*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

جديدترين سخنان دکتر عباسی در قم................ چهارشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸۳

 

اين متن در تاريخ ۲۵ آذر ماه نوشته شده بود او حتی فرستاده شد اما متاسفانه به روز نشد

با سلام

جناب آقای دکتر عباسی هر هفته صبح های دوشنبه به قم رفته و در یکی از مدارس علمیه انجا درس می دهند

در همین راستا در مدرسه اجتهادیه محسنیه قم سخنرانی کردند که خبر ان را به گزارش خبرگزاری مهر می خوانید :

 فضای امروز کشور، غرب ‌ستایانه است

عباسی طی سخنانی در قم، فضای امروز کشور را فضایی انفعالی و غرب ستایانه خواند.
به گزارش خبرگزاری مهر، حسن عباسی، رییس مرکز پلمپ شده دکتر ینال امنیت بدون مرز، که در مدرسه اجتهادیه محسنیه قم سخن می‌گفت، ضمن بیان مطلب فوق افزود: پس از دوم خرداد سال 76 تاکنون ما ستاینده غرب شده‌ایم، درحالی ‌که قبل از آن ما در برهه‌ای از زمان غرب گریز و در برهه‌ای نیز غرب ستیز بوده‌ایم. وی با اشاره به‌این‌که واژه‌هایی چون حقوق بشر، جامعه مدنی و… از غرب وارد کشور شده است، گفت: امام راحل با انقلاب اسلامی کلیدواژه‌هایی انحصاری چون جهاد، شهادت، بسیج، دفاع و مضامینی چون حق و باطل را مطرح ساخت که امروزه متأسفانه توسط عده ای این‌ مفاهیم در کشور استحاله شده است و شأن ومقام امام، تنها در حد یک لیدر یا رهبر پایین آورده شد و جای واژگانی چون برادر و خواهر را واژه شهروند گرفت.

وی همچنین اظهار داشت: ما چه غرب را خوب ستائیده باشیم و یا غرب ستیز، باید ابتدا غرب را خوب بشناسیم تا بتوانیم با آن برخورد کنیم ولی متأسفانه طی سالیان اخیر ما صدمات زیادی از بحث غرب شناسی خورده‌ایم. عباسی با بیان این‌که عمده دشمنان داخلی ما از غرب سرچشمه فکری می‌گیرند،‌ افزود: لیبرالیسمی که در کشور تبلیغ آن می‌شود یعنی اباحه‌گری و این‌که امر به معروف و نهی از منکر در کشور از بین برود، مفاهیمی چون سکولاریسم، اومانیسم به معنای کنار رفتن اسلام است.

 وی گفت: غرب امروزه با اسطوره‌‌سازی فوتبالیست‌ها، هنرمندان و خواننده‌ها برای جوانان دست به برده‌داری نوین می‌زند. عباسی با تأکید بر این‌که حقیقتی باید بر این اسطوره‌های ساختگی مهربطلان بزند، ابراز داشت: حقیقت ناب، بطن قرآن و فرهنگ اصیل اسلام، باید احیا شود تا خرافه‌ها را بزداید. وی در بخش دیگری از سخنان خود، ضمن تأکید بر اهمیت مسأله غرب شناسی گفت: مطالعات غرب شناسی ما در کشور بسیار ضعیف است، در حالی‌که ما باید غرب‌شناسی و شرق شناسی استراتژیک داشته باشیم.

 وی همچنین خواستار شناسایی دشمنان غربی به ویژه اتحادیه اروپا، آمریکا و اسراییل شد و گفت: جهان غرب، سر دشمنی با اسلام دارد و می خواهد فرهنگ اسلامی را از میان بردارد.حسن عباسی همچنین ضمن انتقاد از فیلم پر خرج «دوئل» که در آن جبهه و جنگ به گونه‌ای دیگر به تصویر در آمده است، تصریح کرد: در این فیلم که 5/1 میلیارد تومان خرج ساخت آن می‌شود، حتی یک پلان از نمازخواندن یک رزمنده وجود ندارد و روح دینی بر رفتار رزمنده‌ها وجود ندارد و تنها می خواهند بگوید که جنگ به خاطر دین نبوده و فقط برای کسب ثروت بوده است.

وی همچنین ضمن انتقاد شدید از ساخت فیلم «جایی دیگر» ابراز عقیده کرد: در فیلم «جایی دیگر» که به نظر می رسد آمریکایی‌ها برای آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و متأسفانه در وزات ارشاد، اجازه اکران به آن داده شد، جهاد و شهادت نفی می‌شود و بی‌غیرتی و بی عفتی در آن تبلیغ می‌شود. وی در ادامه بیان داشت: متأسفانه امروز، فرهنگ بی‌غیرتی و بی‌عفتی در برخی رسانه‌های کشور نشر داده می‌شود.

عباسی در بخش دیگری از سخنانش با بیان این‌که ما در 50 سال گذشته تأثیر زیادی از تکنولوژی کپی شده ژاپن و کشورهای شرق آسیا داشته‌ایم، گفت: این‌که امروز بحث از ژاپن اسلامی می‌شود به دلیل این است که ما همواره محصولات اقتصادی ژاپن را بهترین می‌دانیم. وی با اشاره به این‌که آمریکا با تکنولوژی ژاپن و سخت افزار صوتی و تصویری این کشور، فرهنگ خود را در جهان ترویج می‌دهد، گفت:‌ ما عموماً توجه نمی‌کنیم که هرچه ژاپن رشد اقتصادی ،آن هم در نوع پفکی داشته باشد، آمریکا فرهنگ غربی خود را در جهان گسترده‌تر می‌کند و ما باز هم از ژاپن اسلامی سخن می‌گوییم.

وی همچنین ابراز داشت: طی 50 سال اخیر عمده مراودات ما با هندی‌ها در زمینه سینمای بالیوود بوده است و سینمای ایران تا قبل از انقلاب، به شدت از سینمای هند متأثر بوده و لذا فیلم‌ فارسی های ما پر از رقص و ترانه بود. رییس مرکز پلمپ شده  دکترینال امنیت بدون مرز همچنین گفت: حرکت وحیانی و الهی بر خلاف تمدن‌های شرقی و غربی، پس از ختم انبیاء روبه شکوفایی گذاشته است که ان‌شاء‌ابه تمدن مطلق عصر امام زمان (عج) می‌رسد. وی ادامه داد: امروز تمدن غرب، سیل مهاجران از تمام جهان را که به امید زندگی بهتر به سمت غرب روانه هستند، مایه نابودی تمدن خود می‌داند و غربی‌ها مهاجران را بربر می‌دانند.

