*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

ادامه................ سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۳

 

با سلام

ادامه کنکاش

دکترين ملی اسرائيل

    تلفن : شما گفتيد طرح تجزيه منطقه از زمان گلداماير مطرح بوده است. آيا درست شنيدم يا نه؟ اگر اين طور بوده، آيا اين نشان نمى‏دهد كه انقلاب اسلامى خودش جزو طرح بوده است؟ دوم اينكه گفتيد در اسرائيل مذاهب ديگر به چه صورتى هستند، آيا در جمهورى اسلامى، سنى‏ها، ارامنه و ... همين وضع را ندارند؟ اگرچه در جمهورى اسلامى وضعيت زنان از همه مذاهب بدتر است.

    دكتر عباسى : اين فرآيند ملت سازى كه ما در كشورها مى‏بينيم، كشورهايى مثل ايران، عربستان، عراق، مصر، الجزاير، پاكستان، هند و . .. در واقع در 150 سال گذشته اساساً موقعيت اين چنينى نداشتند. آنچه كه امروز در واقع مرزهاى ملى ناميده مى‏شود، مفهوم ناسيوناليزم، مفاهيمى هستند كه در 150  100 سال گذشته موضوعيت پيدا كرده‏اند. مرزبندى‏هاى موجود در دنيا را هم در واقع انگليسى‏ها رقم زدند.

    من اشاره‏اى داشتم به ديدگاه اخير آقاى جك استراو، وزير امور خارجه انگليس، كه ايشان اعلام كرده بود ما خودمان در گذشته مرزها را در اينجا كشيديم و ترسيم كرديم و هميشه هم من اعلام كردم اين مرزها را از ميان قوميت‏ها كشيدند تا همواره بين قوميت‏ها اختلاف وجود داشته باشد. يعنى از وسط مرزهاى كردها، از وسط مرزهاى بلوچ‏ها، از وسط مرزهاى اعراب كشيدند كه همواره قوميت در دو سوى مرزى دو كشور موجود باشد و همواره بين آنها اختلاف باشد. ايشان در واقع مجدداً اعلام كرد با توجه به اينكه ما كار خوبى نكرديم، ولى اتفاقى بود كه افتاد و بايد در اين مسئله تغييراتى صورت بگيرد. اشاره من به اينكه از زمان گلداماير بود، نه از زمان گلداماير و ماقبل او، از زمان خود آقاى بن گوريون، مسئله طرح نيل تا فرات مطرح بود. اما اين مسئله پيشروى، مسئله دكترينِ لكه جوهر كه به سمت مصر تا ابتداى صحراى سينا پيش رفتند و مجدداً برگشتند، از سمت شمال، در سوريه، در لبنان، در اردن هم پيشروى‏هايى داشتند. در آن چند جنگ محدود شدند، اما همان طور كه در نماد اصلى‏شان، پرچم اسرائيل، مى‏بينيم نيل تا فرات براى آنها موضوعيت دارد و  دنبال مى‏كنند تا آن را محقق سازند. در واقع طرح تجزيه كشورهاى منطقه چيز جديد نيست. اينها حتماً عربستان و عراق و ... را در برنامه تجزيه خود دارند، كما اينكه در 4 - 3 ماه گذشته حتى ابايى هم نداشتند كه اين طرح تجزيه را از شبكه‏هاى رسمى و تلويزيونى خودشان و احتمالات را از زبان تحليلگران و نقشه‏هاى مشخصى اعلام كنند. ضمن اينكه طرح تجزيه ايران را هم به كرّات اعلام كردند.

