*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

ادامه جهان تروريزم نامتقارن ۲................ دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸۳

 

با سلام

پيشا پيش سال نو را تبريک می گويم اميدوارم در سال جديد جناب استاد عباسی دوباره به صحنه بيايند با نظرياتی بهتر و پر محتواتر.

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

   تروريزم

    جهان تروريزم نامتقارن

    عراق

قسمت سوم

 

     - تلفن : يك سياهپوست غيرايرانى در آمريكا، يك ايرانى مخالف رژيم ايران را ترور كرد. چه دشمنى با او داشت و چرا ايران او را به عنوان يك شهروند پذيرفت؟ ترور ديگرى هم در فرانسه انجام گرفت.

    - دكتر عباسى : بله. خبر اين دو نفر را در نشريه‏هاى خارجى خواندم. آن فرد سياهپوست در پلانى از فيلم "سفر به قندهار" آقاى مخملباف هم آمده بود. ولى ظاهراً اطلاعى از سوابق اين فرد در دست نبوده است. خود كارگردان و تهيه كننده فيلم هم اعلام كرده بودند: ما نمى‏دانستيم اين فرد چنين سابقه‏اى دارد و يك هموطن را به قتل رسانده است. يك چنين كاراكتر و چهره‏اى را براى فيلم نياز داشتيم و از اين فرد استفاده كرديم. يك نكته اين است كه بسيارى از تروريستها، بسيارى از افراد ناراحت، وقتى مى‏خواهند دست به اقدامى بزنند، سراغ ملتهاى ديگر مى‏روند. چه بسا با جعل اسناد و مدارك دست به اين اقدامات بزنند. يك بار فردى براى اينكه دست به يك اقدام تروريستى بزند، از يك كشورى به كشور ديگرى مى‏رود. مثلا كارلوس ، چهره معروف تروريستى يا اسكورزينى.دست راست هيتلر كه تا سال 74 هم زنده بود و در نقاط مختلف دنيا هم مى‏گشت. شايعه هم كردند كه فلان عمل تروريستى را او انجام داده است. در نهايت وقتى در اسپانيا خاطراتش را نوشت، به اين معنا نيست كه دولت اسپانيا اين فرد را جايى مى‏فرستاده است. در مورد انيس نقاش هم مطالبى شنيده شده است. به هر حال اينكه اين افراد دست به اقدامات تروريستى در فرانسه و آمريكا زده باشند، مسئله‏اى است كه طبيعتاً يك عمل نامناسب و نامشروع است، حالا من نمى‏دانم انيس نقاش هم به ايران آمد يا نه ولى اين سياهپوست كه به ايران آمد، دليل اين نمى‏شود كه چون به ايران آمد، پس يك حمايت و مشروعيتى از طرف دولت ايران و حكومت ما به آنها داده شده باشد. اين را من بعيد مى‏دانم.

 

    - مجرى : فرض بگيريم كه قطعنامه 1441 بتواند منجر به ضعف بيشتر عراق بشود، حالا موضع عراق امروز چيست؟

    - دكتر عباسى : عمدتاً شخص صدام قواعد استراتژى را خوب مى‏شناسد. تا الان هم خوب بازى كرده است؛ يعنى در بيست سال گذشته. ولى واقعيت امر اين است كه امروز با صادر شدن اين قطعنامه، شديداً و عميقاً در منگنه قرار گرفته است. چه بپذيرد و چه نپذيرد، در هر دو صورت نتيجه يكى است، پس بهتر است آبرومندانه نپذيرد. يعنى در برخورد با آمريكا سلاحهايش را نگه دارد و هزينه آمريكا را بالا ببرد و نگذارد آمريكا اين پيروزى را شيرين به دست بياورد. ضمن اينكه عليرغم بلوفى كه آقاى جك استراو و آقاى بلر زده‏اند و اعلام كرده‏اند كه ما يكپارچگى كشور عراق را مى‏خواهيم، طرح تجزيه عراق در دستور كار است. طرح تجزيه كشور عراق به اين معناست كه با بخشى از كشور اردن تلفيق شود. حتى مطرح است كه برادر ملك حسين، شاه اردن را به عنوان حاكم كشور عراق منتصب كنند. از سوى ديگر، دنبال اين هستند كه در يك موج پرشدت فلسطينى‏ها را كاملا از سرزمينهاى اشغالى فلسطين برانند و به كرانه باخترى و خاورى رود اردن بياورند و كشور فلسطينى ايجاد كنند. نظر به چنين وضعيتى، صدام اگر ببيند كه اگر قرار است مجانى و مفت اول خلع سلاحش كنند و بعد با او به عنوان جنايتكار جنگى برخورد كنند - ضمن اينكه قضيه هم مطرح شده است - لذا طبيعى است كه بهتر مى‏داند بماند و تا آخرين لحظه مقاومت كند. از اين منظر من پيش‏بينى مى‏كنم كه راه بازى صدام با اين قطعنامه خيلى كم است و به نقطه صد كه برسد، بعيد مى‏دانم به سادگى تسليم شود.

