*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

دكترين امنيت داخلى آمريكا ۲................ یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤

 

با سلام

 توجه :  کليه برنامه های کنکاش که در زير و يادر آينده مشاهده می کنيد مربوط به سالهای ۸۱ تا ۸۳ است

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

    دكترين امنيت داخلى آمريكا

    مسئله خزر

    عوامل بازدارنده ما در مقابل تهديدات آمريكا

 

قسمت دوم

 

  تلفن : در دين ما هم اصل بر برائت است. تناقضى كه بين عمل و تئورى آمريكا وجود دارد، از كجا سرچشمه مى‏گيرد؟

    دكتر عباسى : در اديان هم اصل بر برائت است، منتهى آنچه را كه ما در جامعه دينى نداريم اين است كه ابتدا به ساكن اصل بر عدم برائت را براى سيستم انتظامى‏مان نمى‏پذيريم. در تدوين دكترين و استراتژى انتظامى كشور، مدتها بحث كارشناسى بر سر اين بود كه آيا در ايران هم ما اين را بپذيريم كه اصل بر عدم برائت باشد؟ يعنى نگاه پليس ما اول اين باشد كه همه مجرم هستند، بعد قانون ثابت كند كه نه. طبيعتاً اين نگاه هم حسن دارد و هم عيب. عمده‏ترين تناقض و اشكالى كه در عملكرد آمريكا يا در دكترين امنيت قضايى‏اش مى‏بينيم، يك بخشش به ذات فلسفى نگاه غرب به بشر برمى‏گردد كه آن ذات و تلقى اومانيزم و انسان محورى است. لذا چون انسان را محور همه چيز مى‏دانند، ابتدا به ساكن، انسان را مالك تن خودش مى‏گيرند. از اينجا ليبراليزم شروع مى‏شود، لذا انسان مخير و آزاد است كه خودش تصميم بگيرد؛ در نتيجه وقتى قيود ماورايى در نظر گرفته نشد، انسان در روابطش با ديگران تصميم مى‏گيرد حقوق را زمينى و عرفى تبيين كند. ماحصلش اين خواهد شد كه نيل به پرونوكراسى در سياست مى‏كند، نيل به نفس سالارى. لذا تعارض پيدا مى‏شود، طبيعتاً يك مدتى چنين جامعه‏اى خوب جلو مى‏رود و بعد تعارض اينكه مدام اجازه داده شود انسانها مبتنى بر اميال و خواهشهايشان تنظيم قوانين كنند، تبعات خودش را نشان مى‏دهد. در عرصه حكومتى هم اساساً دولت ايالات متحده دولتى است كه نگاه عمده‏اش متروپل است، نگاهش امپرياليستى است، خودش را محور مى‏گيرد و منافع خودش را با ديگران تبيين مى‏كند؛ لذا ديگران در اختيار و در خدمت آمريكا هستند. پس اين اصل برائت در درون جامعه آمريكا، مشكلاتى دارد. بحث، بحث نگاه اومانيستى است. آن اصل برائتى كه شما اشاره كرديد در بيان كلام گوهربار امام صادق )ع(، براى انسان خدامحور است، اما اينجا ما متأسفانه در تفكر انسان محور و حتى در مفاد حقوق بشر، اصل را بر اومانيزم مى‏گذاريم - انسان محورى -. در نسبت حكومتى هم متاسفانه دولت ايالات متحده، برائت را براى هيچ كشور و ملتى در نظر نمى‏گيرد. اگر بن لادن و القاعده جنايت كردند، ديديد كه تاوانش را مردم افغانستان در آن بمباران‏ها دادند و اين نگاه، متاسفانه يك نگاه دوگانه است.

 

    مجرى : گارد ساحلى در دو سوى اقيانوسها، در سواحل آمريكا مستقر هستند.