    اينكه انقلاب اسلامى پروژه‏اى در دل اين پروسه بوده باشد، نه. به دليل اينكه اگر در دل تفكرات مدرن مطرح شده بود، يعنى مبتنى بر ايدئولوژى‏هاى سوسياليزم در چپ و ليبراليزم و ناسيوناليزم در راست مى‏شد، آن را طبيعى جلوه مى‏داد. ولى در حقيقت انقلاب اسلامى يك فراروايت چهارم است. اين انقلاب، ايدئولوژى جديدى را در دنيا باب كرد كه اين ايدئولوژى مدرن نيست، يعنى ريشه در اومانيزم و انسان محورى ندارد، بلكه خدامحور است و تئوريستيك است. از اين منظر، يك گزاره كليدى را برقى تابد. ضمن اينكه الان عمده‏ترين معارض آنچه كه اسرائيل ناميده مى‏شود، همين ايدئولوژى است كه در جنوب لبنان به آن حزب‏الله و در درون فلسطين هم به آن حماس يا جهاد اسلامى گفته مى‏شود. از اين منظر كه در نگاه ايدئولوژيك ايران مثل كشور اسرائيل، - حالا اگر بتوان نام كشور اسرائيل را بر آن نهاد - ما شهروندان درجه يك و دو داريم. خودى و غيرخودى داريم. ما در كشور عزيزان ارمنى، كليمى، زرتشتى و همچنين اهل سنت داريم. الان ما در ايران نزديك 6 ميليون نفر سنى داريم كه نه تنها در شوراهايى كه در مناطق مشخص در استانهاى اهل سنت نشين ما هستند، رأى داده مى‏شود و مسئوليتهايى را عهده‏دار هستند، همچنين در درون مجلس ايران حضور دارند. حتى يهودى‏ها، زرتشتى‏ها و غيره هم هستند. اما طبيعتاً چون اكثريت اين كشور شيعه نشين است، قانون اساسى آن هم كه اكثريت اين ملت به آن رأى دادند، مؤلفه‏هاى تفكر دينى شيعى را برمى‏تابد. آن عزيزان هم در چارچوب مقررات اين كشور تعريف مى‏شوند. طبيعى است كه حتى اگر يك شيعه هم بخواهد از آن چارچوب‏هاى مندرج در قانون اساسى عبور كند، با او برخورد مى‏شود. چنانكه در هر كشور ديگر هم وضع همين گونه است. شما ببينيد در درون خود فلسطين، اسرائيلى‏ها ابا ندارند كه رسماً با اعراب مسيحى يا اعراب مسلمان برخورد خشن داشته باشند. با آن پالاژها، يهودى‏هايى كه خودشان از اتيوپى آوردند، به عنوان شهروند درجه 2 نگاه مى‏كنند. جمله آخر هم اينكه واقعاً ممكن است قواعد قانون اساسى يك كشور و حقوق كشور دچار نقصان و مشكل شود، الا اينكه شما الان در شبكه فاكس نيوز و شبكه‏هاى خبرى ديگر ايالات متحده مى‏بينيد كه مثلاً اقدامات ضد تروريستى را آموزش مى‏دهند تا مردم ببينند. از خاورميانه چيزى به نام گردو مى‏آيد، در درون اين بمب مى‏گذارند، ببينيد اين دوربين عكاسى است ولى اينگونه در درونش بمب مى‏گذارند، اين خودكار است ولى در درونش بمب مى‏گذارند. بعد در شبكه فاكس نيوز يك كارشناس اينها را اعلام مى‏كند و در واقع با اين وزارت امنيت داخلى كه راه افتاده، دنبال تحديد و محدود كردن خيلى از آزادى‏هايى هستند كه آن جوامع اعلام مى‏كنند. چه بسا در بين اين افراد كسى باشد كه موهاى كاملاً بلوند و چشمهاى آبى داشته باشد و بمبى در اوكلاهماسيتى منفجر كند، آن ساختمان را منهدم سازد و تعدادى از افراد آن كشور هم كشته بشوند. برخورد با اين فرد، طبيعى است. اين به اين معنا نيست كه اين شهروند درجه 2 بوده و يا مثلاً به او نگاه ديگرى شده است و اگر كسى مجرم بود، صرفنظر از نگاههاى ايدئولوژيك، بايد با او برخورد شود.

