*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

نامه در حمایت از دکتر عباسی................ سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳

 

با سلام

1-در چند روز پیش اخباری مبنی بر حضور جناب آقای دکتر عباسی در دانشگاه ها پخش شد و اما اصل ماجرا:

بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر اولین دانشگاهی بود که دکتر عباسی را دعوت کردند و بر اساس آن تبلیغات خود را برای این سخنرانی که قرار بود به مناسبت 16 آذر برگزار شود انجام دادند که بعدا قرار شد در روز 1 شنبه 15 آذر ساعت 13 برگزار شود اما پس از آن بسیج دانشگاه تهران ایشان را برای روز 16 آذر  تالار دانشکده فنی دانشگاه تهران ساعت 14 دعوت کردند جناب دکتر برای هر دو سخنرانی اعلام آمادگی کردند

متاسفانه با فشار هایی که از طرف سازمان بسیج دانشجویی و وزارت ... به این دو بسیج دانشجویی آمد دانشگاه تهران برنامه ایشان را لغو کرد اما بسیج امیر کبیر بر اجرای برنامه برای 16 آذر تاکید کردند

در روز 16 آذر ماه مجوز مراسم بسیج در دانشگاه امیر کبیر لغو شد و به همین دلیل جناب دکتر عباسی در هیچ دانشگاهی سخنرانی نکردند

2- نامه در حمایت از دکتر عباسی :عده ای از طرفداران دکتر عباسی نیز در حمایت از ایشان نامه ای را امضا کرده اند و از دیگر طرفداران دکتر نیز در خواست دارند تا این نامه را امضا کنند به آدرس زیر :

http://www.petitiononline.com/drabbasi/petition.html

 

3-ادامه گزیده مطالب برنامه کنکاش :

 برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

    عربستان

 قسمت اول

    بسم‏الله الرحمن الرحيم

    مجرى : بر تاريخچه و موقعيت استراتژيك و ژئوپوليتيك عربستان در منطقه مرورى تاريخى و جغرافيايى داشته باشيم.

    دكترعباسى : عربستان سعودى بخش عمده‏اى از شبه جزيره عربستان است كه يك تاريخ كهن پنج هزار ساله دارد. مشخص‏ترين فراز تاريخى عربستان، حركت و عزيمت حضرت ابراهيم به عنوان مسلمان - به تعبير قرآن - در عربستان است كه در آنجا به همراه هاجر، همسر دومشان بنيان آنچه را كه امروز كعبه ناميده مى‏شود، توسط خود ايشان و بعد هم حضرت اسماعيل گذاشته شد و از آن به بعد هم اين سرزمين يكى از مهدهاى اديان محسوب مى‏شود، اين مرحله تا پيش از اسلام با ختم نبوت، شبه جزيره عربستان در سه حوزه همواره توسط امپراطورى ايران، توسط فراعنه مصر و توسط شاهان يمن، همواره شبه جزيره عربستان به اشغال در مى‏آمده است. مشخصاً اين فراز تا 1400 سال پيش هست، ولى از صدر اسلام به اين سو، به سرعت به عنوان مهد اسلام، آخرين دين، اين حوزه امپراطورى و قدرت اسلامى به منطقه سوريه امروز و عراق امروز انتقال پيدا مى‏كند كه امويان و عباسيان را در بخشى از امپراطورى خودشان دارند و آرام آرام عربستان ديگر از آن مقطع هيچگاه خودش حاكميت متمركز نداشته است. دوران فطرت را پس از عباسيان داريم. فطرتى كه جهان اسلام فرو خفت. از جمله عربستان هم يك دوران طولانى فطرت را مى‏گذراند. تا زمانى كه استعمار انگليس - در زمان امپراطورى عثمانى - وارد منطقه مى‏شود. از شبه جزيره عربستان با وهابيت شروع مى‏كند و فروپاشى امپراطورى عثمانى از جنوب، از درون شبه جزيره عربستان شروع مى‏شود. اين فرايند به ايجاد كشور عربستان سعودى مى‏انجامد و در ادامه هم پس از خروج انگليس از منطقه، ايالات متحده به سرعت جاى انگليس را در اينجا پر مى‏كند و كاملاً هماهنگ مى‏شود.