    دكتر عباسى : مى‏شود گفت گارد ساحلى ايالات متحده، خودش يك نيروى دريايى است. چون عمده گارد ساحلى‏ها در دنيا داراى FAC هستند - سيستم‏هاى شناور سبك تندرو -. اما ما آنجا مى‏بينيم، عمدتاً كوروت و فرى گيت است. فرى گيت در ستون فقرات نيروى دريايى بسيارى از كشورها، رزم‏ناو محسوب مى‏شود.  شناور اقيانوس پيما دارند. يعنى اينقدر گستردگى دارد كه قادر است مثلاً سيستم امنيت داخلى آمريكا را وسط دو اقيانوس اطلس و آرام بكشاند و از آنجا كنترل كند. حوزه داخلى آمريكا واحدهاى مقابله‏اى سنگينى دارد. واحد مقابله با مواد مخدر، چون آمريكا بزرگترين مصرف كننده مواد مخدر در دنياست، سيستم كنترلى‏اش هم بسيار سيستم پيچيده‏اى است. اما يك بخشى دارد كه خيلى از آن غفلت شده و اصلاً شناخته شده نيست، آن هم گارد ملى آمريكاست كه در كشورهاى  دنيا به اين سيستم ميليشى مى‏گويند - سيستم غيرنظامى و شبه نظامى آمريكا -. جالب است كه اين سيستم براى خودش نيروى زمينى، دريايى و هوايى دارد. مثلاً بخش هوايى گارد ملى آمريكا، هواپيماى  F 81بورنت دارد، اين به چه كار مى‏آيد؟ اگر بحرانى در خاك آمريكا پيش بيايد يا اقدامى چريكى صورت بگيرد، هواپيماهاى F 81 بورنت براى مقابله مى‏روند. حتى دفاع از بعضى نقاط در خاك آمريكا و پوشش‏هاى هوايى‏اش را F 81 بورنت بايد صورت بدهد. اين خيلى نكته مهمى است. گارد ساحلى ايالات متحده، حلقه واسط بين FBI و ارتش ايالات متحده است. مثال بزنيم. وقتى در 10 - 11  سال پيش در لس آنجلس يك آشوبى به وجود آمد، آشوب از يك مرحله‏اى تبديل به اغتشاش شد، به شورش نرسيد - همان حادثه‏اى كه بر اثر كشته شدن پليس به دست يك سياهپوست صورت گرفت - ديديم كه در ايالت كاليفرنيا ابتدا به ساكن پليس ايالتى در صحنه آمد، ولى نتوانست كنترل كند. FBI در صحنه آمد، ولى نتوانست كنترل كند. بعد كار را به گارد ملى سپردند. اين گارد به نسبت شرايط مختلف، اگر در بيابانها باشند، لباس استتار بيابانها را مى‏پوشند، در هر ايالت هم لباس خاص و آرم مخصوص دارند و اينطور مشخص مى‏شوند. بخش قابل توجهى از آنها نيروهاى مردمى هستند، ولى ستون فقراتش و افسران اصلى‏اش واحد درجه هستند. يك سيستم بسيار پيشرفته است، چيزى است كه مثلاً در همه كشورها دارند ولى اينجا خيلى سنگين است. گارد ملى هم نتوانست و كار را بعد از يك مقطعى به نيروى زمينى آمريكا داد. نيروى زمينى آمريكا در سپاه هجدهم هوابرد، 10 گروه هوابرد دارد كه 8 مورد آنها براى عمليات برون