*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

ادامه کنکاش................ دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۳

 

با سلام

در ادامه همان کلاس هايی که در مطلب قبل نوشته بودم حسن عباسی در قم مطرح کرد:

در طرح خاورمیانه بزرگ، اسراییل نقش گالیور را بازی می‌کند / معنای لیبرالیسم اصالت اباحه گری است
حسن عباسی در قم گفت : در طرح خاورمیانه بزرگ، اسراییل همچون گالیور بر کشورهای کوتوله منطقه حاکم خواهد شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر در قم، رییس مرکز پلمپ شده دکترینال امنیت بدون مرزطی سخنانی در مدرسه اجتهادیه محسنیه قم و طی کلاس‌های غرب شناسی خود، با بیان این‌که در طرح خاورمیانه بزرگ که از سوی آ‌مریکا مطرح شده، طرح نیل تا فرات اسراییل نیز نقش اساسی خواهد داشت، اظهار داشت: اسراییل در این طرح همچون یک گالیور بزرگ در میان کوتوله‌های منطقه خاورمیانه وجود خواهد داشت و اسراییل کشور بزرگی می‌شود که از نیل تا فرات بزرگی آن است.

وی همچنین با بیان این‌که مقدمات ایجاد یک اسراییل بزرگ از نیل تا فرات فراهم شده است، افزود: اسراییل به طور غیر مستقیم بیشترین سود را در مسأله عراق می‌برد و متأسفانه با بی‌عرضگی مسؤولان کشورهای اسلامی، این بلا در حال انجام است. وی با اشاره به این‌که حکومت دست نشانده آمریکا در عراق و افغانستان بدتر از حکومت صدام و طالبان می‌باشند، گفت: ما باید با جرأت و خودباوری، در مسایل کشورهای اسلامی دخالت می‌کردیم و حکومت‌های فاسد صدام و طالبان را در عراق و افغانستان کنار می‌زدیم.

به گزارش مهر ، عباسی در ادامه با بیان این‌که در اومانیسم غربی، وحی و شریعت کنار گذاشته می‌شود، گفت: پست مدرنیست‌های غربی می‌کوشند تا اعضای جامعه به سمت تفرد گرایش پیدا کنند و می‌گویند نباید جلوی اصالت لذت انسان‌ها گرفته شود. وی اضافه کرد: این‌که می‌بینید در اروپا نمی‌گذارند بر سر دختران مسلمان روسری باشد، به علت آن است که می‌گویند: از زیبایی‌های یک زن یا دختر باید همه مردم جامعه بهره‌مند شوند و این یک مالکیت عمومی است، لذا نباید اخلاق خاصی وجود داشته باشد و آن خانم متعلق به خودش نیست و باید از زیبایی او همه بهره‌مند شوند.

وی با اشاره به این‌که لیبرالیسم، ناسیونالیسم و گلوبالیسم در بخش ایدئولوژی راست اومانیست‌ها قرار دارد، ابراز داشت: لیبرالیسم به معنای اصالت اباحه و اباحه‌گری است که متأسفانه در جامعه ما به غلط به نام آزادی ترجمه شده است. رییس مرکز پلمپ شده دکترینال امنیت بدون مرز، همچنین خاطر نشان کرد: ملی گرایی (ناسیونالیسم) مثلاً‌ در ایران می‌گوید اقوام ایرانی همه ارزش‌های خود و حتی مذهب خود را فدای ملیت‌شان کنند و گلوبالیسم یا همان جهان گرایی اعلام می‌کند ملیت باید فدای جهانی سازی شوند.

وی با اشاره به این‌که ایدئولوژی میانه در اومانیسم و مکتب انسان شناسی طبیعی، یهودگرایی و صهیونیسم است، اظهار داشت: در طرح‌ها و سیاست‌های این چپ گرایان و یا راست گرایان محال است دین حفظ شود، چرا که اومانیسم زیربنای آن‌ها است. عباسی با بیان این‌که پس از پست مدرنیسم، غربی‌ها و فلاسفه آن‌ها به مرحله ترانس مدرنیسم یا شیطان پرستی رسیده‌اند، افزود: واگن آخر قطار اومانیسم، شیطان پرستی است که چند سالی است در غرب این مسأله شکل گرفته و حتی متأسفانه باید گفت در قم نیز بر در و دیوار شهر، برخی از آرم‌های شیطان پرستان هست.

