*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

دكترين امنيت داخلى آمريكا................ دوشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٤

 

با سلام

و با عرض پوزش از اينکه مدت زيادی از مطلب قبلی می گذردو وبلاگ در اين مدت به روز نشد

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

    دكترين امنيت داخلى آمريكا

    مسئله خزر

    عوامل بازدارنده ما در مقابل تهديدات آمريكا

 

قسمت اول

 

    بسم‏الله الرحمن الرحيم

    مجرى : دكترين امنيت داخلى آمريكا چه حوزه‏هايى را دربرمى‏گيرد كه امروز به فكر تشكيل وزارت امنيت داخلى افتاده است؟

    دكتر عباسى : امنيت داخلى در امور دكترينال ايالات متحده، سه حوزه عمده را در بر مى‏گيرد. ابتدا حوزه اطلاعاتى است. سپس حوزه انتظاماتى و در نهايت حوزه قضايى. تعامل اين سه حوزه با هم يك ماكروسيستم، يك سيستم كلانى را در نظام امنيت داخلى ايالات متحده رقم مى‏زند كه ترتيب و توالى‏اش، ابتدا از سيستم‏هاى اطلاعاتى شروع مى‏شود و بعد به سيستم‏هاى انتظامى و پليس‏اش كه امور ديسيپلينالى را رقم مى‏زنند، منتج مى‏شود و در نهايت چنانچه از حدود قوانين عدول كند، بخشى كه اين موارد را كنترل مى‏كند، حوزه قضايى است كه سقف تعامل سيستم اطلاعاتى - انتظامى محسوب مى‏شود، لذا امنيت داخلى در ايالات متحده اين سه حوزه را به طور كامل و يكپارچه و يكجا در نظر مى‏گيرد.

 

    مجرى : بخش اطلاعات را قاعدتاً  FBIو  CIAو بعضى نهادهاى ديگر انجام مى‏دهند.

    دكتر عباسى : خير. در درون ايالات متحده،  CIAخيلى نقش ندارد.  CIA، يك سيستم اطلاعات مركزى براى بيرون از مرزهاى ايالات متحده است. در داخل، متولى اصلى سيستم اطلاعاتى به طور عمده FBI است. اين (Investigation(I از آن (Intelligence(I كه سازمان  CIAاست، متمايز است. در ادبيات انگليسى ما سه مفهوم داريم،  Intelligence ,InformationوInvestigation.

    Investigation، تحقيقات استقرايى از جزء به كل است. Intelligence، تحقيقات و اطلاعات هوشمندى هستند كه از كل به جزء مى‏آيند. فرض كنيد در مورد اينكه اين كشور داراى فلان قدرت است يا آن كشور؟ اين حزب يا آن حزب؟ بحث خيلى كلى مى‏شود، اما وقتى تحقيقات مى‏آيد، Investigation مى‏شود. اطلاعات داخلى اين است كه يك مأمور آگاهى از يك تار مو، يك پرونده بزرگ را شفاف مى‏كند، لذا حوزه‏ها متفاوت هستند. پس در هيچ كجاى دنيا براى امنيت داخلى، از  Intelligenceاستفاده نمى‏كنند. اطلاعات داخلى در هر كشور، اطلاعات استقرايى است كه همان Investigation است و در ايالات متحده متولى آن FBI محسوب مى‏شود.

 

    مجرى : در مورد گزاره‏هاى دكترين قضايى توضيح بدهيد.