    عربستان سعودى مهد قوم سامى و عربيت اصل است. آنچه كه ما در عراق، سوريه، اردن، بخصوص شمال آفريقا، الجزاير، ليبى، تونس، مراكش و مصر مى‏بينيم، اعراب واقعى نيستند. شايد نژادشان بعضاً سامى باشد، ولى اعراب واقعى اعرابى هستند كه در همين منطقه - شبه جزيره عربستان - حضور داشته‏اند. البته آن سامى هم كه در محدوده مصر در حوالى نيل بوده، كه حتى يهود هم از قوم آن محسوب مى‏شود، بخشى از سامى‏ها هستند، ولى سامى عرب صرف، فقط در اين منطقه بوده‏اند. لذا اين مفهوم عربستان سعودى، بعد از فروپاشى امپراطورى عثمانى و پيدايش كشور عربستان در منطقه - كه اسم اصلى آن حجاز است - به وجود آمده است. به اين سبب به اين منطقه عربستان اطلاق مى‏شود كه مشخص مى‏كند مردم اينجا اصلاً و رسماً عرب هستند.

    عربستان از شمال به كويت، عراق و اردن، از غرب به درياى سرخ و بخشى از كشور يمن، از جنوب به كشور يمن و عمان و از شرق به عمان، امارات، قطر و خليج فارس محصور مى‏شود. هفدهمين كشور دنيا از نظر وسعت است و نزديك به 25 درصد يعنى 14 ذخاير نفتى دنيا را در خودش جاى داده است. از اين حيث، كشورى است كه اقتصادش نفت پايه است . حكومتش سلطنتى است. كشورهاى عربى عمدتاً سلطنتى هستند. بعضى‏هايشان در رأس از سلطان استفاده مى‏كنند، مانند عمان. بعضى‏ها از شيخ استفاده مى‏كنند، مثل مجموع امارات، شارجه، دوبى و سايرين. بعضى‏ها از ملك استفاده مى‏كنند، مثل اردن و عربستان. بعضى‏ها هم از سيستم خليفه‏اى استفاده مى‏كنند مثل كويت يا بحرين. عنوانهاى ديگرى را هم در نظر مى‏گيرند مثل امير. لذا مى‏شود امير، شيخ، ملك و سلطان. كشور عربستان ملك دارد، يعنى شاهى دارد كه اين شاه خودش را خادم حرمين شريفين هم مى‏داند.

 

    مجرى : وجود كعبه و قبله مسلمين و اينكه مَلِك در عربستان خودش را خادم شريفين معرفى مى‏كند، نوعى اهميت را براى كشور عربستان تعريف مى‏كند. اما اين اهميت قبل از اسلام وجود نداشته و بنابراين بايد دلايل ديگرى وجود داشته باشد كه يمنى‏ها، آشورى‏ها، بابلى‏ها، ... به اين سرزمين حمله مى‏كردند و آن را تصرف مى‏كردند. موقعيت طبيعى كشور عربستان يا سرزمين حجاز چه بوده، چه جذابيتى داشته؟ آيا اين جاذبه طبيعى در محدوده استراتژيك قابل تعريف بوده است؟

    دكتر عباسى : سفر كاروانهاى تجارتى از محدوده آنچه امروز محدوده نيل ناميده مى‏شود، به سمت سرزمينى كه امروزه فلسطين و لبنان مى‏ناميم - محدوده كنعانيان - و عمدتاً از نواحى شمالى عربستان بوده انجام مى‏شده است. عربستان در مسير ترانزيت كالاهاى دادوستد و تجارت منطقه بوده است؛ از مصر به سمت شام و لبنان و از يمن، - از جنوب شبه جزيره - به سمت شام و مصر. عربستان در سر اين سه راهى بوده، سه راهى كه شامل محدوده جنوب شبه جزيره يعنى يمن، شمال شبه جزيره يعنى محدوده شامات و محدوده غرب شبه جزيره در آن سوى صحراى سينا يعنى محدوده‏اى كه امروز ما به عنوان مصر مى‏شناسيم، بوده است. ضمن اينكه طبيعتاً قبل از اسلام هم، خود خانه كعبه چون تبديل به بتخانه شده بود، كانون پرستش بتهايى مثل لات و هبل و عزى بود. حتى يك مرحله هم خود يمنى‏ها لشگركشى مى‏كنند كه اينجا را كه پرستشگاه بتها بوده، تصرف كنند. عربستان چون كانون مسير ترانزيتى كالا بوده، هميشه محدوده سلطان نشين يمن - به دليل اينكه از موقعيت جغرافيايى بسيار بدى برخوردار بود - براى خروج از اين وضعيت و نياز به يك موقعيت  استراتژيك كه بايستى از صحراى نجد يا محدوده حجاز عبور مى‏كرده، به آن توجه داشت. لذا عربستان همواره كانون توجه مصرى‏ها، شامى‏ها و بخصوص يمنى‏ها بوده است.