    در خصوص آزادى زنان هم اشاره مى‏كنم كه نگاه ايدئولوژى‏هاى اسلامى در دكترين‏هاى شيعه، بحث پوشيده بودن خانمهاست. در كلاسهاى خود بنده، 72 تا 74 درصد دانشجوها، خانم هستند. بر اساس آمار رسمى در 3 سال گذشته، از 56 درصد تا 64 درصد و امسال كه 71/5 درصد دانشجوهاى ورودى ما به دانشگاهها، دانشجويان دختر بودند. شما اين آمار را اصلاً در ايالات متحده نخواهيد ديد. اين آمار نشان دهنده اين است كه اگرچه خانمها در ايران پوشش دارد، اما رانندگى مى‏كنند، در مجلس به عنوان نماينده شركت دارند، در انتخابات شوراى شهر شركت مى‏كنند، در سطوح كلان دولت به عنوان معاون رئيس جمهورى انتخاب مى‏شوند. در دانشگاه به عنوان استاد حضور دارند. ما از اين منظر، آزادى را اين مى‏بينيم. متقابلاً آن نگاه ايدئولوژيك ليبراليزم است كه شما در ايالات متحده مى‏بينيد. آزادى را در اين مى‏بينيد كه مثلاً يك حق و حقوق خاصى براى خانمها قائل باشيد. آن تفكر برمى‏تابد كه زنان به عنوان عروسكهايى در قالب هنرپيشه‏هاى پورنو، هزار و يك جنايت و قساوت و خشونتى عليه آنها صورت بگيرد، خشونت جنسى، ساديستيك و مازوخيستيك. ولى اين را آزادى مى‏دانند. مى‏گويند چون خودش خاسته، اما كسى كه دين را پذيرفت، دين مجموعه‏اى از بايدها و نبايدهاست. ما الان اواخر ماه رمضان هستيم. دستور روزه سه كلمه است : كتب عليكم الصّيام؛ يعنى نوشته شد بر شما روزه. اگر كسى پذيرفت كه مسلمان است، بايد منع شود از خوردن، از نگاه بد، از حرف بد و ... لذا اين محوريت وجود دارد. از طرف ديگر، مثلاً گفته مى‏شود : لاتقربوا الزّنا؛ يعنى به زنا نزديك نشويد. اينكه اين كار را بكنيد )يعنى روزه بگيريد( و آن كار را نكنيد  )زنا نكنيد(، اين مجموعه بايدها و نبايدها، مبناى يك ايدئولوژى دينى است. نمى‏شود كسى مقيد باشد و اين بايدها و نبايدها را كنار بگذارد. از اين منظر، ايدئولوژى اسلامى، در مقابل ايدئولوژى به اصطلاح تفكر دينى، دو نوع نگاه متفاوت است. نگاه دينى آن آزادى را بردگى مى‏داد و آزادى نمى‏داند. نگاه ليبراليستى، اين را بردگى مى‏داند و آزادى نمى‏داند. شايد حالا مثلاً اين استنباط براى بيننده عزيزى در خارج از مرزها يا يك غيرايرانى پيش بيايد كه زن ايرانى وقتى محجبه است و حجاب دارد، اين شهروند درجه 2 است. به او ظلم شده است. دقيقاً من حاضرم اين منظر را در مؤلفه‏هاى فلسفه سياست و فلسفه اجتماعى و فرهنگى اثبات كنم كه برعكس، آن خانمى كه بسيار برهنه است و هزار و يك موقعيت دارد، او محدود است.