    دكتر عباسى : تقريباً پيشرفته‏ترين و پيچيده‏ترين دكترين قضايى را ايالات متحده داشته است، حالا بايد ببينيم چه اتفاقى افتاده كه مجبور هستند وزارت امنيت داخلى راه بيندازند. در همه جاى دنيا، هم در حقوق بشر و هم در حقوق اديان، اصل بر برائت است، مگر خلافش ثابت شود. يعنى هيچ كس فى نفسه مجرم نيست، مگر خلافش ثابت شود. اما در نسبيت دكترين قضايى با امنيت داخلى، يك گزاره متناقضى وجود دارد. گفته مى‏شود كه اصل بر عدم برائت است مگر خلافش ثابت شود. يعنى سيستم انتظامى موظف است كه بدبين باشد، وقتى كه - فرض كنيد - يك افسرى، يك مأمور راهنمايى، يك پليس، جلوى اتومبيلى را مى‏گيرد و سلام نظامى مى‏دهد و كارت شناسايى مى‏خواهد. اين محترمانه دارد مى‏گويد از ديد من شما دزد هستيد و اين اتومبيل هم دزدى است. پس اصل اينجا بر عدم برائت است. اگر خلافش ثابت شد، زمانى است كه آن مدارك هويت خودش و آن اتومبيل را نشان مى‏دهد. اينجا طبق اين اصل - عدم برائت در سيستم امنيتى و انتظامى - در نهايت اين فرد را بايد بگيرد و تحويل مقام قضايى بدهد و مقام قضايى اصل را بر برائت مى‏گذارد - اين توازنى كه ايجاد مى‏شود، در واقع دكترين قضايى ايالات متحده اين را رقم مى‏زند.

 

    مجرى : در خبرها بود كه آمريكا جستجوى وسيعى در مناطق ساحلى براى شناسايى كسانى كه از امكانات غواصى استفاده مى‏كنند آغاز شده است، براى اينكه هشدار داده شده است. احتمالا حوادثى با استفاده از اين امكانات صورت مى‏گيرد.

    دكتر عباسى : اگر از اين راه وارد بشويم، چون بخش داشتن هواپيماهاى خصوصى، ماكروپلايتها و پاراگلايدرها كه امروز به عنوان وسايلى پرنده كه مرزها را درمى‏نوردند يك مصيبت است و آمريكا سراغ آنها رفته، يك بخش قضيه است و بحث سيستم‏هاى غواصى بخش ديگر قضيه است. تمام اينها در آينده جزء آن بخش محسوب مى‏شوند كه بايستى اصل بر عدم برائت باشد، مگر اينكه خلافش ثابت شود، لذا اين دو كفه ترازو را حتماً ما بايد در حوزه امنيت داخلى آمريكا، در دكترين قضايى‏اش در نظر داشته باشيم. يعنى در مرحله اول كه اصل بر عدم برائت است، وقتى پليس مى‏بيند كسى در حال ور رفتن با قفل يك منزل يا يك مغازه است - شايد خود صاحب آن خانه و مغازه باشد - ولى بايد تعارف و سلام عليك و احوالپرسى كند كه آيا كمك نمى‏خواهيد، در واقع من منظورم اين است كه شما دزد هستيد مگر اينكه خلافش ثابت شود. اين توازن امنيت داخلى را ايجاد مى‏كند. اينكه مى‏بينيم هر كس وارد خاك آمريكا مى‏شود، بسيارى از چهره‏هاى هنرى، فرهيختگان آنجا مى‏روند و اثر انگشت آنها برداشته مى‏شود - فرض كنيد در مورد ايرانى‏ها يا در مورد بعضى از مليتها - اينها اصل را بر اين مى‏گذارند كه مثلاً هر كس از فلان مليتّت اينجا مى‏آيد، او در واقع تروريست است و اين در آنجايى كه اين مسئله نقطه مقابلش باشد، نفى مى‏شود.

 