 يا حق

 
   


 

نامه در حمایت از دکتر عباسی................ سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳

 

با سلام

1-در چند روز پیش اخباری مبنی بر حضور جناب آقای دکتر عباسی در دانشگاه ها پخش شد و اما اصل ماجرا:

بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر اولین دانشگاهی بود که دکتر عباسی را دعوت کردند و بر اساس آن تبلیغات خود را برای این سخنرانی که قرار بود به مناسبت 16 آذر برگزار شود انجام دادند که بعدا قرار شد در روز 1 شنبه 15 آذر ساعت 13 برگزار شود اما پس از آن بسیج دانشگاه تهران ایشان را برای روز 16 آذر  تالار دانشکده فنی دانشگاه تهران ساعت 14 دعوت کردند جناب دکتر برای هر دو سخنرانی اعلام آمادگی کردند

متاسفانه با فشار هایی که از طرف سازمان بسیج دانشجویی و وزارت ... به این دو بسیج دانشجویی آمد دانشگاه تهران برنامه ایشان را لغو کرد اما بسیج امیر کبیر بر اجرای برنامه برای 16 آذر تاکید کردند

در روز 16 آذر ماه مجوز مراسم بسیج در دانشگاه امیر کبیر لغو شد و به همین دلیل جناب دکتر عباسی در هیچ دانشگاهی سخنرانی نکردند

2- نامه در حمایت از دکتر عباسی :عده ای از طرفداران دکتر عباسی نیز در حمایت از ایشان نامه ای را امضا کرده اند و از دیگر طرفداران دکتر نیز در خواست دارند تا این نامه را امضا کنند به آدرس زیر :

http://www.petitiononline.com/drabbasi/petition.html

 

3-ادامه گزیده مطالب برنامه کنکاش :

 برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

    عربستان

 قسمت اول

    بسم‏الله الرحمن الرحيم

    مجرى : بر تاريخچه و موقعيت استراتژيك و ژئوپوليتيك عربستان در منطقه مرورى تاريخى و جغرافيايى داشته باشيم.

    دكترعباسى : عربستان سعودى بخش عمده‏اى از شبه جزيره عربستان است كه يك تاريخ كهن پنج هزار ساله دارد. مشخص‏ترين فراز تاريخى عربستان، حركت و عزيمت حضرت ابراهيم به عنوان مسلمان - به تعبير قرآن - در عربستان است كه در آنجا به همراه هاجر، همسر دومشان بنيان آنچه را كه امروز كعبه ناميده مى‏شود، توسط خود ايشان و بعد هم حضرت اسماعيل گذاشته شد و از آن به بعد هم اين سرزمين يكى از مهدهاى اديان محسوب مى‏شود، اين مرحله تا پيش از اسلام با ختم نبوت، شبه جزيره عربستان در سه حوزه همواره توسط امپراطورى ايران، توسط فراعنه مصر و توسط شاهان يمن، همواره شبه جزيره عربستان به اشغال در مى‏آمده است. مشخصاً اين فراز تا 1400 سال پيش هست، ولى از صدر اسلام به اين سو، به سرعت به عنوان مهد اسلام، آخرين دين، اين حوزه امپراطورى و قدرت اسلامى به منطقه سوريه امروز و عراق امروز انتقال پيدا مى‏كند كه امويان و عباسيان را در بخشى از امپراطورى خودشان دارند و آرام آرام عربستان ديگر از آن مقطع هيچگاه خودش حاكميت متمركز نداشته است. دوران فطرت را پس از عباسيان داريم. فطرتى كه جهان اسلام فرو خفت. از جمله عربستان هم يك دوران طولانى فطرت را مى‏گذراند. تا زمانى كه استعمار انگليس - در زمان امپراطورى عثمانى - وارد منطقه مى‏شود. از شبه جزيره عربستان با وهابيت شروع مى‏كند و فروپاشى امپراطورى عثمانى از جنوب، از درون شبه جزيره عربستان شروع مى‏شود. اين فرايند به ايجاد كشور عربستان سعودى مى‏انجامد و در ادامه هم پس از خروج انگليس از منطقه، ايالات متحده به سرعت جاى انگليس را در اينجا پر مى‏كند و كاملاً هماهنگ مى‏شود.

    عربستان سعودى مهد قوم سامى و عربيت اصل است. آنچه كه ما در عراق، سوريه، اردن، بخصوص شمال آفريقا، الجزاير، ليبى، تونس، مراكش و مصر مى‏بينيم، اعراب واقعى نيستند. شايد نژادشان بعضاً سامى باشد، ولى اعراب واقعى اعرابى هستند كه در همين منطقه - شبه جزيره عربستان - حضور داشته‏اند. البته آن سامى هم كه در محدوده مصر در حوالى نيل بوده، كه حتى يهود هم از قوم آن محسوب مى‏شود، بخشى از سامى‏ها هستند، ولى سامى عرب صرف، فقط در اين منطقه بوده‏اند. لذا اين مفهوم عربستان سعودى، بعد از فروپاشى امپراطورى عثمانى و پيدايش كشور عربستان در منطقه - كه اسم اصلى آن حجاز است - به وجود آمده است. به اين سبب به اين منطقه عربستان اطلاق مى‏شود كه مشخص مى‏كند مردم اينجا اصلاً و رسماً عرب هستند.

    عربستان از شمال به كويت، عراق و اردن، از غرب به درياى سرخ و بخشى از كشور يمن، از جنوب به كشور يمن و عمان و از شرق به عمان، امارات، قطر و خليج فارس محصور مى‏شود. هفدهمين كشور دنيا از نظر وسعت است و نزديك به 25 درصد يعنى 14 ذخاير نفتى دنيا را در خودش جاى داده است. از اين حيث، كشورى است كه اقتصادش نفت پايه است . حكومتش سلطنتى است. كشورهاى عربى عمدتاً سلطنتى هستند. بعضى‏هايشان در رأس از سلطان استفاده مى‏كنند، مانند عمان. بعضى‏ها از شيخ استفاده مى‏كنند، مثل مجموع امارات، شارجه، دوبى و سايرين. بعضى‏ها از ملك استفاده مى‏كنند، مثل اردن و عربستان. بعضى‏ها هم از سيستم خليفه‏اى استفاده مى‏كنند مثل كويت يا بحرين. عنوانهاى ديگرى را هم در نظر مى‏گيرند مثل امير. لذا مى‏شود امير، شيخ، ملك و سلطان. كشور عربستان ملك دارد، يعنى شاهى دارد كه اين شاه خودش را خادم حرمين شريفين هم مى‏داند.

