*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

ادامه جهان تروريزم نامتقارن ۲................ دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸۳

 

با سلام

پيشا پيش سال نو را تبريک می گويم اميدوارم در سال جديد جناب استاد عباسی دوباره به صحنه بيايند با نظرياتی بهتر و پر محتواتر.

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

   تروريزم

    جهان تروريزم نامتقارن

    عراق

قسمت سوم

 

     - تلفن : يك سياهپوست غيرايرانى در آمريكا، يك ايرانى مخالف رژيم ايران را ترور كرد. چه دشمنى با او داشت و چرا ايران او را به عنوان يك شهروند پذيرفت؟ ترور ديگرى هم در فرانسه انجام گرفت.

    - دكتر عباسى : بله. خبر اين دو نفر را در نشريه‏هاى خارجى خواندم. آن فرد سياهپوست در پلانى از فيلم "سفر به قندهار" آقاى مخملباف هم آمده بود. ولى ظاهراً اطلاعى از سوابق اين فرد در دست نبوده است. خود كارگردان و تهيه كننده فيلم هم اعلام كرده بودند: ما نمى‏دانستيم اين فرد چنين سابقه‏اى دارد و يك هموطن را به قتل رسانده است. يك چنين كاراكتر و چهره‏اى را براى فيلم نياز داشتيم و از اين فرد استفاده كرديم. يك نكته اين است كه بسيارى از تروريستها، بسيارى از افراد ناراحت، وقتى مى‏خواهند دست به اقدامى بزنند، سراغ ملتهاى ديگر مى‏روند. چه بسا با جعل اسناد و مدارك دست به اين اقدامات بزنند. يك بار فردى براى اينكه دست به يك اقدام تروريستى بزند، از يك كشورى به كشور ديگرى مى‏رود. مثلا كارلوس ، چهره معروف تروريستى يا اسكورزينى.دست راست هيتلر كه تا سال 74 هم زنده بود و در نقاط مختلف دنيا هم مى‏گشت. شايعه هم كردند كه فلان عمل تروريستى را او انجام داده است. در نهايت وقتى در اسپانيا خاطراتش را نوشت، به اين معنا نيست كه دولت اسپانيا اين فرد را جايى مى‏فرستاده است. در مورد انيس نقاش هم مطالبى شنيده شده است. به هر حال اينكه اين افراد دست به اقدامات تروريستى در فرانسه و آمريكا زده باشند، مسئله‏اى است كه طبيعتاً يك عمل نامناسب و نامشروع است، حالا من نمى‏دانم انيس نقاش هم به ايران آمد يا نه ولى اين سياهپوست كه به ايران آمد، دليل اين نمى‏شود كه چون به ايران آمد، پس يك حمايت و مشروعيتى از طرف دولت ايران و حكومت ما به آنها داده شده باشد. اين را من بعيد مى‏دانم.

 

    - مجرى : فرض بگيريم كه قطعنامه 1441 بتواند منجر به ضعف بيشتر عراق بشود، حالا موضع عراق امروز چيست؟

    - دكتر عباسى : عمدتاً شخص صدام قواعد استراتژى را خوب مى‏شناسد. تا الان هم خوب بازى كرده است؛ يعنى در بيست سال گذشته. ولى واقعيت امر اين است كه امروز با صادر شدن اين قطعنامه، شديداً و عميقاً در منگنه قرار گرفته است. چه بپذيرد و چه نپذيرد، در هر دو صورت نتيجه يكى است، پس بهتر است آبرومندانه نپذيرد. يعنى در برخورد با آمريكا سلاحهايش را نگه دارد و هزينه آمريكا را بالا ببرد و نگذارد آمريكا اين پيروزى را شيرين به دست بياورد. ضمن اينكه عليرغم بلوفى كه آقاى جك استراو و آقاى بلر زده‏اند و اعلام كرده‏اند كه ما يكپارچگى كشور عراق را مى‏خواهيم، طرح تجزيه عراق در دستور كار است. طرح تجزيه كشور عراق به اين معناست كه با بخشى از كشور اردن تلفيق شود. حتى مطرح است كه برادر ملك حسين، شاه اردن را به عنوان حاكم كشور عراق منتصب كنند. از سوى ديگر، دنبال اين هستند كه در يك موج پرشدت فلسطينى‏ها را كاملا از سرزمينهاى اشغالى فلسطين برانند و به كرانه باخترى و خاورى رود اردن بياورند و كشور فلسطينى ايجاد كنند. نظر به چنين وضعيتى، صدام اگر ببيند كه اگر قرار است مجانى و مفت اول خلع سلاحش كنند و بعد با او به عنوان جنايتكار جنگى برخورد كنند - ضمن اينكه قضيه هم مطرح شده است - لذا طبيعى است كه بهتر مى‏داند بماند و تا آخرين لحظه مقاومت كند. از اين منظر من پيش‏بينى مى‏كنم كه راه بازى صدام با اين قطعنامه خيلى كم است و به نقطه صد كه برسد، بعيد مى‏دانم به سادگى تسليم شود.