 

    تلفن از كانادا: ارامنه ايران، چه در زمان حال و چه در زمان گذشته، مذهب خودشان را داشتند و زبان خودشان را حفظ كردند. در تيم ملى هم حضور دارند. كجاى دنيا چنين آزادى به اقليتها داده شده است. من نمى‏دانم عقيده اين يهوديان از ايران بابت چيست؟

    دكتر عباسى : من به عنوان رئيس مركز تحقيقات استراتژيك و رئيس مركز بررسى‏هاى دكترينال اشاره‏اى مى‏كنم. من فقط اين را مى‏گويم. بعد عزيزانى كه در آمريكا و اروپا هستند، خودشان در آن جامعه قضاوت كنند. ما در يكى از دپارتمانهايمان، دايره‏اى داريم به نام دايره پولونولوژى. در اين دايره، در حيطه علوم استراتژيك و در باب كاركردها و تبعاتى كه اين علوم دارند، بحث مى‏كنيم و كار كارشناسى هم آنجا صورت مى‏گيرد. به عنوان يكى از بيست دايره ما در دپارتمانمان )انحصارى هم هست( من فقط مى‏خواهم به اين مسئله كه گفته مى‏شود در ايران حقوق بشر نقض مى‏شود و در ايران شكنجه و خشونت هست، يك پاسخ عمومى بدهم. امكان تست آنچه كه من ادعا مى‏كنم در اروپا و آمريكا در اختيار عزيزان بيننده ما هست. آن هم اين است كه ما فقط يك قلم از خود FBI از طريق اينترنت فهرست فيلمهاى پورنويى كه به ثبت FBI رسيده و آن وارنينگ FBI را در نظر بگيريم. هشدار FBI را كه كسى حق كپى رايت اينها را ندارد، مسائل جنبى را مطرح كرده است. رسماً در آن كشور و كشورهاى اروپايى اين مسئله رخ مى‏دهد. اين هم آزادى كه در واقع تفكر ليبراليستى اين را برمى‏تابد. يك نكته در دل اين فيلمها براى ما خيلى مهم است كه رصد شده و از حيث آسيب شناسى امنيت ملى هر كشور - ملت در آينده در بحثهاى فيوچرلوژى و آينده شناسى مانيتورينگ شده است و آن هم اين است كه در بعضى از اين فيلمها به صراحت، به صراحت، زنان شكنجه مى‏شوند، يعنى شكنجه‏هاى جنسى؛ زنجير گردنشان زده مى‏شود و بدترين جنايتها روى آنها صورت مى‏گيرد. ادعاست اگر هموطنى توانست اين را نفى كند. اين آزادى است، يعنى اين آزادى است كه در يك فيلم سينمايى مستهجن به دليل عقده‏هاى روانى كه عزيزان روانپزشك و روانكاو ما بهتر مى‏توانند آن را تبيين كنند، چنين اعمالى رخ مى‏دهد. رسماً ضبط و در تمام شبكه‏هاى ماهواره‏اى پخش مى‏شود. در تمام دنيا هم پخش مى‏شود. آيا اين خشونت عليه انسان نيست؟ قوانين هيومن رايتز و حقوق بشر آنجا كاملاً تعطيل است. اما صرف اينكه اينجا خانمى پوشش دارد، ولو اينكه رانندگى مى‏كنند، كار ادارى انجام مى‏دهد، تدريس مى‏كند، در استخر شناى مخصوص، لباسش را عوض مى‏كند و شنا مى‏كند، آزاد نيست. چون روابط جنسى آزاد، مبتنى بر همان آموزه‏هايى كه از دين يهود تحريف شده امروز براى بشر رقم خورده است، ندارد. من گفته آن بيننده عزيز را نفى نمى‏كنم. ممكن است در ايران هم اشكالاتى باشد، سوء مديريت‏هايى باشد، در مورد بعضى از افراد حق كشى‏هايى بشود. اين را قبول دارم، در واقع هيچ كس ادعا نكرده اين جامعه كاملاً يك دست است، خود ما هم هميشه اعلام كرده‏ايم، منتقد خيلى از وضعيتها در داخل كشور هم هستيم، اما بهتر است قدرى زاويه نگاهمان را ببريم روى اينكه مبناى آن ايدئولوژى‏ها چه بوده است.