 

    - مجرى : يك دست شدن در دولت آمريكا و اسرائيل )با توجه به انتخابات اخير( و با توجه به اينكه گردانندگان اصلى تحولات در منطقه هم در همين دو جناح هستند، چه تأثيرى - حداقل در كوتاه مدت - خواهد داشت؟

    - دكتر عباسى : به دليل يكنواختى كه صورت گرفته و ائتلاف و اتفاق نظرى كه بين دو دولت آمريكا و اسرائيل به وجود آمده، روند تحولات منطقه، سرعت فزاينده‏اى پيدا مى‏كند. با وجود اين وضعيت، يعنى آمدن آقاى نتانياهو و آقاى موفاز در دولت اسرائيل و تغييراتى كه در آمريكا به وجود آمد و دموكراتها در اقليت قرار گرفتند و جمهوريخواهان همه مواضع را در اختيار گرفتند، تحولات منطقه در آينده هم در عراق، هم در خصوص سياستهاى جهانى آمريكا، هم در ساير بخشها و همچنين در خصوص سياستهاى آمريكا و اسرائيل در درون سرزمينهاى اشغالى از شتاب روزافزونى برخودار خواهند شد. نكته حائز اهميت اين است كه در اين شرايطى كه دارد جنگى عليه صدام صورت مى‏گيرد و افكار عمومى به دست قطعنامه‏ها و اقدامات شوراى امنيت و اقدامات آمريكا و انگليس و ديگران عليه عراق هست، اينها آماده تدارك اقداماتى در  درون سرزمينهاى اشغالى مى‏شوند كه من آينده نامناسبى را نمى‏توانم پيش بينى كنم. پيش‏فرض آقاى موفاز اين بود كه من به شرطى وزير دفاع مى‏شوم كه اجازه بدهيد كرانه باخترى را كاملاً به اشغال نظامى دربياوريم. لذا از اين منظر، شرايط فلسطين در آينده بسيار تيره خواهد بود و قطعاً مردم فلسطين فهميده‏اند فقط بايد با اقدامات شهادت طلبانه روى پاى خودشان بايستند و نمى‏توانند به اتحاديه عرب و كشورهاى ديگر تكيه كنند. واقعاً آمريكا همه كشورهاى عرب و ديگر كشورهاى جهان اسلام را درگير عراق كرده است. همه نگاهها را به آنجا معطوف كرده و در نتيجه فضايى به وجود آورده كه اقدامات بسيار پيچيده و سنگينى عليه فلسطينى‏ها صورت بگيرد. همان سناريويى كه دنبال مى‏كنند، يعنى آن كرانه باخترى را به سمت كرانه خاورى رود اردن منتقل كنند، يعنى فلسطينى‏ها را در شرق رود اردن ببرند. مثل موجى كه در سال 1982 به وجود آمد و فلسطينى‏ها را به سمت جنوب لبنان اخراج كردند، اين بار هم مى‏خواهند يك موج گسترده ديگر از فلسطينى‏ها را اخراج كنند. لذا وضعيت، وضعيت خطرناكى است. بايستى سياستگذاران خارجى در همه كشورها يك مقدارى حساب شده‏تر مراقب نسل كشى كه  احتمالاً در راه خواهد بود، باشند. اين يك دست كردن كشور فلسطين و تهى كردن آن از فلسطينى‏ها و خالى كردن آن، يعنى اينكه اسرائيل مى‏خواهد بين خودش و بين فلسطينى‏ها فاصله و حريمى ايجاد كند كه ديگر شهروند درجه دومى به نام فلسطينى آنجا نباشد كه دست به عمليات شهادت طلبانه بزند. بايد بپذيريم كه اين وضعيت متأثر از فضاسازى "امروز مى‏زنيم، فردا مى‏زنيم" در خاك عراق است. اين شرايط فضايى را ايجاد كرده‏اند كه اسرائيلى‏ها آن مسئله‏اى را كه 60 - 50 سال است با آن درگير هستند، فيصله بدهند و از اين بن‏بست و تنگناى انتفاضه خارج بشوند.

 

    - مجرى : اگر كنفدراسيونى از فلسطين و اردن و بخشى از عراق ايجاد شود، به عنوان راه‏حل مسئله خاورميانه، چه تأثيراتى بر آينده منطقه خواهد داشت؟