 

    - مجرى : يك دست شدن در دولت آمريكا و اسرائيل )با توجه به انتخابات اخير( و با توجه به اينكه گردانندگان اصلى تحولات در منطقه هم در همين دو جناح هستند، چه تأثيرى - حداقل در كوتاه مدت - خواهد داشت؟

    - دكتر عباسى : به دليل يكنواختى كه صورت گرفته و ائتلاف و اتفاق نظرى كه بين دو دولت آمريكا و اسرائيل به وجود آمده، روند تحولات منطقه، سرعت فزاينده‏اى پيدا مى‏كند. با وجود اين وضعيت، يعنى آمدن آقاى نتانياهو و آقاى موفاز در دولت اسرائيل و تغييراتى كه در آمريكا به وجود آمد و دموكراتها در اقليت قرار گرفتند و جمهوريخواهان همه مواضع را در اختيار گرفتند، تحولات منطقه در آينده هم در عراق، هم در خصوص سياستهاى جهانى آمريكا، هم در ساير بخشها و همچنين در خصوص سياستهاى آمريكا و اسرائيل در درون سرزمينهاى اشغالى از شتاب روزافزونى برخودار خواهند شد. نكته حائز اهميت اين است كه در اين شرايطى كه دارد جنگى عليه صدام صورت مى‏گيرد و افكار عمومى به دست قطعنامه‏ها و اقدامات شوراى امنيت و اقدامات آمريكا و انگليس و ديگران عليه عراق هست، اينها آماده تدارك اقداماتى در  درون سرزمينهاى اشغالى مى‏شوند كه من آينده نامناسبى را نمى‏توانم پيش بينى كنم. پيش‏فرض آقاى موفاز اين بود كه من به شرطى وزير دفاع مى‏شوم كه اجازه بدهيد كرانه باخترى را كاملاً به اشغال نظامى دربياوريم. لذا از اين منظر، شرايط فلسطين در آينده بسيار تيره خواهد بود و قطعاً مردم فلسطين فهميده‏اند فقط بايد با اقدامات شهادت طلبانه روى پاى خودشان بايستند و نمى‏توانند به اتحاديه عرب و كشورهاى ديگر تكيه كنند. واقعاً آمريكا همه كشورهاى عرب و ديگر كشورهاى جهان اسلام را درگير عراق كرده است. همه نگاهها را به آنجا معطوف كرده و در نتيجه فضايى به وجود آورده كه اقدامات بسيار پيچيده و سنگينى عليه فلسطينى‏ها صورت بگيرد. همان سناريويى كه دنبال مى‏كنند، يعنى آن كرانه باخترى را به سمت كرانه خاورى رود اردن منتقل كنند، يعنى فلسطينى‏ها را در شرق رود اردن ببرند. مثل موجى كه در سال 1982 به وجود آمد و فلسطينى‏ها را به سمت جنوب لبنان اخراج كردند، اين بار هم مى‏خواهند يك موج گسترده ديگر از فلسطينى‏ها را اخراج كنند. لذا وضعيت، وضعيت خطرناكى است. بايستى سياستگذاران خارجى در همه كشورها يك مقدارى حساب شده‏تر مراقب نسل كشى كه  احتمالاً در راه خواهد بود، باشند. اين يك دست كردن كشور فلسطين و تهى كردن آن از فلسطينى‏ها و خالى كردن آن، يعنى اينكه اسرائيل مى‏خواهد بين خودش و بين فلسطينى‏ها فاصله و حريمى ايجاد كند كه ديگر شهروند درجه دومى به نام فلسطينى آنجا نباشد كه دست به عمليات شهادت طلبانه بزند. بايد بپذيريم كه اين وضعيت متأثر از فضاسازى "امروز مى‏زنيم، فردا مى‏زنيم" در خاك عراق است. اين شرايط فضايى را ايجاد كرده‏اند كه اسرائيلى‏ها آن مسئله‏اى را كه 60 - 50 سال است با آن درگير هستند، فيصله بدهند و از اين بن‏بست و تنگناى انتفاضه خارج بشوند.