 

    مجرى : وجود كعبه و قبله مسلمين و اينكه مَلِك در عربستان خودش را خادم شريفين معرفى مى‏كند، نوعى اهميت را براى كشور عربستان تعريف مى‏كند. اما اين اهميت قبل از اسلام وجود نداشته و بنابراين بايد دلايل ديگرى وجود داشته باشد كه يمنى‏ها، آشورى‏ها، بابلى‏ها، ... به اين سرزمين حمله مى‏كردند و آن را تصرف مى‏كردند. موقعيت طبيعى كشور عربستان يا سرزمين حجاز چه بوده، چه جذابيتى داشته؟ آيا اين جاذبه طبيعى در محدوده استراتژيك قابل تعريف بوده است؟

    دكتر عباسى : سفر كاروانهاى تجارتى از محدوده آنچه امروز محدوده نيل ناميده مى‏شود، به سمت سرزمينى كه امروزه فلسطين و لبنان مى‏ناميم - محدوده كنعانيان - و عمدتاً از نواحى شمالى عربستان بوده انجام مى‏شده است. عربستان در مسير ترانزيت كالاهاى دادوستد و تجارت منطقه بوده است؛ از مصر به سمت شام و لبنان و از يمن، - از جنوب شبه جزيره - به سمت شام و مصر. عربستان در سر اين سه راهى بوده، سه راهى كه شامل محدوده جنوب شبه جزيره يعنى يمن، شمال شبه جزيره يعنى محدوده شامات و محدوده غرب شبه جزيره در آن سوى صحراى سينا يعنى محدوده‏اى كه امروز ما به عنوان مصر مى‏شناسيم، بوده است. ضمن اينكه طبيعتاً قبل از اسلام هم، خود خانه كعبه چون تبديل به بتخانه شده بود، كانون پرستش بتهايى مثل لات و هبل و عزى بود. حتى يك مرحله هم خود يمنى‏ها لشگركشى مى‏كنند كه اينجا را كه پرستشگاه بتها بوده، تصرف كنند. عربستان چون كانون مسير ترانزيتى كالا بوده، هميشه محدوده سلطان نشين يمن - به دليل اينكه از موقعيت جغرافيايى بسيار بدى برخوردار بود - براى خروج از اين وضعيت و نياز به يك موقعيت  استراتژيك كه بايستى از صحراى نجد يا محدوده حجاز عبور مى‏كرده، به آن توجه داشت. لذا عربستان همواره كانون توجه مصرى‏ها، شامى‏ها و بخصوص يمنى‏ها بوده است.

 

    مجرى :  اين حضور 1400 ساله اسلام در آنجا، تأثير عميقى بر ايدئولوژى‏هاى حاكم داشته كه حتى در دوره عثمانى‏ها كه حكومت را در آنجا اداره مى‏كردند، باز اين مركزيت اسلامى در ذهن و فكر حكام اين منطقه بوده است. جنابعالى تعريفتان از ايدئولوژى حاكم بر حكام عربستان چيست؟

    دكتر عباسى : تقريباً در سال 1918 كه ديگر تركان جوان در عثمانى آماده مى‏شدند كه تيرهاى خلاص را بر پيكره عثمانى بزنند و عثمانى قطعه قطعه بشود، از صد سال قبلش زمينه بسط وهابيت پيدا شده بود. اما با آمدن لارنس عربستان و مأموريتى كه لارنس از يك سو و همفر از سوى ديگر داشت، اين دو نفر موفق شدند در مساعدت با سعودى و آل سعود، وهابيت را در اينجا موضوعيت دهند، لذا ايدئولوژى حاكم بر عربستانِ امروز در طول تقريباً 80 سال گذشته، ايدئولوژى وهابيت است. از ابتداى پيدايش عربستان به شكل امروزينش و در واقع پروسه‏اى كه فرآيند ملت سازى در عربستان ناميده مى‏شود. در بين يك ميليارد و دويست ميليون مسلمانى كه در 53 - 54 كشور در طول اين 11 هزار كيلومتر از اقيانوس اطلس تا اقيانوس آرام پراكندگى دارند، دو حوزه ايدئولوژيك بومى وجود دارد. شايد بگوييد ليبى هم حكومتش ايدئولوژيك است، بعثى هم در عراق ايدئولوژيك است، اينها ايدئولوژيهاى مدرن هستند كه از بيرون وام گرفته شده‏اند. يكى از ايدئولوژى‏هاى بومى درون تمدن اسلامى امروز، ايدئولوژى وهابيت است كه در عربستان است، لذا نوع ايدئولوژى حاكم بر عربستان و بعضى از حوزه‏هاى اقمارى‏اش كاملاً بومى است. ديگرى هم حكومت ايدئولوژيك جمهورى اسلامى ايران است كه اين هم در واقع يك نظام بومىِ ايدئولوژيك است. نگاه به بيرون براى اداره فكرى خودش نداشته است، پس مى‏شود دو قطب در جهان اسلام؛ قطب ايدئولوژيك عربستان سعودى وهابيت است كه اين وهابيت ريشه در نوع مذهب اكثريت مردم عربستان دارد كه همان مذهب حنبلى است؛ نوعى از اسلام عزيزان اهل سنت محسوب مى‏شود كه البته بخشى از حنفى‏ها و بخشى از شافعى‏ها هم آنجا هستند. يك اقليت شيعه هم نزديك سواحل خليج فارس زندگى مى‏كنند كه عمدتاً مستضعف هستند. ايدئولوژى وهابيت يك ايدئولوژى است كه براى شناختنش لازم است ما مذهب حنبلى را بشناسيم. مذهب حنبلى نوعى از مذهب اشعرى مسلك است و در مقابل معتزله مسلكها كه عقل‏گرا بودند، اينها اخبارى‏گرا هستند. اخبارى گرا يعنى به نص قرآن، به صورت ظاهر آيات نگاه مى‏كنند و نيز به ظاهر احاديث و روايات -  اخبارى كه آمده - و اين را معيار و مبنا قرار مى‏دهند و مبتنى بر اين، اداره سيستم و جوامعشان را صورت مى‏دهند. پس ايدئولوژى عربستان يك ايدئولوژى وهابى است. ايدئولوژى طالبان هم وهابيت بود كه آنچه كه طالبان در افغانستان عمل مى‏كردند، خالصِ صورتِ وهابيت بود، چون وهابيتى كه در عربستان اعمال مى‏شود، بعضاً يك تعامل و رويكردى - به دليل آن ثروتى كه نفت ايجاد كرده - به استفاده از بعضى از مظاهر زندگى مدرن داشته است.