    - دكتر عباسى : برآوردها حكايت از اين مى‏كند كه براى 15 سال اول قرن 21 يعنى تا سال 2015 سياست كلان ايالات متحده و سياست اعلام نشده بعضى از كشورهاى اروپايى مثل انگليس به اين سمت مى‏رود كه مورفولوژى و ريخت شناسى ژئوپوليتيك منطقه را به هم بزنند. تركيب اين قطعات موزائيكى را كه به عنوان كشور - ملت كنار هم چيده شده‏اند، برهم بزنند. قوميت‏هاى جديدى ايجاد كنند. بگويند مرزها را ما از اينجا ايجاد كرديم و حالا خودمان حق داريم بيايم و اين مرزها را جابجا كنيم. قسمت كردنشين عراق را به يك نسبت و قسمت عرب نشين سنى عراق را به كشور اردن منتصب كنيم و فلسطينى‏ها را به آنجا كوچ بدهيم و نيز قسمت شيعه نشينش را مستقل كنيم. يك ريخت شناسى جديد را در عرصه موزائيك بندى پلان كلى منطقه مى‏توان شاهد بود. لذا اگر  قرار باشد به اين سياست عمل بشود، قطعاً طرح تجزيه عربستان ، طرح تجزيه ايران ، طرح تجزيه عراق و برهم خوردن اين ساخت و چارچوبها، در دستور كار اينها وجود دارد و اعلام هم كرده‏اند. حال بايد ببينيم چقدر موفق مى‏شوند در دنيا ائتلافى به وجود بياورند كه بتوانند در منطقه بيايند و اين اقدامات را صورت بدهند. ما در يك روز گذشته شاهد بوديم كه آقاى پوتين متأثر از اقدامى كه در مسكو صورت گرفت، معتقد است كه با چچنى‏ها نمى‏شود مذاكره كرد. چچنى‏ها با آن اقدامى كه در مسكو انجام دادند، چنان پوتين را فرارى دادند كه پوتين كاملاً به آن ائتلاف پيوسته است. بايستى تمام ملت‏ها و دولتها و كشورها را اينطور با خودشان همراه كنند تا بتوانند همه را سر مسئله تروريزم به ائتلاف برسانند و آنها را در منازعه‏اى كه در خاك عراق دارد صورت مى‏گيرد، شريك كنند. لذا بايد ببينيم اين طرح ريخت شناسى آينده منطقه، محقق خواهد شد يا خير؟ امير عبدالله در يك مذاكره رسمى با يكى از مسئولين يكى از كشورها اصرارش بر اين بود كه حتماً آمريكا بعد از عراق به عربستان يا به ايران حمله خواهد كرد. يعنى الان در رأس حكومت عربستان اين فرض مطرح است كه بعد از عراق يا نوبت عربستان است يا نوبت ايران. ضمن اينكه همين دغدغه و نگرانى را هم ما از سوى استراتژيستهاى مصرى مى‏بينيم. مصرى‏ها هم معتقدند كه بعد از اين مرحله، نوبت آنهاست. سوريه هم همين نگرانى را دارد. سيال بودن وضعيت اين گونه است كه شرايط به نحوى تغيير مى‏كند كه بشود به افكار عمومى آگاهى داد. افكار عمومى امروز فكر مى‏كند آمريكا و انگليس به دنبال بن لادن و عناصر القاعده دارند منطقه را مى‏گردند و همه بهانه بر سر اين است كه صدام سلاح اتمى دارد. واقعاً اگر قرار است چنين قطعنامه‏اى عليه صدام تصويب شود، آيا چنين قطعنامه‏اى نبايد عليه رژيم صهيونيستى تصويب بشود؟ آيا اصلاً آمريكا و حتى فرانسه و آلمان و كشور انگليس كه آنها هم داراى حق وتو هستند، اجازه مى‏دهند چنين قطعنامه‏اى عليه اسرائيل صادر شود؟ بنابراين مى‏بينيم كه تروريزم بين‏المللى - يكجانبه - تروريزم گسترده‏اى است كه محملى به نام سازمان ملل دارد. باز هم عرض مى‏كنم كه ما نمى‏خواهيم از صدام دفاع كنيم، بحث مدل رفتارى در عرصه روابط بين‏الملل است كه بيان مى‏شود.

 

    - مجرى : شعار "ما جنگ براى نفت نمى‏خواهيم" خودش نشان مى‏دهد كه ماجرا لو رفته است، يعنى افكار عمومى نمى‏پذيرد كه فقط به خاطر سلاحهاى كشتار جمعى در يك كشور مسئله باشد و در كشور ديگرى مسئله نباشد.

    - دكتر عباسى : اتفاقاً قطعنامه 1441 همين را مى‏خواهد تضمين كند كه بگويد ما رفتيم و براى نفت جنگيديم، ولى بدون سروصدا و هيچ كشته و تلفاتى هم نداديم. دنبال اين هستند كه بگويند ما يك قطعنامه‏اى را تنظيم كرديم، با آن اول صدام را خلع سلاح كرديم و بعد به او حمله كرديم. لذا صدام هم بايد اين دست را بخواند و بداند كه بايستى هزينه ايالات متحده و كسانى را كه چنين طرحى دارند، بالا ببرد. اين طرح كرانه شرقى رود اردن، عراق و همه اينها از زمان نخست وزير اسرائيلى، گلداماير، مطرح شد كه فلسطينى‏ها را بيرون بريزند. آنها اصلاً به كشور اردن اعتقاد نداشتند و مى‏گفتند اردن همان فلسطين است. زمان دولت ريگان اين طرح به اوج خود رسيد و در غرب مطرح شد. در اسرائيل هم مطرح بود، اما زمينه بروز و ظهور جدى اين طرح و اين سناريو در طول يك سال و نيم گذشته بسيار برجسته شده است. براى بررسى و جذب عكس‏العملهاى كشورهاى اسلامى و منطقه، آرام آرام سعى كردند اين طرح را در رسانه‏هاى اسرائيل مطرح كنند. بعد آرام آرام اين طرح در كشورهاى ديگر مطرح شد. حساسيت سنجى صورت گرفت. در يكى دو ماه گذشته، آمريكايى‏ها تصويب كردند كه بيت المقدس را به عنوان پايتخت رژيم صهيونيستى پذيرفته‏اند. يعنى تا اين مقدار كار جلو آمده‏اند. فقط فرض اين مانده كه بايستى اين حمله صورت بگيرد و فلسطينى‏ها بايد آنجا را ترك كنند. لذا شرايط ، شرايط پيچيده‏اى  است. براى اينكه ما مى‏بينيم مى‏خواهند ائتلاف بين عراق و اردن به وجود بياورند و اين تجزيه را محقق كنند. همه اينها بستگى به آن سياليت‏ها و متغيرهاى مسئله دارد. اين متغيرها، مسئله انتقال انرژى اين منطقه به جهان و اساساً اقتصاد جهان است. اقتصاد ژاپن، اروپا و خود آمريكا تحمل اين را نخواهد داشت كه انرژى در اين منطقه بر اثر اين بازيهاى خطرناك ايالات متحده و اسرائيل دچار نوسانات آنچنانى شود. لذا اين هشدار را به ايالات متحده بايد داد. برهم زدن قاعده بازى در اينجا مى‏تواند چنان شرايط را مشوش كند و چنان اغتشاشى به وجود بياورد كه تا دهه‏ها اين منطقه روى آرامش نبيند و اولين كسى كه ضرر مى‏كند، خود غرب است كه پايه و مبنايش اقتصاد است. لذا آقاى تونى بلر در چند ساعت گذشته موضع گيرى كرده و گفته بود كه حتماً كشور بريتانيا در معرض تروريزم است. بعد گزارش شد كه اقدامات  سيستم‏هاى امنيتى‏شان تشديد شد. موضع‏گيرى ايشان اين بود كه ما اجازه نخواهيم داد اقتصاد بريتانيا بر اثر اقدامات تروريستى فلج شود.

