اينها عوامل فروپاشى آمريكا از درون هستند. امروز مى‏بينيم وزارت امنيت داخلى با اين توجيهات بن لادن و القاعده دارد صورت مى‏گيرد، ولى واقعيت امر اين است كه آمريكاييها اصرار دارند هر طورى كه شده داخل را به يك شكلى با يك فضاى پليسى و امنيتى و قضايى به مرحله‏اى برسانند كه اين فروپاشى از درون را به تعويق بيندازند.

 

    مجرى : اهداف استراتژيك آمريكا از افزايش تهديد حمله به عراق چيست؟

    دكتر عباسى : اولاً تاريخ مصرف صدام در پلان چينش جهانى در ابعاد ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك تمام شده است. صدام مربوط به نسل قبل و دهه قبل و دهه‏هاى قبل بود، لذا لازم است يك تغييرى صورت بگيرد و آن تغييرسياسى در رژيم عراق است. دوم اينكه خود كشور عراق به عنوان يك كشور و قطعه پازلى از پلان خاورميانه، همان طورى كه در پاكستان و افغانستان و آسياى ميانه و قفقاز تغييرات صورت گرفت، عراق هم از اين بلاتكليفى بايد خارج شود. ديگر صرف اينكه آمريكا بگويد اين تهديد است، منتفى است. همان طور كه افغانستان را يك روز مى‏گفتند تهديد است و الان همراه با غرب شد، بايستى عراق هم از حالت تهديد خارج شود و تبديل به يك كشور همراه شود. در اين پلانى كه ناتو به سرعت به سمت شرق مى‏آيد، بايستى كشورهاى جنبى رژيم صهيونيستى هم در آن قطعات پازل، دستى را پيدا كنند. اما احتمال وقوع حمله نظامى هرچه به سمت گرما برويم، كمتر است. مگر اينكه برآورد آمريكاييها اين باشد كه كمترين تلفات و خسارات را مى‏دهند. عمده عمليات نظامى سنگين بايستى از سپتامبر به بعد صورت بگيرد. اگر اينها ادعا مى‏كنند كه در نوامبر مى‏خواهند حمله كنند، بايستى نوع عملياتشان بسيار سبك باشد، يعنى در حد حذف صدام باشد. اگر قرار باشد صدام بماند و ارتش عراق، محكم دفاع كند، بايد نيروى زمينى وارد بشود. اين درگيرى قطعاً در تابستان و هواى گرم هزينه نظامى بالايى براى ايالات متحده خواهد داشت. بعيد مى‏دانم ژنرالهاى ستادهاى ارتش آمريكا اينقدر كم عقلى كنند، مگر اينكه برآوردشان اين باشد كه مى‏توانند با يك تك سبك صدام را حذف كنند و تغيير در جابجايى قدرت در آنجا صورت دهند.

 

    تلفن : دولت آمريكا به دنبال منافع خود در جهان است كه دست به اينگونه سياستها مى‏زند.

    دكتر عباسى : اين اصلاً مصداق مفهوم امپرياليسم است، معناى فلسفى مفهوم امپرياليسم است. امپرياليزم يعنى حوزه قدرت ملى كه منافعش را نسبت به ديگران تبيين مى‏كند و از جيب ديگران استفاده مى‏كند.

 

 

    تلفن : عوامل بازدارندگى ما در مقابل تهديدات آمريكا چيست ؟

    دكتر عباسى : عوامل بازدارندگى ما در بعد فرهنگى و سياسى و نظامى است. ما بعد اقتصادى‏مان متاسفانه ضعيف است. در بعد نظامى، ما دو سيستم نظامى پرقدرت داريم كه تمايزشان در نوع دكترين‏هايشان است. چون دكترين‏هايشان متفاوت است، هر ارتشى كه بخواهد با ما درگير نظامى شود، يقيناً اشكال جدى برايش پيش مى‏آيد و آن اين است كه نمى‏داند با چه نوع دكترينى دارد مى‏جنگد. يعنى هر كسى از اين دو وجهى بودن حذر مى‏كند. در بعد قدرت فرهنگى ما هم اين قابليت وجود دارد. قدرت عمليات شهادت طلبانه در كشور ما، مؤلفه كليدى دكترين بازدارندگى‏مان محسوب مى‏شود. لذا نمونه عينى‏اش اين است كه چند روز پيش وزير جنگ اسرائيل اعلام كرد كه سيستم نظامى اسرائيل نمى‏داند چگونه با اين عمليات شهادت طلبانه مقابله كند.

پايان

يا حق

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::