 

يا حق

 
   


 

ادامه کنکاش -دكترين ملى اسرائيل................ دوشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

سلام

از اينکه حدود ۱ماه وبلاگ تعطيل بود غذر می خواهم اميدوارم بتوانم هر هفته به روز کنم باز هم با همان سلسه مطالب کنکاش ادامه خواهد يافت

شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى  

    دكترين ملى اسرائيل

قسمت اول

    مجرى : آيا مى‏توان در مورد اسرائيل به نوعى دكترين ملى قائل بود؟

    دكتر عباسى : اساساً مسئله گزاره‏هاى استراتژيك را در خصوص هر ملتى، با دكترين ملى آن آغاز مى‏كنند. براى اسرائيل نمى‏شود دكترين ملى قائل شد. در واقع چيزى به  نام دكترين ملى در سطح موقعيت كلان استراتژيك اسرائيل، موضوعيت و هويت خاصى ندارد. دليل عمده آن هم اين است كه پروسه ملت سازى در خصوص اسرائيل به نتيجه نرسيده و هنوز تحقق پيدا نكرده است. گزاره اصلى ملت سازى، داشتن يك سرزمين مشخص، مرز طبيعى و جغرافيايى سياسى مشخص و همچنين قوميت واحد و يا اقوام متعددى است كه وقتى در آن سرزمين حضور دارند و در كنار هم قرار مى‏گيرند، ساختار سياسى واحدى را بربتابند و به يك قانون متمركزى قائل باشند. طبيعتاً با توجه به اينكه قوميت عرب فلسطينى‏ها، چه عرب يهودى، چه عرب رسمى و چه عرب مسلمان، در آنجا به عنوان شهروند درجه چندم پذيرفته مى‏شوند، موضوعيتى درون خاك فلسطين براى خود دولت غاصب اسرائيل ندارند. سرزمين هم، سرزمين بومى نيست، غصب شده است. لذا نمى‏توان هويت ملى از حيثيت موقعيت جغرافيايى مفهومى به نام كشور - ملت ، بر آنچه كه در اسرائيل، در فلسطين امروز، رخ مى‏دهد، تحت عنوان كشور اسرائيل قائل بو. لذا دكترين ملى هم ندارند، اما در حال حركت به سمتى هستند كه دكترين ملى داشته باشند. به چه شكل؟ اينگونه كه پروسه ملت سازى را محقق كنند. براى محقق كردن پروسه ملت سازى نياز به زمان دارند. همان طور كه در آمريكا رخ داد. آنچه كه امروز ايالات متحده مى‏خوانيم، از حضور مجموعه عمده‏اى از آنگلوساكسونهاى انگليسى و فرانسوى‏ها و مكزيكى آرام آرم و در اثر جنگهاى داخلى تثبيت شد. بوميان آنجا، يعنى سرخپوستان را عقب راندند و كشورى به وجود آمد كه امروزه به نام ايالت متحده خوانده مى‏شود. يا در استراليا، مفهومى داريم به نام كشور استراليا. در صورتى كه شما هنوز بومى‏ها را در تاسمانى مى‏بينيد. آنچه كه در آمريكا تحت عنوان پروسه ملت سازى صورت گرفت، يك پلوراليزم خاص قومى بود. حاصل جمعش ملتهايى هستند كه كنار هم گرد آمدند و ايالاتى را به وجود آوردند، كه كشور آمريكا با هويت ملى آن است. حالا اگر اسرائيل هم بتواند يك پروسه زمانى دراز مدت را طى كند و اعراب فلسطينى را از آنجا بيرون براند، شايد بتواند اين هويت ملى را به دست بياورد و در آينده دور، براى نسلهاى بعد، اين پروسه فراموش شود. مثل آمريكا كه در واقع كشور غصب شده‏اى است كه انگليسى‏ها و فرانسوى‏ها و مكزيكى‏ها بر آن تسلط يافتند، حالا كشورى به نام آمريكا به وجود آمده است. در آينده پروسه ملت سازى در مورد اسرائيل هم صدق مى‏كند. لذا دكترين ملى اسرائيل امروز اين است كه مليتى به نام اسرائيل به وجود بياورد. نسلى باشند كه آنجا تربيت بشوند و بعد بگويند آقا شما اينجا دنيا آمديد، اينجا رشد كرديد و در واقع شما ديگر اسرائيلى هستيد؟