 

    - مجرى : وجود سوريه در شوراى امنيت و دادن رأى موافق به اين قطعنامه و موضع ملايم اتحاديه عرب ، حاكى از نوعى عقب نشينى از سوى كشورهاى عربى است.

    - دكتر عباسى : فرض اين است كه سوريه احتمالاً بايد امتيازهايى از ايالات متحده گرفته باشد، البته اين فرض در رسانه‏ها مطرح شده است

 

يا حق

 

 
   


 

ادامه جهان تروريزم نامتقارن................ چهارشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸۳

 

با سلام

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

   تروريزم

    جهان تروريزم نامتقارن

    عراق

قسمت دوم

 

مجرى : در سطح دوم، گروه تروريستى چگونه عمل مى‏كند؟ قاعدتاً بايد خيلى دامنه فعاليتش گسترده‏تر باشد.

    دكتر عباسى : در حال حاضر در دنيا، تقريباً در حدود 100 گروه شناخته شده را مى‏توان نام برد. از آمريكاى لاتين گرفته تا منطقه خودمان، از كشمير و از چچن تا اروپا، گروههاى مختلف و شناخته شده‏اى هستند كه عملياتشان - صرفنظر از ارزشگذارى - باعث برهم خوردن آن آستانه تحمل مى‏شود كه در يك جا معناى تروريستى و در يك جا معناى انقلابى پيدا مى‏كند. القاعده يك چهره آن و حماس و جهاد اسلامى و اخوان المسلمين چهره ديگر آن است. لذا اقدامات اين گروهها مى‏تواند چهره بسيار خشنى داشته باشد. آخرين حركت در اين زمينه كه خيلى مهم بود، در مسكو رخ داد. 140 نفر در آن واقعه كشته شدند. يك گروگانگيرى عظيم بود. لذا اين گروهها هم امروز بازيگران جدى روابط بين‏الملل محسوب مى‏شوند. طبيعتاً حماس و جهاد اسلامى امروز از بازيگران مهم در صحنه فلسطين هستند. روز گذشته، يكى از چريكهاى فتح، پنج اسرائيلى را كشت و اسرائيلى‏ها نيز متقابلاً اين عمل را انجام دادند چون فتح يك اقدام تروريستى انجام داده بود. اين وضعيت در تمام دنيا هست، منتهى در بعضى ملتها محدودتر است. همين ديروز در نپال يك راهپيمايى عليه مائوئيست‏هاى شورشگر صورت گرفت. همين ديروز در افغانستان گروهى اعلام موجوديت كرد. روزنامه انگليسى زبان نيوز در پاكستان اعلام كرد اقداماتى كه در 3 - 2 ماه گذشته در افغانستان عليه آمريكايى‏ها و انگليسى‏ها صورت گرفته، توسط ارتش سرخ جهاد اسلامى - يا يك چنين اسمى - بوده است. اين گروه بيانيه داده و گفته‏اند تا به حال 60 - 50 عمليات انجام داده‏اند و از اين به بعد هم فشار را بيشتر خواهند كرد. اين گروهها دامنه عملياتشان از آن حوزه فردى گسترده‏تر است. بيش از هزار مورد از اين گروهها را مى‏شود فهرست كرد. بعضى از آنها حركتشان محدود است ولى صدتا از آنها امروز در دنيا به صورت فعال جزو بازيگران محسوب مى‏شوند. امكان ندارد مردم روزنامه بخوانند، تلويزيون بشنوند، وارد سايتهاى اينترنتى بشوند و از بعضى از اين گروهها اسمى برده نشود.