به گزارش مهر عباسی در بخش دیگری از سخنان خود گفت:‌ روشنفکران غربی، در ماهیت انقلاب اسلامی ایران و در تبیین جامعه ایران ناتوان مانده‌اند. وی افزود: مبنای تصمیم سازی ما این است که در همه برنامه‌ها و طرح‌ها خدا محور هستیم. عباسی همچنین بیان داشت: کسانی که فکر می‌کنند با دانشگاه زیاد درست کردن، جنبش تولید علم و جنبش نرم افزاری محقق می‌شود باید بدانند مادامی که نظام علمی ما سکولاری و ترجمه‌ای است، این مسأله تحقق نمی‌یابد.

 وی با اشاره به این‌که ما باید در علوم دانشگاهی طرحی نو در افکنیم، تصریح کرد:‌ جوانان و دانشگاهیان ما نباید در فرهنگ و اندیشه غربی استحاله شوند، زیرا باید پذیرفت که بدون شریعت نمی‌توان به حقیقت دست یافت. وی در بخش دیگری از سخنان خود خواستار تحول در حوزه‌های علمیه شد و گفت: ما باید اندیشیدن را در حوزه و دانشگاه رواج دهیم نه این‌که فقط اندیشه‌ها را آموزش دهیم، همان‌طور که امروز در دانشگاه‌ها این مسأله وجود دارد. وی با بیان این‌که دروس دانشگاهی باید دارای روح دینی باشد، افزود: حوزویان و دانشگاهیان ما باید جرأت عبور از نظریات فلاسفه غربی را داشته باشند و سعی کنند اندیشیدن را یاد بگیرند.

عباسی همچنین بیان داشت: من بین حوزه و دانشگاه وحدت نمی‌بینم، چون که در دانشگاه علوم غیر شرعی و سکولاری وجود دارد. این استاد دانشگاه با اشاره به این‌که نظام ایران، نظام کارآمدی است، اذعان داشت:‌ نظام به دلیل آن‌که نقدپذیر است و قادر به اصلاح اشکالات خود است، نظام کارآمدی می‌باشد. وی جنبش نرم افزاری را پشت پا زدن به آنارشیسم علمی و علم ترجمه‌ای در دانشگاه‌ها دانست و گفت:‌ آمار و ارقام دادن در این‌که مثلاً‌ فلان دانشگاه چه تعداد مقاله را به مجلات معتبر خارجی داده، به معنای جنبش نرم افزاری نیست.

عباسی با تأکید بر این‌که نظام تصمیم سازی در مدیریت کشور ناکارآمد است، اضافه کرد:‌ برخی مسؤولان در کشور می‌کوشند مفاهیمی چون اومانیسم و لیبرالیسم را با حکومت اسلامی تلفیق کنند که این ممکن نیست و یک التقاط است. وی شیعه‌گری را با مدرنیته قابل جمع ندانست و تصریح کرد: کسانی که در مدرنیته حرکت می‌کنند نهایتاً‌ به شیطان پرستی می‌رسند. اگر دل عده‌ای برای شیعه می‌سوزد باید از دروازه تزکیه بگذرند و ولایت پذیر باشند وگرنه بنابر گفته امام، افکار التقاطی خیانت بزرگی به اسلام است.

۲-شبكه جهانى جام جم - برنامه كنكاش - دكتر عباسى 

    عربستان

قسمت دوم

مجرى : موقعيت ژئواستراتژيك عربستان در منطقه در شرايط كنونى چيست؟

    دكتر عباسى : عربستان پيرامونش كاملاً مشكل مرزى دارد. من بارها گفته‏ام، مرزها - هشتاد درصد مرزهاى دنيا - را انگلستان براى مردم جهان ترسيم كرده و رفته است. عربستان در مرز خودش با يمن كاملاً مشكل دارد، هنوز قطعيت پيدا نكرده است. مرزشان با عمان هنوز هم خط چين زده مى‏شود و هنوز قطعى نيست. هر دو طرف مدعى هستند. با امارات متحده عربى، مشكل ارضى دارند. در 5 سال گذشته، در سه مرحله، يك مرحله با قطر در مسائل مرزى مشكل داشتند كه حاد شد و حتى به رويارويى انجاميد و در حدود 2 - 3 ساعت هم درگيرى نظامى داشتند. با كشور يمن به همين نسبت درگيرى داشتند كه شوراى همكارى خليج فارس وارد صحنه شد و مساعدت و وساطت كرد. يك مرحله هم يك جزيره كوچكى در مصب ورودى باب الندب است كه با اريتره و سومالى سر آن قضيه مشكل هيدروپوليتيك دارند. لذا عربستان در پيرامونش كاملاً مشكلات مرزى جدى دارد و از حيث ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك، ادعاى ارضى بين عربستان و كشورهاى پيرامونى‏اش بالاست. با ايران هيچ مشكلى ندارند. نزديك‏ترين ارتباط ما با عربستان در خليج فارس، بين حوزه نفتى مرجان عربستان و حوزه نفتى فروزان ايران است كه ادعايى مطرح نشده و به نسبت نفت و گاز برداشت مى‏كنند، اما به طور عمده موقعيت ژئواستراتژيك خود عربستان به عنوان سر پل انتقال از قاره آفريقا به قاره آسيا اهميت دارد؛ حالا كه ديگر وجود رژيم صهيونيستى، منطقه لولاى سه قاره اروپا، آفريقا و آسيا را ناامن كرده، اين محدوده محدوده امنى است. اما با اين وجود در پلان كلى نيروهاى واكنش سريع آمريكا، نقشه‏اى كه سرفرماندهى نيروهاى واكنش سريع آمريكا در سال 1984 منتشر كرد، كانون اصلى اين توجه خود عربستان بود.