 

    مجرى :  اين حضور 1400 ساله اسلام در آنجا، تأثير عميقى بر ايدئولوژى‏هاى حاكم داشته كه حتى در دوره عثمانى‏ها كه حكومت را در آنجا اداره مى‏كردند، باز اين مركزيت اسلامى در ذهن و فكر حكام اين منطقه بوده است. جنابعالى تعريفتان از ايدئولوژى حاكم بر حكام عربستان چيست؟

    دكتر عباسى : تقريباً در سال 1918 كه ديگر تركان جوان در عثمانى آماده مى‏شدند كه تيرهاى خلاص را بر پيكره عثمانى بزنند و عثمانى قطعه قطعه بشود، از صد سال قبلش زمينه بسط وهابيت پيدا شده بود. اما با آمدن لارنس عربستان و مأموريتى كه لارنس از يك سو و همفر از سوى ديگر داشت، اين دو نفر موفق شدند در مساعدت با سعودى و آل سعود، وهابيت را در اينجا موضوعيت دهند، لذا ايدئولوژى حاكم بر عربستانِ امروز در طول تقريباً 80 سال گذشته، ايدئولوژى وهابيت است. از ابتداى پيدايش عربستان به شكل امروزينش و در واقع پروسه‏اى كه فرآيند ملت سازى در عربستان ناميده مى‏شود. در بين يك ميليارد و دويست ميليون مسلمانى كه در 53 - 54 كشور در طول اين 11 هزار كيلومتر از اقيانوس اطلس تا اقيانوس آرام پراكندگى دارند، دو حوزه ايدئولوژيك بومى وجود دارد. شايد بگوييد ليبى هم حكومتش ايدئولوژيك است، بعثى هم در عراق ايدئولوژيك است، اينها ايدئولوژيهاى مدرن هستند كه از بيرون وام گرفته شده‏اند. يكى از ايدئولوژى‏هاى بومى درون تمدن اسلامى امروز، ايدئولوژى وهابيت است كه در عربستان است، لذا نوع ايدئولوژى حاكم بر عربستان و بعضى از حوزه‏هاى اقمارى‏اش كاملاً بومى است. ديگرى هم حكومت ايدئولوژيك جمهورى اسلامى ايران است كه اين هم در واقع يك نظام بومىِ ايدئولوژيك است. نگاه به بيرون براى اداره فكرى خودش نداشته است، پس مى‏شود دو قطب در جهان اسلام؛ قطب ايدئولوژيك عربستان سعودى وهابيت است كه اين وهابيت ريشه در نوع مذهب اكثريت مردم عربستان دارد كه همان مذهب حنبلى است؛ نوعى از اسلام عزيزان اهل سنت محسوب مى‏شود كه البته بخشى از حنفى‏ها و بخشى از شافعى‏ها هم آنجا هستند. يك اقليت شيعه هم نزديك سواحل خليج فارس زندگى مى‏كنند كه عمدتاً مستضعف هستند. ايدئولوژى وهابيت يك ايدئولوژى است كه براى شناختنش لازم است ما مذهب حنبلى را بشناسيم. مذهب حنبلى نوعى از مذهب اشعرى مسلك است و در مقابل معتزله مسلكها كه عقل‏گرا بودند، اينها اخبارى‏گرا هستند. اخبارى گرا يعنى به نص قرآن، به صورت ظاهر آيات نگاه مى‏كنند و نيز به ظاهر احاديث و روايات -  اخبارى كه آمده - و اين را معيار و مبنا قرار مى‏دهند و مبتنى بر اين، اداره سيستم و جوامعشان را صورت مى‏دهند. پس ايدئولوژى عربستان يك ايدئولوژى وهابى است. ايدئولوژى طالبان هم وهابيت بود كه آنچه كه طالبان در افغانستان عمل مى‏كردند، خالصِ صورتِ وهابيت بود، چون وهابيتى كه در عربستان اعمال مى‏شود، بعضاً يك تعامل و رويكردى - به دليل آن ثروتى كه نفت ايجاد كرده - به استفاده از بعضى از مظاهر زندگى مدرن داشته است.