 

    مجرى : سطح سوم تروريزم دولتى است، اقداماتى كه دولتها عليه دولتهاى ديگر يا عليه افراد و گروهها و  سازمانهاى ديگر انجام مى‏دهند. خطر اين سطح چقدر وسيع است؟

    دكتر عباسى : تروريزم در اين سطح، قوانين ملى خودش را نسبت به قوانين جهانى تعريف مى‏كند و آستانه تحمل قوانين جهانى را نسبت به خواسته‏هاى خودش تعديل مى‏كند. كشورى مثل اسرائيل - دولت نامشروع رژيم صهيونيستى - اقدامات تروريستى شناخته شده‏اى دارد. همين چند روز گذشته ايالات متحده با هواپيماى RPD كه هواپيمايى بدون سرنشين CIA است، در كشور يمن به خودرويى حمله كرد و 6 سرنشين داخل آن با راكتى كه از اين هواپيما شليك شد، كشته شدند. اگر آن افراد متهم بودند، بايد به دادگاهى مى‏رفتند تا با آنها برخورد شود. اين كار، يك عرف بين‏المللى مى‏شد، اما وقتى به خودشان اجازه مى‏دهند كه دادگاهى تنظيم كنند و فردى را متهم اعلام كنند و بعد به خاك آن كشور حمله كنند و اين فرد را از بين ببرند، اين اقدام، يك اقدام تروريستى است كه دولتى به خودش اجازه مى‏دهد، آن را انجام دهد. آقاى پاول، آقاى رامسفلد و بخصوص خانم رايس - مشاور امنيت ملى بوش - اعلام كردند كه اين اقدام كاملا در چارچوب قوانين ايالات متحده و مشروع است و آمريكا مجاز به اين كار است. يعنى اعلام كردند به دستور كاخ سفيد هر كدام از دشمنان آمريكا در هر نقطه‏اى از دنيا كه باشند، آمريكا اجازه دارد چنين عملياتى عليه آنها صورت بدهد. شما نقض حاكميت حكومت يمن را ببينيد. هواپيمايى وارد خاكش مى‏شود، يك هدفى را منهدم مى‏كند و برمى‏گردد. اگر حقوق بشر وجود دارد، آن افراد بايد در دادگاه خاصى محاكمه شوند. ادعاى حقوق بشر كه مربوط به خود آمريكايى‏ها هم است. پس مى‏بينيد كه اينجا حق آن افراد كه اگر متهم بودند، انتظار محاكمه شدن و بعد مجرم بودن و حتى اعدامشان مى‏رفت، رعايت نشد و اينها مستقيماً خودشان اقدام كردند. اين تروريزم دولتى است. لذا نظام بين‏الملل تروريزم دولتى را برنمى‏تابد. تروريزم دولتى هم طبيعتاً آستانه تحمل نظام بين‏الملل را تعديل كرده و آن آستانه تحمل را برنمى‏تابد و براى خودش حق بيشترى قائل است و دست به اين اقدامات مى‏زند.

 

    مجرى : گاهى ما شاهد ائتلافهاى بين‏المللى در چارچوب تروريزم - چه بين دولتها، چه بين سازمانها، چه بين افراد - هستيم كه بايد به مراتب قوى‏تر و خشن‏تر و مؤثرتر باشد. آيا همينگونه هستند؟

    دكتر عباسى : بله. من صدور قطعنامه 1441 در سازمان ملل عليه عراق را نمونه و مصداق يك تروريزم جهانى مى‏بينم. دكترين سازمان ملل، دكترين نيروى سوم است، يعنى طرفين دعوا، دو كشور وقتى منازعه و مشكلى دارند، سازمان ملل به عنوان واسطه مى‏آيد و مسئله را تعديل مى‏كند. اما امروز مى‏بينيم براى اولين بار ائتلافى در سازمان ملل شكل گرفته كه حركت كليدى‏اش به سمت اين مى‏رود كه سازمان ملل ديگر نه به عنوان واسطه بين عراق و ايالات متحده بلكه به عنوان فيلترى كه منويات ايالات متحده و انگليس را بايد پياده كند، عمل مى‏كند. ايالات متحده و انگليس در طى 7 - 6 ماه گذشته مدام رجز خواندند و مدام بر اين مسئله پافشارى كردند كه مى‏خواهيم به صدام حمله كنيم، به عراق حمله كنيم، عراق بدون صدام مى‏خواهيم و در سازمان ملل براى اولين بار بدعتى گذاشته شد كه سازمان ملل متحده به عنوان واسطه عمل نكند. براى اولين بار در تاريخ سازمان ملل، اين سازمان در مقابل يك كشور - در مقابل كشور عراق - قرار گرفت. اين اتفاق ناميمون به وقوع پيوست، لذا مى‏توان ديد كه مشروعيت بخشيدن به اقدامات گستره تروريزم بين‏الملل دارد رقم مى‏خورد.

 

    مجرى : آيا اصولاً سازمان ملل متحد هويتى مستقل دارد يا تركيبى از كشورهايى است كه در آن فعاليت مى‏كنند؟ با اشاره به قطعنامه 1441 سازمان ملل عليه عراق، چرا موضع عراق روشن نبوده و به نوعى كاملاً واكنش منفى نشان داده است. البته در بعضى جاها يك اشارات مثبتى هم صورت گرفته است. اما موضع عراق در قبال اين قطعنامه چگونه بوده است؟