 

    مجرى : بعد از كشف نفت در منطقه و حضور خارجى‏ها و ثروت و مدرنيزم كه بر آنجا حاكم شد، به هر حال بر ايدئولوژى هم تأثير گذاشت. آيا شما قايل به اين نيستيد كه نوعى تجددگرايى و مدرنيزم هم در ايدئولوژىِ بومى مذهبى و هم در ايدئولوژى سياسى عربستان رخ داده است؟

    دكتر عباسى : وقتى ما از مدرنيزم نام مى‏بريم، قبلش بايد به مدرنيته توجه كنيم. مدرنيته يعنى نوانديشى و به ازاى گرايش به آن نوانديشى، بايستى نوگرايى يا مدرنيزم محقق بشود. اگر هم فرايند پياده شدن مدرنيزم صورت گرفت مى‏گوييم مدرنيزاسيون يعنى نوسازى. در كشور عربستان ما به ندرت مى‏توانيم صحبت از مدرنيته، مدرنيزم و مدرنيزاسيون كنيم. قواى سه گانه منتسكيو آنجا پذيرفته شده نيست، لذا مدرنيته در صورت ظاهر، در قدرت خودش را نشان مى‏دهد. اصلاً چيزى به نام رأى گيرى و رفراندوم آنجا موضوعيت ندارد. چيزى به نام پارلمان و مجلس آنجا موضوعيت ندارد. حق رأى زنان كه هيچ، حق رأى مردان هم برتافته شده نيست. بعضاً نظام آموزش عالى  جديد گرفته شده كه اين نظام بخشى از سازگار تعليم و تربيت مدرن است. نظام رسانه‏اى جديد گرفته شده، تكنولوژى جديد آمده است. سطح فرهنگى مردم عربستان نسبت به گذشته‏اى كه چادرنشين بودند، عشيره‏اى و قبيله‏اى و بدوى بودند و حالا در شهرها ساكن شده‏اند، تغيير محسوسى نكرده است. يك مقدارى از امكانات مدرن دارند كه از آن بهره‏مند مى‏شوند. اين صورت ظاهر قضيه است و در واقع عربستان با فرايند مدرنيزم و مدرنيته بسيار بسيار فاصله دارد كه نمونه عينى‏اش همين حاكميت است. حتى حاكميت در اين كشور كاملاً عشيره‏اى و قبيله‏اى است. در طول 80 سال گذشته، ما آنچه را كه مى‏بينيم در اينجا رخ داده است. يك سلسله موروثى است كه نه اينكه حتماً وليعهد، پسر پادشاه باشد يا پسر ملك، بلكه مى‏تواند برادرش، برادرزاده‏اش، ... باشد. يك نظامى است كه شاهزاده‏ها در دورترين نسبتشان - به صورت هزار فاميل - بعضى از مشاغل در حد اداره كل، معاونت، وزارت و سيستم پليس و ارتش را در اختيار دارند.

 

    مجرى : آيا به اين دليل است كه تفكر حنبلى در طول قرون اين نوع نظام را پذيرفته است؟

    دكتر عباسى : همين است. اتفاقاً اين زيرساخت تاريخى و بخصوص زيرساخت نگاه ايدئولوژيك اينها را برمى‏تابد و حفظ كرده است، اما مسئله اين است كه اگر ما آنجا مى‏بينيم هواپيما، اينترنت،  موبايل، شبكه‏هاى تلويزيونى و اتومبيلهاى پيشرفته و ساختمانهاى بسيار جديد جود دارد، حكايت از مدرنيزاسيون ندارد. هرچند در صورت ظاهر وقتى اينها مى‏آيند، آرام آرام به همراه خودشان فرهنگ مدرن را هم خواهند آورد.

 

    مجرى : پس بهره بردن از مدرنيزم در آنجا رايج است؟

    دكتر عباسى : بله، ولى تحميل مى‏شود. يعنى آمرانه، نه از سر فهم و درك مناسب كه بگوييم اول ادبيات مدرن بيايد و ...، اصلاً آنجا چيزى به نام احزاب مدرن وجود ندارد. عربستان از محدود كشورهايى است كه احزاب چپ و راست - چه احزاب اشتراكى و سوسياليستى و چه احزاب ليبراليستى و ناسيوناليستى - آنجا موضوعيت ندارند. هرگاه هم موضوعيت پيدا كردند به سرعت سركوب شدند.

 

    تلفن : اينها بايد پول نفت را جورى خرج مى‏كردند و مثل زمان شاه در كشور خودمان، شركتهاى خارجى و داخلى مخلوط شدند. شيخ‏هاى عرب مى‏توانند بى‏نهايت زن بگيرند. در بيست سال گذشته جمعيت عربستان خيلى زياد شده است.

    دكتر عباسى : چهار زن، يعنى فتواى مفتى‏هاى عربستان در طول همين بيست سال گذشته كه گفتيد، چهار مورد )زن( را تأكيد كردند كه يعنى زن خوب وهابى كسى است كه بيش از 10 فرزند بزايد و مرد خوب وهابى هم كسى است كه چهار زن بگيرد.

  

ادامه دارد ...

يا حق 

 
   


 

اطلاعيه انديشکده در خصوص اخبار منتشره پيرامون دکتر عباسی................ یکشنبه ۸ آذر ،۱۳۸۳

 

با سلام

متن زير از سوی انديشکده اعتلای فرهنگی فرستاده شده است لطفا با دقت توجه فرماييد:

هوالحکیم

 در پاسخ به تماس ها و پرسش های مکرر کاربران گرامی در خصوص خبر منتشره در سایت «بازتاب» و برخی روزنامه ها به نقل از سایت مزبور، مبنی بر «صدور حکم جلب؟!» دکتر عباسی و طرح شکایت از ایشان نسبت به «30 سخنرانی؟!» صورت گرفته، مراتب زیر به استحضار کاربران گرامی می رسد:

۱-      با توجه به پلمپ مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز، و تعلیق فعالیت های مرکز، طبیعتاً سایت اندیشکده نیز که در حالت آزمایشی بود، در رکود به سر برده و نیمه فعال است. لذا فقط پاسخگوی ایمیل های کاربران ارجمند می باشد.

2-            شکایت وزارت اطلاعات و پیگیری های سیاسی وزارت کشور در خصوص «2» سخنرانی (دکترین عاشورایی حزبجالله مورخ 3 خرداد 1383 در تالار شهید چمران دانشکده ی فنی دانشگاه تهران - و راه های گریز مسؤولین از پاسخگویی مورخ 16 خرداد 1383 در تالار ابن سینای مشهد) بوده است. تعدادی از روزنامه ها به نقل از سایت «بازتاب» خبر غیر واقعی شکایت بخاطر «30» سخنرانی را انعکاس داده اند، در حالیکه این شکایت تنها بخاطر همان «2» سخنرانی مزبور طرح گردیده است. دکتر عباسی با 4390 سخنرانی در 6 سال گذشته، رکورد دار سخنرانی در مجامع دانشگاهی در سطح کشور است.

3-         پس از انعکاس خبر شکایت وزارت اطلاعات از دکتر عباسی در رسانهجها، وی طی نامه ای رسمی در تاریخ 9 مهر 1383 به دادستان تهران (مرتضوی) نسبت به عدم ابلاغ رسمی شکایت مزبور، واکنش نشان داده و آمادگی خود را جهت پاسخگویی به اتهامات و شکایت مطروحه، اعلام نموده بود.