 

    مجرى : با توجه به مهاجرت معكوس و پاكسازى قومى، شما فكر مى‏كنيد چنين امرى در آينده نزديك محقق مى‏شود يا نه؟

    دكتر عباسى : با توجه به اينكه شرايط بسيار پيچيده است، از نظر گزاره‏هاى روابط بين‏الملل، يك مقدارى اين مسئله با ترديد روبروست. ضمن اينكه موج بيدارى در جهان اسلام بالاست و با توجه به آنچه كه به نام غده سرطانى اسرائيل در جهان اسلام معروف است، به نظر مى‏رسد در واقع برتافتن اين مسئله هم خيلى موضوعيت نداشته باشد. عليرغم همكارى بعضى از دولتها، در درون ملتهاى جهان اسلام و در آن يك ميليارد و سيصد ميليون مسلمان، به ندرت شما كسانى را پيدا مى‏كنيد كه مشروعيتى براى اسرائيل قائل باشند و با فلسطينى‏ها همدردى نكنند. خود ملت فلسطين هم كه در واقع با سنگ و چنگ و دندان در حال دفاع از خاك و مليت و قوميت و مذهبشان هستند.

 

    مجرى : دكترين‏ملى هركشور شاخه‏اى‏ازدكترين‏عالى‏آن است. دكترين عالى اسرائيل چيست؟

    دكتر عباسى : دكترين عالى اسرائيل در واقع پهنه‏اى است كه در پرچم اين كشور به نمايش گذاشته شده. در پرچم كشور اسرائيل ما دو باند آبى رنگ در بالا و پايين آن مى‏بينيم و در قلبش ستاره. نكته بسيار مهم اين است كه آن دو باند آبى رنگ در بالا و پايين پرچم، نماد دو رود نيل در مصر و فرات در كشور عراق است )اين را خودشان رسماً گفته‏اند(، لذا ماهيت اصلى كه در اين نماد، يعنى در پرچم اسرائيل مى‏بينيم، محتواى كليدى دكترين بزرگ و دكترين عالى اسرائيل را شكل مى‏دهد، يعنى اسرائيل بزرگ و ارض موعد از نيل تا فرات. تحقق اين امر را اخيراً با توجه به طرح حمله ايالات متحده به عراق مى‏توان تصور كرد. يكى از سناريوهاى مطرح شده هم اين است كه فلسطينى‏هايى كه الان در كرانه باخترى رود اردن هستند و بيشترين تعداد فلسطينى‏ها هم همانجا هستند، اينها را به سمت كرانه خاورى رود اردن و در درون خاك اردن منتقل كنند و وادار به عقب نشينى سازند. كشور اردن و عراق را يكپارچه كنند و يك كشور واحد به وجود آورند و طرح تجزيه عراق را صورت دهند. به اين ترتيب يك گام به خواسته‏شان نزديك شوند، يعنى يك گام به سمت داخل خاك عراق و به سمت رود فرات پيشروى مى‏كنند. بعد مثلا دوباره 20 سال يا 30 سال بعد، يك فضاى ناامنى به وجود بياورند، مجدداً حوزه‏ها تثبيت شود، تا اينكه 20 سال، 30 سال ديگر دوباره يك تحول جديد و يك پيشروى جديد، كابينه صددرصد نظامى آقاى شارون، با چهره‏هاى افراطى مثل نتانياهو و مفاز در همراهى با كابينه نظامى آقاى جرج دبليو بوش و ... ديگران دارند. طرح تحقق اين را هم مطرح كردند و مزه كردند ببينند در واقع جهان اسلام، كشورهاى اسلامى و كشورهاى جهان چه موضعى دارند. لذا بحث اصلى دكترين بزرگ اسرائيل، مسئله نيل تا فرات است كه اين نماد را شما در پرچم اين كشور مى‏بينيد.