    دكتر عباسى : در بيانيه نهايى اجلاس قاهره كه محل تجمع وزارى امور خارجه كشورهاى اتحاديه عرب بوده، اين قطعنامه تأييد شده است. ناجى صبرى، وزير امور خارجه عراق هم در آنجا حضور داشته است. در اين بيانيه از سازمان ملل براى عراق تضمين‏هايى خواسته شده كه مثلا آمريكا حمله نكند. اتحاديه عرب، ضعيف‏ترين موضع ممكن را گرفت. ما ارزشگذارى نمى‏كنيم. نمى‏خواهيم از صدام حمايت كنيم. مى‏خواهيم يك فرض علمى را باز كنيم. محتواى قطعنامه بسيار مهم است كه عميقاً دست صدام را مى‏بندد و طرح عراق بدون صدام را، بدون حمله نظامى، براى آمريكا عملى مى‏كند. در واقع بايد تمام محيطها و مكانها در اختيار بازرسان قرار بگيرد. بازرسان مجاز هستند هركسى را كه خواستند بگيرند و بيرون از عراق ببرند - ژنرالها، افراد خانواده صدام و ... - و عراق حق ندارد برخورد كند. اصلاً اين نقض حاكميت كشور عراق در اعلى‏ترين حد درجه‏اش است. فرض بگيريم كه عراق را خلع سلاح كردند و همه آن اختيارات گسترده كه در قطعنامه آمده، داده شد و عراق از همه آن سلاحهاى كشتار جمعى كاملاً تهى شد، حالا يك بهانه ديگر پيدا مى‏كنند. اول تا آخر فرض اساسى ما اين است كه قرار است عراق بدون صدام بماند. آمريكا، عراق را بدون صدام مى‏خواهد. قطعنامه 1441 اين قضيه را تعديل نمى‏كند كه ما مى‏رويم بازرسى مى‏كنيم، سلاحهاى كشتار جمعى را مى‏بريم و صدام بماند، بلكه اين قطعنامه اصلاً بردن صدام را تسهيل مى‏كند. لذا اگر عراق خلع سلاح شد، بعد يك بهانه ديگر پيدا مى‏كنند و به عراق حمله مى‏كنند. اين دفعه ديگر صدام ابزار برخورد و ابزار تهديد ندارد. در قطعنامه قيد شده كه بعد از محاصره اين حق را دارند كه منطقه را منطقه ممنوعه اعلام كنند و دولت عراق هم حق دخل و تصرف نخواهد داشت.

 

    مجرى : اين نيرو مى‏خواهد نوعى اشغال و درگيرى صورت دهد.

    دكتر عباسى : صدام مى‏خواهد قيود استراتژى را پياده كند. صدام فكر مى‏كند اگر عراق اجازه دهد كه او خلع سلاح شود، بعد از خلع سلاح آمريكا بهانه حمله پيدا خواهد كرد و آن موقع ديگر عراق وسيله دفاع ندارد. پس مناسب است كه موضع مخالف بگيرند كه اگر قرار شد بهشان حمله بشود، وسيله‏اى براى برخورد داشته باشند؛ به اسرائيل حمله كنند، به نيروهاى آمريكايى حمله كنند و هزينه ايالات متحده و انگليس را در درگيرى بالا برند. لذا هيچ عقل سليمى حكم نمى‏كند كه كسى اجازه بدهد اول خلع سلاحش كنند. در طرح كلى هم نيامده كه به شما تضمين مى‏دهيم وقتى خلع سلاح شديد، به شما حمله نكنيم.

 

    - مجرى : فرض كنيم يكى از اماكنى كه قرار است محاصره و ممنوع شود، كاخ رياست جمهورى است و يكى از كسانى كه بايد دستگير شود و از عراق خارج شود، خود صدام باشد. بنابراين كار به حمله نظامى نمى‏كشد

    - دكتر عباسى: اتفاقاً در اين متن 8 مورد از كاخها اسم برده شده است. مسئله اينطور نيست كه پايين‏تر از سطح خواسته‏هاى آمريكا بوده باشد. موضع گيرى آقاى پاول و آقاى جك استراو - دولتهاى انگليس و آمريكا - اين بود كه اين قطعنامه بسترسازى براى سقوط صدام است. نگاه اين دو نفر بود - بخصوص آقاى پاول روى اين نكته تأكيد داشت - كه سازمان ملل چه بخواهد و چه نخواهد، صدام اگر نپذيرد، ما حمله خواهيم كرد. پس مى‏بينيم كه سازمان ملل فقط تسهيل  كننده اقدامات ايالات متحده در تروريزم بين‏المللى است.

 

ادامه دارد

يا حق 

 

 

 
   


 

جهان تروريزم نامتقارن................ سه‌شنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸۳

 

با سلام

    شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

    تروريزم

    جهان تروريزم نامتقارن

    عراق

قسمت اول 

 