4-           علی رغم صحت وجود شکایت از سوی وزارت اطلاعات، و برخلاف خبر سایت «بازتاب» در خصوص صدور حکم جلب دکتر عباسی بدلیل عدم حضور در دادگاه، نکته ی قابل توجه این است که هیچ احضاریه ای به دست دکتر عباسی نرسیده و اساساً هیچ حکمی برای جلب وی در هیچ شعبه ای صادر نشده است.

5-           دکتر عباسی در روز شنبه 7 آذر 1383 با حضور در شعبه ی 2 دادسرای کارکنان دولت، در خصوص شکایت مزبور تفهیم اتهام شد.

6-                     وی دفاعیه ی خود نسبت به موارد اتهامی را (تا زمان برگزاری دادگاه) در قالب یک «کتاب» در دست تهیه دارد.

7-           در طول هفته های اخیر، همچنین موضوع انتقال دکتر عباسی به بنیاد پژوهشی «غرب شناسی» مطرح گردید. این موضوع در واقع شایعه ای بود که توسط سایت وزارت اطلاعات، موسوم به «دریچه» (www.daricheh.org) منعکس شد و به هیچ وجه صحت و سندیت نداشت.

8-       از کلیه کاربران گرامی که با ارسال پیام و یا برقراری تماس، پیگیر چند و چون مسأله ی شکایت وزارت اطلاعات و روند پرونده ی مزبور بوده اند و دغدغه ی شفافیت مسائل در برابر شایعات جاری را داشته اند، سپاسگذاری میجشود.

 

www.andishkadeh.ir      اندیشکده اعتلای فرهنگی      www.andishkadeh.org

يا حق

 
   


 

صدور حکم جلب دکتر عباسی................ چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۳

 

سلام

لحظاتی پيش سايت بازتاب خبری را به شرح زير منتشر کرد صحت اين خبر در دست بررسی است ولی اميدوارم که دروغ باشد :

((خبرنگار «بازتاب» گزارش داد، شعبه دوم دادسراي كاركنان دولت، بنا بر شكايت وزارت اطلاعات، حكم جلب حسن عباسي را صادر كرد.
پيش از اين «بازتاب» از شكايت وزارت اطلاعات از وي خبر داده بود كه پيرو ارجاع اجراي اين شكايت به شعبه دوم بازپرسي كاركنان دولت، حسن عباسي در اين شعبه حاضر نشده بود و پيامد آن، اين شعبه،‌ حكم جلب وي را صادر كرد.
گفته مي‌شود، اين شكايت مربوط به 30 سخنراني انجام شده توسط حسن عباسي، به ويژه سخنراني مشهد وي مي‌باشد.))

نکته مورد توجه اين است که دفعه پيش که خبر احضار ايشان در رسانه ها منتشر شد هيچ گونه احضاريه ای به دست ايشان نرسيده بودو معلوم نبود که اين احضاريه به کجا فرستاده شده بوده و احتمالا به همين دليل ايشان به دادسرا نرفتند

البته جناب دکتر عباسی تا پيش از ممنوع السخنرانی کردن ايشان هر هفته ۸-۱۲ سخنرانی يا برنامه داشتند و از اين تعدادفقط حدود ۲۰۰ عدد سی دی  منتشر شده است

يا حق

 
   


 

پروتکلهای يهود ۲................ یکشنبه ۱ آذر ،۱۳۸۳

 

سلام

به نظر من آنچه که باعث خانه نشينی جناب دکتر شد مانور شديدی است که ضد انقلاب در سو استفاده از حرفهای ايشان انجام می دهند است چرا که وقتی سخنرانی ها در خرداد ماه اتفاق می افتد مسولان تا اواخر شهريور ماه به طور محدود و معمولی واکنش نشان می دهند اما پس از اينکه در اواخر شهريور ماه شبکه های ضد انقلاب اقدام به پخش و نقد اين سخنرانی ها به طور وسيع گرفتند و هنوز هم به صورت ميان برنامه ادامه دارد واکنش مسولان بسيار شديد شد در هر حال اين نظر من بود تا واقعيت چه باشد

در پايان ادامه متن برنامه پروتکلهای يهود را که از سری برنامه های کنکاش است را می خوانيد

    مجرى : به چه مبانى فرهنگى اعتقاد دارند؟

    دكتر عباسى : اينها عميقاً به دنبال كنترل تعليم و تربيت در جهان رفتند تا مسئله تعليم و تربيت در جهان را ساماندهى كنند. به دنبال نظام دانشگاهى به وجود آمده در غرب كه قدمتى بيش از هزار سال داشت، يعنى تقريباً از اواخر قرون وسطى اين نظام دانشگاهى شكل گرفته بود، رفتند آن را جهت دهى خاصى كردند، به گونه‏اى كه بتوانند مقاصد خاص خودشان را اعمال كنند؛ هم در آموزش و پرورش و هم در دانشگاهها. پايه اين مسئله به قبل از پروتكل يهود برمى‏گردد. قبل از انقلاب فرانسه تعليم و تربيت و آموزش و پرورش در مسيحيت و در كشورهاى مسيحى اروپايى در اختيار كليسا بود. بعد از قرون وسطى، اختيار دانشگاهها از دست كليساها خارج شد و نظام آموزش عالى مستقل گشت ولى نظام تعليم و تربيت و مدارس در اختيار كليساها ماند. با جهشى كه بعد از انقلاب فرانسه صورت گرفت و تعليم و تربيت از اختيار كليسا خارج شد، اينها موفق شدند، بعد از پروتكل يهود و تقريباً در يك قرن گذشته طى يك پروسه‏اى سازوكار تعليم و تربيت را كه يك سازوكار پوزيتيويستى و امپريستى است، محقق كنند. لذا اولين كارى كه در پروتكل‏هاى سوم، پنجم و ششم به آن اشاره مى‏شود، اين است كه ما بايد تعليم و تربيت را كاملاً در اختيار بگيريم. آموزش عالى را در اختيار بگيريم. مغزهاى آينده‏اى كه مى‏خواهند كشورهاى ديگر را هدايت و اداره كنند، اينها را ما بايد بپرورانيم. در زمينه امور رسانه‏اى، تقريباً ابتداى قرن بيستم، عمده روزنامه‏ها و نشريات فراگير در اروپا و آمريكا در خاورميانه از آن همين عناصر يهودى بو. همچنانكه تا امروز هم ادامه داشته است. بزرگترين شبكه‏هاى خبرى دنيا، بزرگترين نظام رسانه‏اى دنيا تمام اينها در حيطه قدرت و اقتدار و تملك همين افراد است. به خصوص اعتقاد دارند افكار عمومى را بايد هدايت كرد. تعليم و تربيت را كه در مدارس و دانشگاهها ساماندهى مى‏كردند و نظام رسانه‏اى اعم از روزنامه‏ها و مجلات و امروزه راديوها، تلويزيونها و شبكه‏هاى خبرى مواردى اين چنين را هم كه در اختيار دارند و به اين ترتيب در واقع افكار عمومى دنيا را با فرمول‏هاى عمليات روانى هدايت مى‏كنند. اين حوزه دوم در دكترين فرهنگى آنهاست كه در پروتكل‏هايى هم به آن اشاره مى‏شود كه بايستى افكار عمومى را هدايت كنيم. لحن پروتكل‏ها خيلى آمرانه و بسيار خشن است. نكته مهم در دل اين قضيه، اين است كه غير از مسئله تعليم و تربيت و نظام آموزش عالى و مسئله رسانه‏اى، امور هنرى را هم تحت چنبره و سيطره خود دارند. آنچه كه امروز در آمريكا هاليوود ناميده مى‏شود، اساساً زير سيطره و تفكر صهيونيستى اداره مى‏شود. همان طور كه رسانه‏هاى عمده، بخصوص روزنامه‏هاى عمده، مجلات عمده و شبكه‏هاى تلويزيونى در آمريكا، همه توسط خود يهودى‏ها و صهيونيست‏ها مى‏گردد. لذا تا امروز دكترين فرهنگى آنها مبنى بر كنترل نظام هنرى و جريان سازى هنرى، كنترل نظام رسانه‏اى، مطبوعات و راديو و تلويزيون‏ها و شبكه‏هاى ماهواره‏اى محقق شده است و در نهايت تعليم و تربيت و آموزش عالى را جهت دهى كردند كه اين سيطره بر دانشگاههاى آمريكا و اروپا و بخشهاى ديگر دنيا كاملاً محرز و مشخص است. البته صهيونيست‏ها الزاماً و مستقيماً خودشان هم مجرى نيستند. اين شادو داكترين (shadow Doctrin) يا دكترين  سايه، گزاره‏اى است كه چون اقليت هستند و محدودند، لذا گلوگاههاى قدرت را در اختيار مى‏گيرند و ديگران در اين چارچوب و در اين مقاصد عمل مى‏كنند. اصطلاحاً به آن پارادايم مى‏گويند؛ يعنى يك پارادايم يا يك چارچوب تصورى به وجود مى‏آورند كه در آن چارچوب تصورى هر كس بازيگر باشد، به نفع اينها عمل خواهد كرد و هر كس بازيگر باشد مى‏تواند بماند.