 

    مجرى : خيلى‏ها معتقدند آنها فقط در محدوده ايدئولوژيك به اين ايده قائل هستند و اين را قبول دارند. منتها در خود اسرائيل هم اختلاف نظرهاى جدى در اين زمينه وجود دارد، همان اندازه كه در خود آمريكا هم اختلاف نظريهاى جدى وجود دارد. يك نظريه وجود دارد كه مى‏گويد اگر آريل شارون برود و كارگرى‏ها سر كار بيايند و در آمريكا هم دموكراتها در رأس امور قرار بگيرند، همه اين مسائل به هم مى‏خورد؟ به نظر شما درست است؟

    دكتر عباسى : من همواره گفته‏ام كه اين اختلاف‏نظرهاى بين حزب دموكرات و جمهوريخواه در ايالات متحده و يا احزاب ديگر در فرانسه، آلمان، انگليس و همچنين احزاب عمده‏اى كه در اسرائيل وجود دارد. اينها اقدامات كاملاً تاكتيكى است. اين اختلاف نظرها تاكتيكى است. هويت و ماهيت ملى كه اينها در سطح استراتژيك دنبال مى‏كنند، همه يك هدف است . شما اگر به عملكرد كلان دو حزب دموكرات و جمهوريخواه در آمريكا نگاه كنيد. در نهايت هر دوى آنها در تيم ملى بازى مى‏كنند. اسرائيل هم همينطور. تنها وزير خارجه قبلى كه جاى آقاى نتانياهو بود، يك نگاه ديگر داشت و وزير خارجه جديد يك نگاه ديگر. ايشان تا آمد، فورى گفت آقا تمام آن قراردادهاى قبلى، از اسلو و مادريد، كه ما با فلسطينى‏ها امضا كرديم تمام ملغى است. ما آن فرد - وزير خارجه قبلى - معتقد بود ما بايد آرام آرام در يك پروسه زمانى مشخص، با اينها جلو برويم و صلح كنيم. يعنى ابتدا اوضاع تثبيت شود، بعد به مرحله دوم برسيم. اينها در عرصه روابط بين‏الملل نوعى تاكتيك است. يعنى بعضى از كشور - ملتها فشار مى‏آورند به اسرائيل كه اگر شما آن گروه را بر سر كار بياوريد، امكان تحقق خواسته‏ها وجود دارد. در درون فلسطين هم بعضى از فلسطينى‏ها اميد مى‏بندند به حزب كارگران كه اگر آن عناصر بر سر كار بيايند بهتر است و آنها چهره معتدل‏ترى هستند. حزب جمهوريخواه حزب دموكرات در ديون آمريكا هم همين وضع را دارند. از اينها بايد ارزيابى تاكتيكى داشت. در نهايت، هردوى آنها به مسئله نيل تا فرات قائلند؛ چراكه نماد آن در پرچمشان هست.

 

    مجرى : اسرائيلى‏ها هميشه مهره‏هاى سياسى ارشدشان را خيلى عجيب و غريب جابجا مى‏كنند. شما معتقديد اينها سياست ثابتى را دنبال مى‏كنند و فقط مهره‏هايشان را عوض مى‏كنند؟