     بسم‏الله الرحمن الرحيم

    مجرى : جهان تروريزم نامتقارن چيست؟

    دكتر عباسى : اساساً مسئله جهان تروريزم نامتقارن حول سه مؤلفه مى‏چرخد. مؤلفه اول پايين آمدن آستانه تحمل كشورها و ملتها و قوانين و مقررات هر ملت و كشور و حتى در عرصه روابط بين‏الملل هست. به اين معنا كه آستانه تحملى كه هر ملتى دارد، آستانه تحملى كه قوانين ملى هر كشور دارد و داشته است و آستانه تحمل نظام بين‏الملل يك حد محدودى است، اما افراد، گروهها و دستجات و دولت و همچنين در عرصه بين‏الملل، گروه ملتها كه در غالب اتحاديه‏ها مى‏گنجند، چون آستانه تحمل شناخته شده مبتنى بر قوانين و مقرراتى كه بينشان منعقد است، اين ظرفيت را ندارد كه توقعات سريعاً برآمده را پاسخگو باشد، لذا اين اقدامات از اين سطح بالا مى‏زند و چون بالا مى‏زند، طبيعتاً اقدام تروريستى يعنى اقدامى كه خارج از مقررات و قوانين شناخته شده يك محيط ملى، سطح ملى و سطح بين‏الملل و سطح جهانى هست و اين قيود و قوانين و مقررات شناخته شده را به چالش مى‏كشد و متلاشى مى‏كند و از اينها خودش را بالاتر مى‏برد. چنين انفجارهايى را مى‏گوييم ، انفجارهايى كه توقعات و خواسته‏ها و كنش‏ها فراتر از قيود ملى و بين‏المللى و قيود جهانى خودش را تعريف مى‏كند. به اين تروريزم نامتقارن مى‏گويند. آستانه تحملى كه مقررات و قوانين، چه قوانين و مقررات ايدئولوژيك و چه قوانين و مقررات عرفى شناخته شده - ديگر پاسخگوى اين ظرفيت توقعات نيست. يكى از گزاره‏هاى فرايند جهانى شدن، مفهوم كليدى ارتقاء اين سطح از توقعات است كه آستانه تحمل حكومتها، ملتها و كشورها و نظام بين‏الملل بايستى بالا برود تا بتواند اين را در خودش هضم كند.

 

    مجرى : تحمل در برابر چه؟ بخش اول در برابر تروريزم است؟

    دكتر عباسى : خير. اين نكته مهمى است. فرض كنيد من يك فرد از جامعه ايران هستم. مقررات و قوانينى كه در جامعه ايران اعمال مى‏شود و ديكته مى‏شود؛ چه مقررات حكومتى، چه آداب و رسوم و سنن؛ يك آستانه تحمل مشخصى را تعريف مى‏كند. يك خط قرمزهايى دارد. من اگر توقعاتم و كنش‏هايم در اين چارچوب بود، طبيعتاً من شهروند تابع محسوب مى‏شوم و كارم را انجام مى‏دهم و هيچ مشكلى هم نيست. اما اگر من فراتر از تحمل و فراتر از اين آستانه تحمل و توان و چارچوب و قيودى كه اين جامعه ملى تنظيم كرده و همه به آن معتقدند و رأى دادند، دست به اقدامى بزنم، اين كنش من ناهنجارى است. نابهنجارى است و در واقع نوعى تروريزم رفتارى است. ممكن است در اقتصاد باشد يا در سياست يا در فرهنگ يا در اقدامات خشونت آميز پليسى و حتى نظامى و چريكى.

 

    مجرى : يعنى درگذشته هم كه اين آستانه تحمل بالا بوده، ما تعريفى از تروريزم نداشتيم.

    دكتر عباسى : نداشتيم، عرفى بوده، ولى اقدامات تروريستى محدود بود و خيلى خودش را برجسته نشان نمى‏داد. اما امروز دارد به يك عرف رايج تبديل مى‏شود و به سرعت مى‏بينيم كه اين حجم از نوع برخوردها در دنيا، در درون ملتها و در برون، در سطح روابط بين‏الملل زياد مى‏شود. لذا بايستى جهان آستانه تحمل خودش را با - آنچه كه آقاى تافلر موج سوم مى‏نامد و آنچه كه ديگران هر كدام اسمى برايش گذاشته‏اند - اين سرعت تحولات و پيشرفتى را كه در جهان مى‏بينيم، عميقاً وفق دهد و اگر ندهد اين وضعيت به سرعت منبسط مى‏شود. روى اين پافشارى نمى‏كنم كه حتما بايد آستانه تحمل بالا برود و اين تمنيات و خواسته‏هايى كه هر گروهى، هر فردى، هر ملتى برتافت، عملى بشود. منظور اين است كه بين اين آستانه تحمل و آن چارچوبهاى تنظيم شده و كنش‏هايى كه صورت مى‏گيرد، يك ناهماهنگى وجود دارد. اين بستر تروريزم نامتقارن است. دو دليل عمده ديگر هم دارد. يكى اينكه مى‏بينيم به سرعت اقدامات تروريستى فراوانى - بخصوص در پنجاه روز گذشته كه از پاييز مى‏گذرد - در اقصى نقاط دنيا روى داده است، صرفنظر از ارزشگذارى كه خوب هست يا بد، عواملش چه كسانى بوده‏اند و عليه چه كسى صورت گرفته. مهم اين است كه دنيا با سرعت و با يك سير صعودى دارد به اين سمت مى‏رود. روزى نيست كه كسى از خواب بيدار شود و راديو و تلويزيون و روزنامه را ببيند و مشاهده نكند كه در فلان نقطه دنيا بمبى منفجر نشده، گروگانگرى نشده و انفجارى صورت نگرفته و افرادى كشته نشده‏اند.

 

    مجرى : پس فقط به آستانه تحمل مربوط نمى‏شود، بلكه شدت  عمليات تروريستى و افزايش سطح عمليات هم هست.