 

 

    مجرى : آيا بر اساس اين مبانى مى‏توانيم نوعى دكترين اجتماعى هم براى صهيونيزم قائل شويم؟

    دكتر عباسى : بله. اشاره كلى كه در اين پروتكل‏ها مى‏كنند اين است كه يك گزاره كليدى كه ما بايد دنبال كنيم، بسط فساد اخلاقى در جوامع غيريهود است. البته اين تيغ و دم است. ما گزارشهاى زيادى از درون سرزمين اشغالى داريم كه فساد روزافزونى در بين خود جوانان صهيونيزم باب شده است، اما واقع امر اين است كه به صراحت اعلام مى‏شود كه خانواده در تمام جهان بايد از هم بپاشد و متأسفانه بعد از گذشت حدود صد و دو، سه سال از علنى شدن اين پروتكل‏ها، ما امروز شاهد فروپاشى كانون خانواده بخصوص در جوامع پيشرفته اعم از اروپا و آمريكا و حتى ژاپن هستيم كه معروف بود خانواده در اين كشور )ژاپن( عميق‏ترين كاركرد را دارد. خانواده قبيله‏اى موج اول، به تعبير تاپلر، تبديل شد به خانواده موج دوم مدرن و خانواده هسته‏اى. امروز هم كه خانواده تك والدينى به عنوان خانواده پست مدرن موضوعيت پيدا كرده است.

 

    مجرى : چرا صهيونيزم دنبال اين امر است؟ يا چرا اين پروتكل‏هاى يهود تلاش مى‏كنند هسته خانواده متلاشى شود؟

    دكتر عباسى : به دليل اينكه كانون توليد سرمايه اجتماعى ، خانواده است و اگر بتوانند خانواده را در بين اديان و مذاهب ديگر، چه اديان الهى مثل مسيحيت و اسلام و چه اديان غيرالهى و غيره، از بين ببرند، عمده‏ترين كاربرد آن اين خواهد بود كه توانسته‏اند جمعيت را متناسب و كنترل كنند. مورد بعدى هم اين است كه وقتى خانواده نباشد، ناهنجارى‏ها بسيار بالا مى‏رود. قيود قراردادهاى اجتماعى و قوانين ملى و غيره نمى‏تواند انسانها را خوب كنترل كند. انسانها اگر خانواده قوى داشتند، حكومت راحت‏تر خواهد بود، به دليل اينكه خود اين خانواده مى‏تواند افراد را اداره كند. در اين پروتكل‏ها اشاره مى‏كند كه ما بايد جوانان را به سمت فسق و فجور بكشيم، عياشى را باب كنيم و اينها را سرگرم سازيم. اين همان چيزى است كه امروز مى‏بينيم. چشمگيرترين چيزى كه از مظاهر تمدن جديد محسوب مى‏شود، كازينوها، كاباره‏ها، دانسينگ‏ها، شبكه جهانى پرونو و اينكه نيمى از تجارت اينترنتى تجارت وب سايت‏ها و وب لاگ‏هايى است كه عمدتاً در عرصه مسائل غيراخلاقى هستند و افرادى در سراسر عالم مشغول به چت كردن در اين سايت‏ها مى‏باشند. زيرساخت چنين حوزه عملى را پروتكل يهود، بسط مى‏دهد. چون در درون همه انسانها كشش به اين قضايا وجود دارد، از اين فرمول استفاده كردند و زمينه بسطش را فراهم آوردند. الگوسازى كردند، همان طور كه زمانى چهره‏هاى علمى به عنوان الگو مطرح مى‏شدند، به تدريج فوتباليست‏ها و ورزشكاران در همه رشته‏ها ستاره شدند و بعد هم مسئله ستاره شدن، به سمت سوپراستارها در هاليوود و جاهاى ديگر رفت؛ چه سوپر استار تلويزيونى و چه سوپر استار سينمايى. امروز سوپر استارهاى پورنو در غرب خيلى معروفند؛ يعنى شبكه‏هاى تلويزيونى غرب در اروپا و  آمريكا شوهاى رسمى برگزار مى‏كنند  و چهرهاى شاخص پرونو دعوت و به مردم معرفى مى‏كنند. در واقع با اعطاى جوايز به ايشان، اين مسائل را بسط مى‏دهند. اين در واقع بخشى از همان دكترين اجتماعى در سياست كلانى است كه پروتكل يهود دنبال مى‏كند؛ فروپاشى خانواده و سرگرم شدن جوانان به اين قضيه. وقتى راه آهن ايالات متحده به سمت غرب كشيده مى‏شد، فرمول تدارك ديده شده براى كارگرانى كه در آنجا كار مى‏كردند اين بود كه اينها  تا آخر هفته، شبانه روز كار مى‏كردند و بعد با پولى كه به عنوان حق الزحمه مى‏گرفتند، روز تعطيل آخر هفته را مى‏رفتند در يك بار و به طرز افراط آميزى مشروب الكلى مى‏خوردند و عياشى مى‏كردند. در حقيقت پولشان دوباره برمى‏گشت. در واقع سرمايه‏اى در دست آنها نمى‏ماند. مجدداً از اول هفته، يعنى از روز دوشنبه بايد كار مى‏كردند تا عصر شنبه. بعد دوباره روز يكشنبه مى‏رفتند و به طور مفرط عياشى مى‏كردند. اين سيكل، سيكلى است كه حيات مالى و مادى و فرهنگى و سياسى صهيونيزم را رقم زده است. آنچه امروز به عنوان بانك جهانى و صندوق بين‏المللى پول مى‏بينيم و بخش عمده تراست‏هاى اجتماعى، راكفلرها، مورگان‏ها و ... اينها عمدتاً خانواده‏هاى يهودى در ايالات متحده هستند كه سرمايه گذارى مى‏كنند. فاز مسئله سفته از همين جا باز شد، اينكه ملت‏ها و دولت‏ها بايستى احساس كنند كه سودشان در اين است كه وام بگيرند تا آينده خودشان را رقم بزنند. غافل از اينكه وقتى وام گيرنده - عين جمله‏اى كه در پروتكل‏آمده است - اسير مى‏شوند. در پروتكل آمده است كسى كه از ما وام مى‏گيرد، يعنى وقتى ما مازاد سرمايه خود را به عنوان وام به حكومت‏ها و دولت‏ها و افراد و سازمانهاى مى‏دهيم، اين افراد و  سازمانها را در واقع به خودمان متكى مى‏كنيم. وقتى ضريب بهره را بالا مى‏بريم، در واقع سازوكار و اخلالى ايجاد مى‏كنيم كه اينها نتوانند وام را برگردانند و مدام بيشتر بدهكار بشوند و بيشتر در چنبره عمل ما قرار بگيرند. مثل آسياى جنوبشرقى و آرژانتين كه فروپاشى عظيم داشت.