 

    مجرى : بعد از كشف نفت در منطقه و حضور خارجى‏ها و ثروت و مدرنيزم كه بر آنجا حاكم شد، به هر حال بر ايدئولوژى هم تأثير گذاشت. آيا شما قايل به اين نيستيد كه نوعى تجددگرايى و مدرنيزم هم در ايدئولوژىِ بومى مذهبى و هم در ايدئولوژى سياسى عربستان رخ داده است؟

    دكتر عباسى : وقتى ما از مدرنيزم نام مى‏بريم، قبلش بايد به مدرنيته توجه كنيم. مدرنيته يعنى نوانديشى و به ازاى گرايش به آن نوانديشى، بايستى نوگرايى يا مدرنيزم محقق بشود. اگر هم فرايند پياده شدن مدرنيزم صورت گرفت مى‏گوييم مدرنيزاسيون يعنى نوسازى. در كشور عربستان ما به ندرت مى‏توانيم صحبت از مدرنيته، مدرنيزم و مدرنيزاسيون كنيم. قواى سه گانه منتسكيو آنجا پذيرفته شده نيست، لذا مدرنيته در صورت ظاهر، در قدرت خودش را نشان مى‏دهد. اصلاً چيزى به نام رأى گيرى و رفراندوم آنجا موضوعيت ندارد. چيزى به نام پارلمان و مجلس آنجا موضوعيت ندارد. حق رأى زنان كه هيچ، حق رأى مردان هم برتافته شده نيست. بعضاً نظام آموزش عالى  جديد گرفته شده كه اين نظام بخشى از سازگار تعليم و تربيت مدرن است. نظام رسانه‏اى جديد گرفته شده، تكنولوژى جديد آمده است. سطح فرهنگى مردم عربستان نسبت به گذشته‏اى كه چادرنشين بودند، عشيره‏اى و قبيله‏اى و بدوى بودند و حالا در شهرها ساكن شده‏اند، تغيير محسوسى نكرده است. يك مقدارى از امكانات مدرن دارند كه از آن بهره‏مند مى‏شوند. اين صورت ظاهر قضيه است و در واقع عربستان با فرايند مدرنيزم و مدرنيته بسيار بسيار فاصله دارد كه نمونه عينى‏اش همين حاكميت است. حتى حاكميت در اين كشور كاملاً عشيره‏اى و قبيله‏اى است. در طول 80 سال گذشته، ما آنچه را كه مى‏بينيم در اينجا رخ داده است. يك سلسله موروثى است كه نه اينكه حتماً وليعهد، پسر پادشاه باشد يا پسر ملك، بلكه مى‏تواند برادرش، برادرزاده‏اش، ... باشد. يك نظامى است كه شاهزاده‏ها در دورترين نسبتشان - به صورت هزار فاميل - بعضى از مشاغل در حد اداره كل، معاونت، وزارت و سيستم پليس و ارتش را در اختيار دارند.

 

    مجرى : آيا به اين دليل است كه تفكر حنبلى در طول قرون اين نوع نظام را پذيرفته است؟

    دكتر عباسى : همين است. اتفاقاً اين زيرساخت تاريخى و بخصوص زيرساخت نگاه ايدئولوژيك اينها را برمى‏تابد و حفظ كرده است، اما مسئله اين است كه اگر ما آنجا مى‏بينيم هواپيما، اينترنت،  موبايل، شبكه‏هاى تلويزيونى و اتومبيلهاى پيشرفته و ساختمانهاى بسيار جديد جود دارد، حكايت از مدرنيزاسيون ندارد. هرچند در صورت ظاهر وقتى اينها مى‏آيند، آرام آرام به همراه خودشان فرهنگ مدرن را هم خواهند آورد.

 

    مجرى : پس بهره بردن از مدرنيزم در آنجا رايج است؟

    دكتر عباسى : بله، ولى تحميل مى‏شود. يعنى آمرانه، نه از سر فهم و درك مناسب كه بگوييم اول ادبيات مدرن بيايد و ...، اصلاً آنجا چيزى به نام احزاب مدرن وجود ندارد. عربستان از محدود كشورهايى است كه احزاب چپ و راست - چه احزاب اشتراكى و سوسياليستى و چه احزاب ليبراليستى و ناسيوناليستى - آنجا موضوعيت ندارند. هرگاه هم موضوعيت پيدا كردند به سرعت سركوب شدند.

 

    تلفن : اينها بايد پول نفت را جورى خرج مى‏كردند و مثل زمان شاه در كشور خودمان، شركتهاى خارجى و داخلى مخلوط شدند. شيخ‏هاى عرب مى‏توانند بى‏نهايت زن بگيرند. در بيست سال گذشته جمعيت عربستان خيلى زياد شده است.

    دكتر عباسى : چهار زن، يعنى فتواى مفتى‏هاى عربستان در طول همين بيست سال گذشته كه گفتيد، چهار مورد )زن( را تأكيد كردند كه يعنى زن خوب وهابى كسى است كه بيش از 10 فرزند بزايد و مرد خوب وهابى هم كسى است كه چهار زن بگيرد.

  

ادامه دارد ...

يا حق 

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::