 

    - مجرى : اگر كنفدراسيونى از فلسطين و اردن و بخشى از عراق ايجاد شود، به عنوان راه‏حل مسئله خاورميانه، چه تأثيراتى بر آينده منطقه خواهد داشت؟

    - دكتر عباسى : برآوردها حكايت از اين مى‏كند كه براى 15 سال اول قرن 21 يعنى تا سال 2015 سياست كلان ايالات متحده و سياست اعلام نشده بعضى از كشورهاى اروپايى مثل انگليس به اين سمت مى‏رود كه مورفولوژى و ريخت شناسى ژئوپوليتيك منطقه را به هم بزنند. تركيب اين قطعات موزائيكى را كه به عنوان كشور - ملت كنار هم چيده شده‏اند، برهم بزنند. قوميت‏هاى جديدى ايجاد كنند. بگويند مرزها را ما از اينجا ايجاد كرديم و حالا خودمان حق داريم بيايم و اين مرزها را جابجا كنيم. قسمت كردنشين عراق را به يك نسبت و قسمت عرب نشين سنى عراق را به كشور اردن منتصب كنيم و فلسطينى‏ها را به آنجا كوچ بدهيم و نيز قسمت شيعه نشينش را مستقل كنيم. يك ريخت شناسى جديد را در عرصه موزائيك بندى پلان كلى منطقه مى‏توان شاهد بود. لذا اگر  قرار باشد به اين سياست عمل بشود، قطعاً طرح تجزيه عربستان ، طرح تجزيه ايران ، طرح تجزيه عراق و برهم خوردن اين ساخت و چارچوبها، در دستور كار اينها وجود دارد و اعلام هم كرده‏اند. حال بايد ببينيم چقدر موفق مى‏شوند در دنيا ائتلافى به وجود بياورند كه بتوانند در منطقه بيايند و اين اقدامات را صورت بدهند. ما در يك روز گذشته شاهد بوديم كه آقاى پوتين متأثر از اقدامى كه در مسكو صورت گرفت، معتقد است كه با چچنى‏ها نمى‏شود مذاكره كرد. چچنى‏ها با آن اقدامى كه در مسكو انجام دادند، چنان پوتين را فرارى دادند كه پوتين كاملاً به آن ائتلاف پيوسته است. بايستى تمام ملت‏ها و دولتها و كشورها را اينطور با خودشان همراه كنند تا بتوانند همه را سر مسئله تروريزم به ائتلاف برسانند و آنها را در منازعه‏اى كه در خاك عراق دارد صورت مى‏گيرد، شريك كنند. لذا بايد ببينيم اين طرح ريخت شناسى آينده منطقه، محقق خواهد شد يا خير؟ امير عبدالله در يك مذاكره رسمى با يكى از مسئولين يكى از كشورها اصرارش بر اين بود كه حتماً آمريكا بعد از عراق به عربستان يا به ايران حمله خواهد كرد. يعنى الان در رأس حكومت عربستان اين فرض مطرح است كه بعد از عراق يا نوبت عربستان است يا نوبت ايران. ضمن اينكه همين دغدغه و نگرانى را هم ما از سوى استراتژيستهاى مصرى مى‏بينيم. مصرى‏ها هم معتقدند كه بعد از اين مرحله، نوبت آنهاست. سوريه هم همين نگرانى را دارد. سيال بودن وضعيت اين گونه است كه شرايط به نحوى تغيير مى‏كند كه بشود به افكار عمومى آگاهى داد. افكار عمومى امروز فكر مى‏كند آمريكا و انگليس به دنبال بن لادن و عناصر القاعده دارند منطقه را مى‏گردند و همه بهانه بر سر اين است كه صدام سلاح اتمى دارد. واقعاً اگر قرار است چنين قطعنامه‏اى عليه صدام تصويب شود، آيا چنين قطعنامه‏اى نبايد عليه رژيم صهيونيستى تصويب بشود؟ آيا اصلاً آمريكا و حتى فرانسه و آلمان و كشور انگليس كه آنها هم داراى حق وتو هستند، اجازه مى‏دهند چنين قطعنامه‏اى عليه اسرائيل صادر شود؟ بنابراين مى‏بينيم كه تروريزم بين‏المللى - يكجانبه - تروريزم گسترده‏اى است كه محملى به نام سازمان ملل دارد. باز هم عرض مى‏كنم كه ما نمى‏خواهيم از صدام دفاع كنيم، بحث مدل رفتارى در عرصه روابط بين‏الملل است كه بيان مى‏شود.