 

    تلفن : از خبرهاى ايران هم براى ما بگوييد.

    دكتر عباسى : ما بايد ايشان را در همان فضايى كه وجود دارند، ارزيابى كنيم. طبيعتاً در كاليفرنيا، عمده رسانه‏هايى كه در اختيار ايشان است، رسانه‏هاى غربى است. نشرياتى كه از ايران در آنجا هست، بعضاً به نوعى با جمهورى  اسلامى ايران عناد دارند. با حكومت ايران مشكل دارند. طبيعتاً وقتى دو طرف با هم مشكل دارند، عليه همديگر مطالب زيادى مى‏نويسند. ممكن است مخاطبان اخبارى كه در آن نشريات چاپ مى‏شود )حالا صرفنظر از اينكه صدق باشد يا كذب( تحت تأثير قرار بگيرند و بگويند پس چرا خود دستگاههاى رسمى رسانه‏اى جمهورى اسلامى، اينها را منعكس نمى‏كنند. از سوى ديگر، شبكه‏هاى تلويزيونى و شبكه‏هاى راديويى متفاوتى وجود دارند كه آنها هم آزادند مطالبى را منعكس كنند كه بعضاً هم با سياست‏هاى كلان جمهورى اسلامى هم سويى ندارند. لذا ممكن است بعضى مطالب را منعكس كنند كه باز اين هموطنان ما در آنجا هرچه در شبكه‏هاى تلويزيونى جام جم دنبال آنها بگردند، ببينند اين مطلب اصلاً انعكاس پيدا نكرده است. در واقع در ارائه  اخبار اهمّ و فى الاهم مى‏شود، نه توسط جمهورى اسلامى، بلكه توسط همه. اين را هم بايد در نظر بگيريم كه خيلى از اخبار جنبه شايعه دارد. يعنى اگر ما مجموعه آنچه كه در اخبار رسانه‏هاى فارسى زبان خارج از مرزها پخش مى‏شود - راديو و تلويزيون و روزنامه‏ها و مجلات - به اضافه آنچه كه در شبكه‏هاى الكترونيكى مثل اين شبكه‏هاى اينترنتى مطرح مى‏كنند، در نظر بياوريم، بخش قابل توجهى از اينها شايعه است. در واقع اگر شبكه تلويزيونى جمهورى اسلامى، به عنوان يك شبكه دولتى، قرار باشد شايعه‏ها را هم پخش كند، بايد بابت آن هزينه دولتى بپردازد؛ يعنى در واقع ممكن است به عنوان موضع دولتى تلقى شود و دستگاه سياست خارجى بايد به جوابگو باشد. اما اگر يك شبكه خصوصى بود و به يك شايعه دامن زد و بسط داد، در نهايت بايد به دادگاه برود. به عنوان يك شبكه خصوصى پاسخگو باشد. اما همان طور كه عرض كردم، يك اهم و فى الاهم است. طبيعتاً هيچ يك از شبكه‏ها، نه تنها فاكس نيوز و CNN كه ما مثلاً معتقديم صهيونيست‏ها آنها را اداره مى‏كنند، بلكه CCTV چين و ZDF دويچه وله در آلمان و يورونيوز در اروپا نيز هيچكدام آزادى عمل مطلق ندارند. شبكه تلويزيونى جمهورى اسلامى هم چهارچوبى دارد كه در آن چهارچوب عمل مى‏كند. ولى واقعاً بايد آن خلاء اطلاع رسانى به شما عزيزان پر شود. غير از بحث سياست خارجى، بايستى مطالب داخل هم انعكاس بيشترى پيدا كند.

 

    تلفن : مى‏دانيم كه اين كانالهاى ايرانى كه از آمريكا پخش برنامه دارند، توسط سيا اداره مى‏شوند. مى‏خواستم نقش صهيونيزم را در كنترل اينها  و جهت دادن تبليغاتى كه از اين شبكه‏ها پخش مى‏شود و تبليغات ضد جمهورى اسلامى و ضد اسلامى كه مى‏شود، توضيح فرماييد.

    مجرى : نقش صهيونيزم را در اداره رسانه‏هاى كلان و شبكه‏هاى اطلاع رسانى بزرگ مطرح كنيد.