    مجرى : دكترين انتظامى در آمريكا چگونه است؟

    دكتر عباسى : تقريباً همه جاى دنيا - ولى عمدتاً اين مدل از آمريكا نشأت گرفته - يك دكترين باز و دووجهى، مثل همان سيستم قضايى وجود دارد كه تقريباً همه دنيا اين مدل را از دكترين آمريكايى‏ها اقتباس كرده‏اند. به اين معنا كه يك پيشگيرى و يك پيگرد دارد. پيشگيرى خودش، سه بخش است: عمليات انضباطى، عمليات كنترلى و عمليات پيشگيرى. عمليات پيگرد هم سه بخش دارد: عمليات پيگيرى، عمليات مقابله و عمليات مبارزه. در پيشگيرى، بخش اول با سيستم راهنمايى و رانندگى است، ايجاد انضباط است، در جامعه طلب انضباط مى‏كند. بخش دوم كنترلى است. سيستم‏هاى اطلاعاتى پليس اعمال مى‏كنند، مثل گذرنامه. آنجايى كه صدور گواهينامه مى‏كنند و بخشهاى تشخيص هويت. گام سوم، مرحله پيشگيرى است كه كاركرد كلانترى‏هاست. در واقع يك كلانتر كارش اين است كه پيشگيرى از وقوع جرم بكند. وقتى جرم واقع شد - سرقت، ناامنى، قتل - مسئله پيگرد پيش مى‏آيد و ديگر بحث پيشگيرى موضوعيت ندارد. پيگرد آغاز كار است كه عمدتاً نيروهاى آگاهى دنبال مى‏كنند، يك گام بالاتر. مسئله از مسئله پيگرد جرم مى‏گذرد. بحث مقابله است، جرم سازمان يافته است. يك كسى به قتل رسيده و حالا ما پيگردش را در دستور كار مى‏گذاريم. مثلاً موارد مخدر، اين يك جرم سازمان يافته است. اينجا بحث مقابله موضوعيت پيدا مى‏كند. آخرين گام هم زمانى است كه بحث به عينيت مى‏رسد. مثلاً در بحث هواپيماربايى، پليسى كه در هواپيما هست و مقابله مى‏كند، اين ديگر كارش از مقابله خارج مى‏شود و مبارزه مى‏شود. پس 6 گام شد: انضباطى، كنترلى، پيشگيرى در بحث فاز اول يعنى پيشگيرى - پيگرد، مقابله، مبارزه در فاز پيگيرى.

    نكته‏اى كه هست در دو رنگ بودن لباس پليس در دنيا است كه اين هم از آمريكا آمده است. رنگ روشن در لباس پليس و در اتومبيل پليس، نماينده بحث پيشگيرى است و رنگ تيره، نماينده عمليات پيگرد است. هرقدر اتومبيلهاى پليس رنگشان تيره‏تر و لباسهاى آن افراد تيره‏تر باشد، رسته آنها، رسته مبارزه است. هرقدر لباس اينها روشن‏تر باشد يا بخشى از لباسشان روشن باشد، اينها حوزه عملياتشان بيشتر پيشگيرى است. از طريق فيلمهاى سينمايى هم اينها ديده مى‏شوند. فرضاً FBI كه كارش كاملاً پيگرد است، بعد مقابله و بعد مبارزه، عمدتاً لباسهايشان يك دست تيره است، يعنى لباسهاى سورمه‏اى دارند. در پليس آلمان اين رنگ سبز است و اتومبيلهايشان عمدتاً رنگ تيره دارند و لايه روشنش كمتر است. اما در خود پليس ايالتى - پليس‏هاى ايالتى چون بيشتر كارشان پيشگيرى است و انضباطى و كنترلى است - بيشتر از رنگهاى روشن استفاده مى‏شود. اين در مورد چراغ گردانهايشان هم صدق مى‏كند. لذا هرقدر روند تيره در رنگ لباس و رنگ اتومبيلها باشد، عمليات پيگرد موضوعيت دارد. به سرويسهاى عمليات ويژه پليس كه مى‏رسيم، اينها ديگر لباسهايشان كاملاً و يك دست تيره است. لذا اگر در اين دو حوزه عمده توازن بود، هرقدر در پيشگيرى - يعنى بخش انضباطى و كنترلى و پيشگيرى و پيش دستى - كوتاهى صورت بگيرد، طبيعتاً سيستم انتظامى آن كشور بايد برود به سمت مقابله و پيگرد و مبارزه. متاسفانه مسئولين ايالات متحده اين دكترين را كه اين مقدار ظرافت و زيبايى داشته است نتوانسته خوب عمل كنند، كه از مشكلات خاص فرهنگى است. لذا مى‏بينيم در زمان دولت كلينتون، مجوزى صادر مى‏شود براى استخدام صدهزار پليس بيشتر و زندانبانهاى بيشتر و ساخت زندانهاى بيشتر. مشخصاً در دانش پليس گفته مى‏شود كشورى در عمليات انتظامى موفق است كه پيشگيرى قوى‏ترى داشته باشد، يعنى نظام كنترلى و انضباطى قوى، اما اگر رسيد به پيگرد، يعنى جامعه‏مان به جايى رسيد كه آحاد جامعه‏مان مجرم هستند و ما بايد پيگرد يا مقابله كنيم، اين نشان دهنده تبعات است. طبيعتاً نظام انتظامى سالم، نظام امنيت داخلى سالم، نظامى است كه 75 درصد در شق اول پيشگيرى باشد، 25 درصد پيگرد باشد. متأسفانه امروز، FBI حتى بر امور ايالتى سيطره دارد، چون در ايالتها و بيشتر امور انتظامى ايالتها دفتر دارد و ايالت‏ها در دست پليس ايالتى است كه آن هم از يك كلمه عربى گرفته شده به نام شريف كه همين شريف عربى است و عمدتاً ريشه كلانترى كه ما در زبان فارسى مى‏گوييم، يعنى ريش سفيدتر، يعنى در واقع به جاى اينكه بگيرند و ببرند به قاضى تحويل بدهند، خودشان ريش سفيدى كنند، رتق و فتق كنند، اصلاً پليس از policy، از سياستگر مى‏آيد و به اين معنا مى‏بينيم كه به جاى اينكه توسط سيستم انتظامى سياست بشود، عمدتاً جرم از سوى آن جامعه آنقدر بالاست كه مجبورند يا به مرحله برخورد با اسلحه گرم توسط  FBIبرسد يا اينكه بايد تحويل مقام قضايى بدهند.