مرزى آمريكاست، دو گروهش براى عمليات ضد چريكى و ضد اغتشاش درون خاك آمريكاست. اين دو گروه وارد لس آنجلس شدند و نتوانستند كار را خنثى كنند. در آخرين گام، نيروى چهارم ارتش آمريكا وارد صحنه شد. ارتش آمريكا يك نيروى زمينى دارد، يك نيروى دريايى، يك نيروى هوايى و يك سپاه تفنگداران كه يك نيروى ناقص است و جايگاه ارتشبدى ندارد. ارتش نيست، يك سپاه است. متولى حوزه مريلند است، يعنى عمليات اقيانوسى و دريايى را نيروى دريايى آمريكا انجام مى‏دهد، عمليات سرزمينى را نيروى زمينى، سپاه تفنگداران دريايى متولى نقطه اتصال بين دريا و ساحل كه اصطلاحاً آن بخش را نوار ساحلى مى‏گويند، است. اين سپاه يك مسئوليت ديگر هم دارد، آن هم متولى حفظ سفارتخانه‏هاى آمريكاست. در تصرف سفارت آمريكا در تهران كه يك لانه جاسوسى شده بود، آن افرادى كه يونيفرم استتار جنگى تنشان بود، افسران و درجه داران تفنگداران دريايى بودند كه محافظ سفارتخانه آمريكا محسوب مى‏شوند. اين يگان، سنگين‏ترين يگان پياده دنياست. يعنى استعداد گردانها در دنيا، در ارتش‏هاى مختلف از 250 نفر شروع مى‏شود تا به 800 نفر مى‏رسد. اما اين سپاه گردانهايش 1250 نفرى است. معنايش اين است كه يك لشگر زمينى در يك خط زمينى ممتد، گردانهايش سبك هم باشد، اشكال ندارد، كنار هم دفاع مى‏كنند، اما ممكن است گردان تفنگداران دريايى آمريكا در يك جزيره‏اى با فاصله صدها مايل از ساحل اصلى بخواهد بجنگد، لذا اين بايد يگان سنگينى باشد كه خودش به تنهايى بتواند در اين حوزه، مستقل عمل كند. حمله امكانات بسيار سنگين دارد. ناو هواپيمايى پشتيبانى ثابت دارد. سپاه تفنگداران و حجم هواپيماى پشتيبانى‏اش بسيار بالاست. اينها در عمليات امنيت داخلى وارد لس آنجلس شدند. با آن هيكلهاى درشت، هر كدام با 30 - 40 كيلو كوله پشتى سنگينى كه روى دوششان بود، درختهايى كه براى استتار به خودشان آويزان كرده بودند، وارد خيابانهاى لس آنجلس شدند و موفق شدند. در واقع اين آخرين تير تركش ايالات متحده است. پس در چارچوب ساختار كلان امنيت داخلى آمريكا، پليس ايالتى مى‏بينيم و 21 لايه پليس در بخشهاى مختلف غير از دواير كاراگاهى و خصوصى كه در آمريكا يك حوزه استثنايى دارند. مثلاً براى اينكه بعضى جرايم را پيگيرى كنند. بعد FBI، بعد گارد ملى - غير از گاردهاى مرزبانى و دريابانى -. گارد ملى حدفاصلى است كه كار را تحويل ارتش آمريكا مى‏دهد. اين يك سيستم بسيار بسيار يكپارچه، سنگين و عظيمى از امنيت داخلى است.