    دكتر عباسى : كنترل نظام رسانه‏اى جهان در بحث دكترين فرهنگى،  بحث هدايت افكار عمومى است. در مسئله هدايت افكار عمومى، همان دكترين سايه موضوعيت پيدا مى‏كند، يعنى اگر بشود افكار عمومى را هدايت كرد، اصطلاحاً در سياست به آن حكومت از راه دور يا حاكميت از راه دور مى‏گويند. الان بحث حمله به عراق 8 يا 10 ماه گذشته مطرح شده است. مدام آمريكايى‏ها آتش اين بحث را داغ نگه مى‏دارند. با وجود آنكه قطعنامه 1414 تصويب شده، هنوز شما تيتر زيرنويس شبكه فاكس نيوز را مى‏بينيد: هدف، عراق. اينكه به اصطلاح تارگيت را مطرح مى‏كنند؛ هدف عراق، اين، چه چيزى را در بيننده القاء مى‏كند؟ جهت دهى افكار عمومى است. يعنى فرض مى‏كنيم  )چون ما مطمئن نيستيم صدام اينقدر صداقت داشته باشد(، صدام اصلاً سلاح‏هاى كشتار جمعى هم داشته باشد و بعد بدهد دست سازمان ملل تا آنها را منهدم كند، با وجود افكار عمومى آمريكا و جهان و با اين تيترهايى كه CNN و BBC و فكس نيوز زيرنويس مى‏كنند، افكار عمومى خود به خود به اين سمت مى‏رود كه بايد جنگ بشود. پروفسور مولانا، يك استاد ايرانى متخصص ارتباطات است كه در ايالات متحده مسئوليت يك بخش رسانه‏اى را بر عهده دارد. يعنى يك دستگاه پژوهشى - فكرى درباره مسائل رسانه‏ها دارد. چند وقت پيش در سمينارى كه درباره وضعيت رسانه‏ها در آمريكا بود، ايشان كاملاً پشت صحنه اينكه صهيونيست‏ها چقدر بر تك تك مجلات عمده و روزنامه‏هاى فراگير ملى در آمريكا و غرب اشراف دارند و همچنين اشراف آنها بر شبكه‏هاى تلويزيونى را تشريح مى‏كرد. نكته بسيار مهم اين است كه بدانيم اينها به عنوان ژورناليست معتقدند كه هم در سيستم‏هاى تصويرى و صوتى و هم در روزنامه‏ها، دروازه‏بان هستند. مثل يك دروازه‏بانى كه درون دروازه مى‏ايستد و همه توپ‏ها را مى‏گيرد. اينها هم همه خبرها را مى‏گيرند و معتقدند فقط خبرى به دست مخاطب مى‏رسد و به تور مخاطب اصابت مى‏كند كه ما نتوانيم آن را بگيريم. يعنى از دست ما در برود يا اينكه خودمان كارى كنيم كه عمداً توپ از زير دست ما عبور كند. اين رسانه‏ها فيلتر مى‏گذارند و بخش محدودى از اخبار را منعكس مى‏كنند. نظام رسانه‏اى يا مطلبى را منعكس نمى‏كند،  مثلاً درباره صهيونيست‏ها و در زمينه اقداماتى كه در سرزمين‏هاى اشغالى صورت مى‏گيرد، مطلبى نمى‏گويد يا اگر براى بعضى كشورها منعكس مى‏كنند، اصل صحنه را منعكس مى‏كنند كه نوعى سيرابى به وجود بياورند.

    الان در حدود 40 - 30 سال است كه اينها وقتى با فلسطينى‏ها برخورد مى‏كنند، در اصل آن صحنه‏هاى خشونت آميز را مدام از شبكه‏هاى تلويزيونى پخش مى‏كنند تا در واقع مخاطب جهان اسلام دچار نوعى رخوت و دلزدگى شود. ما بايد مترصد اين باشيم كه آيا ما مجاز هستيم هر شايعه‏اى را پخش كنيم؟ اينكه اصلاً با اساس روح دينى ما هماهنگ و سازگار است كه عليه كسى شايعه درست كنيم و پخش كنيم، حتى اگر عليه اسرائيل باشد؟ حتى اگر عليه دشمنانمان هم شايعه‏اى را توليد كنيم و پخش كينم، اشكال شرعى دارد. بعضى وقتها هم بعضى از اين شايعه‏ها ايجاد اضطراب و ناراحتى در هموطنانمان مى‏كند. شايد خيلى خبرهاى ديگر هم باشد در اينجا، ولى ما اولويت‏ها را در نظر مى‏گيريم و همان كه گفته شد، اهم و فى الاهم مى‏كنيم.

    من شخصاً به عنوان يك منتقد در جمهورى اسلامى، ادعا نمى‏كنم كه در كشور هيچ مشكلى نيست و ما هيچ مشكلى نداريم. طبيعتاً مشكلاتى هست، اما همان مشكلات هم در ترتيب و توالى و اولويت بايد منعكس بشوند. لذا، اينكه بعضى از هموطنان ما در خارج از كشور و در فضا و چنبره رسانه‏اى غرب و در فضاى رسانه‏اى بعضى از دوستان ايرانى ما كه به هر حال مشكلاتى با نظام دارند، گله و شكايت مى‏كنند، بدانند كه به هر حال چنين كاركرد رسانه‏اى وجود دارد. اگر شما عزيزان، به عنوان هموطن خوب ما، بعد  از اينكه دهه‏هاى متوالى در ايالات متحده يا اروپا زندگى كرديد، اگر خداى نكرده ايمانتان در اثر زندگى كردن در آن فضا كه مشحون است از جاز و راك و پاپ و كازينو و دانسينگ و كاباره، متزلزل شد، بايد اين فرض را هم بپذيريم كه با اين شبكه‏هاى تلويزيونى هم كه اين امواج را پخش مى‏كنند، ايمان افراد و جوانان ما متزلزل شود و يا در اعتقادات آنها ترديد به وجود بيايد، فلذا جاى نگرانى زيادى نيست.

 

    تلفن : اگر ممكن است در مورد جنگ داخلى لبنان توضيح بدهيد.

    دكتر عباسى : وقتى اسرائيل مى‏خواهد عملياتى انجام دهد و وارد صحنه بشود، درگيرى ايجاد مى‏كند. ابتدا از عناصر داخلى آنجا براى برهم زدن اوضاع استفاده مى‏كند. سرگرد شورشى، سعد حداد و بعد از آن هم آنتوان لحد، نيروهايى بودند كه توسط فالانژيست‏هاى داخل لبنان تأمين مى‏شدند. حداد و لحد تحت امر اسرائيلى‏ها عمل كردند و فضاى جنگ داخلى را به وجود آوردند، تنها چون طايفه‏ها در لبنان زياد هستند، جنگ طايفه‏اى شد و در نهايت هم ديديد كه خوشبختانه اكثريت شيعه آنجا به عنوان مقاومت اسلامى و حركت حزب الله موفق شدند آن فضا را تلطيف كنند.

پايان برنامه پروتکلهای يهود 

باز هم ادامه دارد ....

يا حق

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::