 

    مجرى : آيا چيز ديگرى، عنصر و نهاد ديگرى در ساختار امنيت داخلى وجود دارد و اصولاً ما شماى امنيت داخلى در آمريكا را چگونه مى‏توانيم ترسيم كنيم؟

    دكتر عباسى : تقريباً شناخته ترين چيزى كه مى‏شناسيم، FBI است. FBI با يك چهره بسيار مقتدرى به نام ادگار هوور كه حدود 50 سال اين سازمانِ عمده را يك تنه اداره كرد كه به عنوان قوى‏ترين سازمان امنيتى دنيا شناخته شده است؛ FBI سيستم حفاظت اطلاعات ارتش آمريكا هم هست. FBI سيستم حفاظت اطلاعات سازمان CIA هم هست. يعنى آن كس كه سيستم اطلاعاتى CIA و حتى DIA را كنترل مى‏كند، FBI است. يعنى مأمورين FBI هستند كه تعيين مى‏كنند افراد در سازمان CIA جاسوس شده‏اند يا نه. قدرت FBI يك قدرت بلامنازعى است كه در دنيا به هيچ وجه رقيب ندارد. اما اين يك تنه نيست، ماقبل اين، پليس‏هاى ايالتى هستند. آمريكا 21 لايه پليس دارد. پليس راه، پليس دريايى، پليس هوايى، پليس پست. آنچه كه تقريباً در آمريكا استثنايى است، وجود پليس پست است. حجم كار پستى در آمريكا زياد است. سرقتهاى پستى زياد مى‏شود، ناامنى از طرف بسته‏هاى پستى ممكن است بمب باشد و اصلاً رشته پليسى‏اى به نام پليس پست دارند. در گام بعدى وارد سيستم تحقيقات فدرال مى‏شويم كه همان FBI است. از FBI كه كار عدول مى‏كند، دو سيستم مرزبانى و دريابانى را داريم. مرزبانى كه بين مرزهاى كانادا در زمين و مرز مكزيك مرزبانى مى‏كند. اين يك بخش امنيت داخلى است كه سرحدات ايالات متحده را پوشش مى‏دهد. در بُعد دريايى، ايالات متحده از دو سو به اقيانوس بزرگ راه دارد. يك گارد ساحلى دارد كه هم كوروت و هم فرى گيت دارد. فرى گيت براى نيروى دريايى بسيارى از كشورها، حكم رزم‏ناو را دارد.

 

ادامه دارد

يا حق

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::