    دكتر عباسى : در مورد آمريكا هم همين مطلب صدق مى‏كند. ما به ظاهر روندى را طبيعى مى‏بينيم، يعنى كلينتون آرامى را مى‏بينيم كه در واقع مسامحه مى‏كند، بعد يكباره از پدرى به نام بوش كه در مورد همين كشور عراق سياست تازشى داشت، مجدداً پسرى به نام بوش، رئيس جمهور مى‏شود كه اين هم همان سياست تازشى را دنبال مى‏كند. اين روند را ما خيلى طبيعى و سيكل نوسانى آن را مناسب مى‏دانيم. در مورد اسرائيل بستگى به مكتب امنيتى او دارد. مكتب امنيتى اسرائيل، مكتب‏دوم‏امنيتى است. ما چهارمكتب‏امنيتى داريم. نسبتى كه بين آسيب‏پذيرى و تهديد توازن به‏وجودمى‏آيد، آن را امنيت مى‏گوييم. مكتب اول‏امنيتى، آسيب‏پذيرى در درون خودماست. آسيب پذيرى راپوشش‏مى‏دهد،سعى‏مى‏كندآسيب‏پذيرى‏راكم‏كند.مكتب‏دوم‏امنيتى تلاش مى‏كند كه تهديد را در بيرون از بين ببرد. مكتب سوم امنيتى تلاش دارد تهديد را به فرصت تبديل كند؛ مكتب اپورتونيستى است، فرصت طلب است. مكتب چهارم كه اكازيوناليستى است، سعى مى‏كند موقعيتى در ميان اين دو به وجود بياورد.

    اسرائيلى‏ها به دليل ضعف‏هايى كه دارند، از نظر موقعيت جغرافيايى، از نظر اقليت و از نظر فشارى كه اطرافشان است، از نظر كشورهاى اسلامى كه او را احاطه كرده‏اند، پيرو مكتب دوم امنيت است. لذا كاملاً تهديد را تبيين مى‏كند. به سرعت پيشاپيش آن حركت مى‏كند تا آن را منهدم سازد. در سياست هم همينگونه است. لذا در اسرائيل خشن‏ترين‏افراد، از نظر وضعيت عمل‏گرايى و كنش‏گرايى ]بر سر كار مى‏آيند[. كسانى كه در واقع خيلى پراگماتيسم و عملگرا هستند. حرفى كه مى‏زنند، عملى كه انجام مى‏دهند، حتى گاه اونيفورم نظامى مى‏پوشند و ابايى ندارند از اينكه بگويند ما نظامى هستيم؛ مثل شارون. كلان بره كه نيروهاى نظامى بر سر مى‏گذارند كه كج است، حكايت از واحدهاى تكاور دارد. يعنى يكانهايى كه حمله‏ور مى‏شوند و هيچ‏كجا براى دفاع نمى‏ايستند. وقتى اينها اين كلاه را سرشان مى‏گذارند، يا اينكه روى شانه‏شان قرار مى‏دهند، اين مطلب را در مخاطب و بيننده القاء مى‏كنند كه بدانيد ما حتى در سياست، چهره تهاجمى داريم. لذا اين مهره‏هاى عجيب‏وغريب كه چيده مى‏شوند، بر اين‏اساس است كه هركس كنش‏گراتر باشد در برخورد يا تهديد سياسى، تهديد اقتصادى و تهديد نظامى، اين فرد مقبول‏تر است. حتى‏اگر شما در سابقه او سوابق خشونت هم داشته باشيد، آنها اين خشونت را علنى در خيابانهاى‏فلسطين اصلاً از ديد خبرنگاران جهان پنهان نمى‏كنند، حتى به گونه‏اى عمل مى‏كنند كه اين ثبت شود و مردم دنيا ببينند كه آنها خشن برخورد مى‏كنند. لذا ابايى هم ندارند كه تاريخى از زندگى آقاى شارون را نشان دهند كه در سال 1982 در صبرا و شتيلا چه كشتارى صورت داد. بعد اين فرد را به عنوان يك سمبل، در رأس قدرت بگذارند، به گونه‏اى كه به آقاى جرج دبليو بوش تحكم كند و دستور بدهد كه زودتر به عراق حمله كن و مقدارى ما را از اين مخمصه نجات بده.

 

ادامه دارد

يا حق

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::