 

    - مجرى : شعار "ما جنگ براى نفت نمى‏خواهيم" خودش نشان مى‏دهد كه ماجرا لو رفته است، يعنى افكار عمومى نمى‏پذيرد كه فقط به خاطر سلاحهاى كشتار جمعى در يك كشور مسئله باشد و در كشور ديگرى مسئله نباشد.

    - دكتر عباسى : اتفاقاً قطعنامه 1441 همين را مى‏خواهد تضمين كند كه بگويد ما رفتيم و براى نفت جنگيديم، ولى بدون سروصدا و هيچ كشته و تلفاتى هم نداديم. دنبال اين هستند كه بگويند ما يك قطعنامه‏اى را تنظيم كرديم، با آن اول صدام را خلع سلاح كرديم و بعد به او حمله كرديم. لذا صدام هم بايد اين دست را بخواند و بداند كه بايستى هزينه ايالات متحده و كسانى را كه چنين طرحى دارند، بالا ببرد. اين طرح كرانه شرقى رود اردن، عراق و همه اينها از زمان نخست وزير اسرائيلى، گلداماير، مطرح شد كه فلسطينى‏ها را بيرون بريزند. آنها اصلاً به كشور اردن اعتقاد نداشتند و مى‏گفتند اردن همان فلسطين است. زمان دولت ريگان اين طرح به اوج خود رسيد و در غرب مطرح شد. در اسرائيل هم مطرح بود، اما زمينه بروز و ظهور جدى اين طرح و اين سناريو در طول يك سال و نيم گذشته بسيار برجسته شده است. براى بررسى و جذب عكس‏العملهاى كشورهاى اسلامى و منطقه، آرام آرام سعى كردند اين طرح را در رسانه‏هاى اسرائيل مطرح كنند. بعد آرام آرام اين طرح در كشورهاى ديگر مطرح شد. حساسيت سنجى صورت گرفت. در يكى دو ماه گذشته، آمريكايى‏ها تصويب كردند كه بيت المقدس را به عنوان پايتخت رژيم صهيونيستى پذيرفته‏اند. يعنى تا اين مقدار كار جلو آمده‏اند. فقط فرض اين مانده كه بايستى اين حمله صورت بگيرد و فلسطينى‏ها بايد آنجا را ترك كنند. لذا شرايط ، شرايط پيچيده‏اى  است. براى اينكه ما مى‏بينيم مى‏خواهند ائتلاف بين عراق و اردن به وجود بياورند و اين تجزيه را محقق كنند. همه اينها بستگى به آن سياليت‏ها و متغيرهاى مسئله دارد. اين متغيرها، مسئله انتقال انرژى اين منطقه به جهان و اساساً اقتصاد جهان است. اقتصاد ژاپن، اروپا و خود آمريكا تحمل اين را نخواهد داشت كه انرژى در اين منطقه بر اثر اين بازيهاى خطرناك ايالات متحده و اسرائيل دچار نوسانات آنچنانى شود. لذا اين هشدار را به ايالات متحده بايد داد. برهم زدن قاعده بازى در اينجا مى‏تواند چنان شرايط را مشوش كند و چنان اغتشاشى به وجود بياورد كه تا دهه‏ها اين منطقه روى آرامش نبيند و اولين كسى كه ضرر مى‏كند، خود غرب است كه پايه و مبنايش اقتصاد است. لذا آقاى تونى بلر در چند ساعت گذشته موضع گيرى كرده و گفته بود كه حتماً كشور بريتانيا در معرض تروريزم است. بعد گزارش شد كه اقدامات  سيستم‏هاى امنيتى‏شان تشديد شد. موضع‏گيرى ايشان اين بود كه ما اجازه نخواهيم داد اقتصاد بريتانيا بر اثر اقدامات تروريستى فلج شود.

 

    - مجرى : وجود سوريه در شوراى امنيت و دادن رأى موافق به اين قطعنامه و موضع ملايم اتحاديه عرب ، حاكى از نوعى عقب نشينى از سوى كشورهاى عربى است.

    - دكتر عباسى : فرض اين است كه سوريه احتمالاً بايد امتيازهايى از ايالات متحده گرفته باشد، البته اين فرض در رسانه‏ها مطرح شده است

 

يا حق

 

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::