    دكتر عباسى : سومين دليلى كه اين مسئله را به عنوان يك گزاره نامتقارن در دنيا مطرح مى‏كند، اين است كه شما ديگر كشور و ملتى را نمى‏شناسيد كه مبناى دكترين امنيت ملى‏اش، دكترين امنيت داخلى‏اش، دكترين امنيت خارجى و نظامى‏اش و گزاره‏هاى استراتژى، سياست داخلى و سياست خارجى‏اش و محوريت‏اش، مقابله و مواجهه با تروريزم نباشد. شاخص‏ترين كشورها، از آمريكا گرفته تا فرانسه و انگليس و روسيه و چين و ژاپن، تا سطح پايين‏ترين ملتها، همه مؤلفه اصلى منازعه و اصلى‏ترين تهديد را بر روى مفهوم تروريزم گذاشتند. ضمن اينكه همه كشورها محور امنيتى اصلى‏شان برخورد با تروريزم شده است. دوم اينكه در تمام دنيا حركتهاى تروريستى رو به افزايش است و سوم هم اين برهم خوردن نسبت بين آستانه تحمل هر حكومت، هر ملت، هر جامعه، هر فرد و هر نظام بين‏الملل نسبت به تمنيات و خواسته‏ها و خواهش‏هاست. اينها تماماً مؤلفه‏هايى هستند كه تروريزم نامتقارن را رقم مى‏زنند و جهانى را براى ما ترسيم مى‏كنند كه جهان تروريزم است.

 

    مجرى : اين تروريزم نامتقارن چه سطوحى دارد؟

    دكتر عباسى : سطح اولش، سطح تكنيكى‏اش، همان سطح فردى است. در سطح فردى يك فرد دست به اقدامات تروريستى مى‏زند. در سطح دوم، سطح تاكتيكى، يك گروه اقدام تروريستى مى‏كند. يك گروهى دست به يك عمليات تروريستى مى‏زند، شناخته شده است، آرم و نشان دارد و معلوم هست كه اهداف خاصش چيست. در سومين سطح، يك كشور - دولت دست به اقدام تروريستى مى‏زند؛ تروريزم دولتى. آن هم فرمول خاص خودش را دارد و در سومين سطح گروهى از ملتها، يعنى يك ائتلاف بين‏المللى و منطقه‏اى و حتى ائتلاف جهانى دست به يك اقدام تروريستى مى‏زنند. اينكه نسبت بين رفتار انقلابى و رفتار تروريستى مرز مشخصى ندارد، از اين مسئله نشأت مى‏گيرد. در واقع آنچه كه براى ملتى و براى دولتى و براى ملتى و براى فردى رفتار انقلابى است، براى ملت، فرد و دولت ديگرى رفتار تروريستى است و بالعكس و اقدامى كه اقدام ضدتروريستى براى يك ملت محسوب مى‏شود، براى ملت و فرد ديگرى اقدام ضد تروريستى محسوب نمى‏شود. يعنى ناسازگارى مى‏تواند منطقه‏اى، ملى، جهانى و حتى نقطه‏اى باشد.

 

    مجرى : گاهى ممكن است يك فرد )تروريزم سطح اول( دست به يك اقدام در گستره جهانى بزند يا برعكس، يك دولت يا يك سازمان بزرگ دست به يك حركت در يك نقطه كوچك بزند. اين رابطه چگونه تعريف مى‏شود؟

    دكتر عباسى :  ويروس "آى لاو يو" را به ياد بياوريد. امورز پتانسيلى كه مسئله جهانى شدن ايجاد كرده اين است كه يك نفر مى‏تواند از طريق اينترنت ويروسى را در دنيا منتشر كند و نظام رايانه‏اى دنيا را به اختلال بكشاند. از طريق همين ويروس، خسارت بسيار سنگين و عظيمى بر شبكه‏هايى كه وصل بودند، وارد آمد. اصلى‏ترين آمار منتشرشده، 13ميليارد دلار خسارت فقط براى پنتاگون بود، حالا ساير ملتها را ديگر حساب كنيد. ببينيد يك نفر چه طور مى‏تواند از جاى ديگر، از طريق وارد كردن ويروس به شبكه اينترنت، صدمه وارد كند. اين هم يك بخش از تروريزم است. يا مثلا فردى كه چندى قبل در ويرجينياى آمريكا دست به ترور افراد مى‏زد و در شمال شرق ايالات متحده وحشت به وجود آورده بود. خاطرم هست وقتى 12 - 10 سال پيش فيلم "سكوت بره‏ها" - كه كاراكتر دكتر لكتر را يكى از هنرپيشه‏هاى شاخص آمريكايى بازى مى‏كرد - ديدم، بوفولوبيل هم زنها را مى‏كشت و وحشت ايجاد كرده بود. اينجا هم مى‏بينيم كه فردى راه مى‏افتد و دست به اقدامات تررويستى مى‏زند و وحشت ايجاد مى‏كند. مردم مى‏ترسند بچه‏هايشان را به مدرسه ببرند. با وجودى كه يك فرد است، ولى در يك منطقه، در يك ايالت، در يك محيط دست به اقدامات تروريستى مى‏زند. در كشور خودمان هم خفاش شب را ديديم كه مرتكب چندين قتل مى‏شود. اين تروريزم فردى، باعث بر هم خوردن آستانه تحمل يك جامعه مى‏شود كه ديگر نمى‏خواهد بيشتر از اين به فردى اجازه دهد كه بر اساس خواسته‏ها و تمنياتش عمل كند. آن فرد - چه مريض باشد و چه محق - هم در اعتراض به بعضى از مسائل، برخلاف عرف جامعه، دست به اقداماتى مى‏زند كه ايجاد وحشت مى‏كند. اين تروريزم فردى است كه متاسفانه در دنيا گسترش چشمگيرى پيدا كرده و تقريباً اكثر ملتها - باتوجه به امكانات گسترده‏اى كه الان در اختيار همه است - اسير اين پديده هستند.

يا حق

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::