    مجرى : پس با اين كامل بودن سيستم امنيتى داخلى، چرا امروز واشنگتن به فكر تأسيس وزارت امنيت داخلى افتاده است؟

    دكتر عباسى : باز بايد به ساختار دولتها و كشورهاى مختلف نگاه كنيم. مثلاً در كشورى مثل ايران وقتى به دولت سياستهاى كلان مى‏دهند، در سطح معاونينش در سطح شوراهاى متفاوتى كه در دولت وجود دارد، سياستگذارى استراتژيكى و ميانى مى‏كند. بعد اين سياستها را به وزارتخانه‏هايش ابلاغ مى‏كند. وزارتخانه‏ها مجرى هستند، يعنى سطحشان تاكتيكى مى‏شود و مقدارى بالاتر از تاكتيكى، ايمنى مى‏شود. اما در ايالات متحده اين قاعده يك سطح بالاتر است، يعنى در ايالات متحده، وزارتخانه خودش سياستگذارى مى‏كند. مثلاً وزارت دفاع ايالات متحده مبتنى بر چارچوبى كه شوراى عالى امنيت ملى آمريكا به او مى‏دهد، سياستگذارى نظامى مى‏كند. وقتى پنتاگون اين سياست را توليد كرد، به ستاد مشترك ارتش و ستاد نيروهاى نظامى آمريكا ابلاغ مى‏كند. الان اتفاقى را كه در خاك آمريكا افتاده از دو زاويه بايد نگاه كنيم. اول چيزى كه حق دولت آمريكاست و در پلان ساختار سيستمى‏اش يك خلاء بوده، اين بوده كه تمام اين اجزاء وجود داشتند - كه بخشى‏اش را برشمرديم - و كامل هم بوده، اما يك سيستم سياستگذارى بالاى سر اينها نبوده است. مثلاً وقتى يك گزارشى قرار است از طرف دولت آمريكا در مسايل امنيتى داده شود، رئيس FBI با وزير دادگسترى با هم به تلويزيون مى‏آيند و مى‏نشينند و جواب مى‏دهند. اين نشان مى‏دهد كه اين حلقه ناقص است و سياستگذار ندارد. مجرى مى‏آيد جواب مى‏دهد. حالا فرض كنيد اگر فردا آمريكا وزير امنيت داخلى داشت، اين حلقه‏هاى تقريباً 37 - 8 گانه كه ما بعضى‏هايش را برشمرديم، سياستگذارى واحد بالاى سرشان بود. بعد نسبت به آن سياستها طرح ريزى استراتژيك و طرح ريزى عملياتى و سپس برنامه‏ريزى براى اينها و هدايت اينها به صورت آن يكپارچگى كار، اين تقصير به گردن ديگرى نيندازد، بعد آن يكى بگويد تقصير ديگرى بوده و كم كارى كرده است. اين يكپارچگى ديگر از دست شوراى امنيت ملى آمريكا خارج است. بايستى يك لايه پايين‏تر، وزارتخانه‏اى باشد كه بتواند اين يكپارچگى را اعمال و اجرا كند. از اين جهت به نظر مى‏رسد، دارند اصلاح ساختارى صورت مى‏دهند.

    نكته تعجب آميز اين است كه در بحث جهانى شدن، بحث رقيق شدن مرزها و اينكه آمريكا منافعش را در دورترين نقاط نسبت به خاك خودش دنبال مى‏كند، حالا چرا احساس ناامنى كرده است. در اين سيستم‏هايى كه قبلاً در كنار هم عمل مى‏كردند، هيچ اشكالى به وجود نمى‏آمد، اگر گاهى احياناً جايى مشكلاتى به وجود مى‏آمد، اما بالاخره اورلپ داشتند و متولى ثابت و پاسخگوى اصلى هم طبيعتاً FBI بود.

 

    مجرى : در يكى دوماه گذشته خبرهايى مى‏رسد كه مقامات آمريكا خبر داشته‏اند كه قرار است در 11 سپتامبر اتفاقى بيفتد. آيا آمريكا اينها را براى زمينه سازى براى تصميمش دارد اعلام مى‏كند يا اينكه حقيقتاً اين اطلاعات وجود داشته و آن خلاء نتوانسته به موقع واكنش نشان بدهد و اطلاعات را مديريت كند.

    دكتر عباسى : از همان ابتدا هم كه بحث 11 سپتامبر پيش آمد، ايالات متحده خودش مى‏دانسته و آن تعبير "خودزنى" مصداق پيدا مى‏كند. من معتقدم خود آمريكا اين كار را انجام داد. باز هم تكرار مى‏كنم كه ايالات متحده نياز داشت كه يك خودزنى بكند و با اين خودزنى يك زمينه‏اى در دنيا ايجاد كند كه به اين يكه تازى و رويكرد ميليتاريستى‏اش رو بياورد. يك خودزنى بزرگ كه هيچ كس هم باور نكند. البته اين تلفات نسبت به تلفاتى كه اگر مى‏خواست يك جنگ سنگين در آسياى ميانه راه بيندازد، اصلاً هيچ است. به هر حال تأكيد مى‏كنم، چه آمريكاييها اطلاع داشتند از آمدن گروهى مثل القاعده كه بيايد و آن عمل را انجام دهد و چه اطلاع نداشتند، صورت مسئله در بحث امنيت داخلى آمريكا تغيير نمى‏كند. چگونه است كه يك ملت 250 ميليونى بايستى از يك گروه 6 - 7 هزار نفرى كه حداقل بينش و سواد و فرهنگِ عمل دارند، اينقدر بترسد، مگر اينها چه داشتند؟

ادامه دارد...

يا حق

 

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::