 

    مجرى : حالا دكترين‏هاى گوناگون عربستان را مطرح كنيم. قبل از همه دكترين ملى عربستان را تشريح كنيد كه چيست؟

    دكتر عباسى : دكترين ملى عربستان به ايدئولوژى ملى‏اشان تنه مى‏زند، يعنى ايدئولوژى وهابيت و الهام گرفته از آن است.

 

    تلفن : من سه سال پيش حج رفتم، وضع زندگى مردم اسف بار بود، چرا اينگونه است؟

    دكتر عباسى : در روند تبيين دكترين‏ها، دليل اين را كاملاً شفاف مى‏كنيم. دكترين ملى عربستان متأثر از نگاه ايدئولوژيك آن كشور يعنى وهابيت است. تلاش دكترين ملى عربستان اين است كه ايجاد، حفظ و بسط وهابيت را در جهان اسلامى رقم بزند و خودش هم در درون اين را به عالى‏ترين سطح برساند. يعنى بحث انتقال و صدورش را هم دارند. لذا دكترين ملى عربستان يك دكترينى است كه يك پايه اساسى نگاه ايدئولوژيك در تمدن اسلامىِ فعلى محسوب مى‏شود و در انديشه بسط اين در عربستان، در افغانستان، در چچن، در بالكان، در امارات و كشورهاى پيرامونى خودش است. لذا دكترين ملى كشور عربستان يك دكترينى است كه نگاهش، نگاه فرهنگى و ايدئولوژيك است. از اين جهت در تلاش است كه اين را تحقق ببخشد، اما مشكل كليدى‏اش اين است كه اين ايدئولوژى فاقد دكترين‏هايى براى پياده شدن است. مشكل جدى‏اش اين است كه متأثر از همان اخبارى گرى تلقى اشعريون و مذهب حنبلى مى‏خواهد پياده كند و چون خيلى با شرايط امروز منطبق نمى‏شود، مشكلاتى به وجود آمده است.

 

    مجرى : در مورد موقعيت آمريكا در منطقه و تغييراتى كه در اردن پيش آمد و درگيرى‏هايى كه در آل سعود است، آيا لانه كردن آمريكا در هر جايى، اصلش براى برداشتن نظام سلطنت نبوده است؟ در رويكرد عربستان سعودى بعد از 11 سپتامبر، آيا نمى‏شود تأثير  جمهورى اسلامى را بر آل سعود مشاهده كرد؟ پاسخ اين سوال را در چارچوب دكترين سياست خارجى عربستان بدهيد.

    دكتر عباسى : دكترين سياست خارجى كشور عربستان دو نگاه دارد. در درون تمدن اسلام، سياست خارجى‏اش يك نگاه دارد. بيرون از حوزه تمدن اسلامى يك نگاه ديگر دارد. اين دو نگاه تقريباً موقعيت متناقض  نما و پارادوكسيكال دارند. در درون حوزه تمدن اسلامى، سياست خارجى عربستان كاملاً راديكالى است به اين معنا كه تهاجمى است. پول هزينه مى‏كند كه ايدئولوژى خودش را بسط دهد ، نمونه‏اش طالبان بود. آنچه كه شما در پاكستان مى‏بينيد، سپاه صحابه، نيروهاى جهگوى و سايرين، اينها از طرف عربستان سعودى تغذيه مى‏شوند. قرآن‏هايى كه به خط عثمان طه هست، ميليونها نسخه‏اش در جهان توزيع شده و هديه صاحب حرمين شريفين است. اينها بخشى از اين فعاليت است. مدارسى كه در جاهاى مختلف ساخته مى‏شود، مساجدى كه در آمريكا، اروپا و در خود جهان اسلام ساخته مى‏شود. در درون جهان اسلام نگاهش كاملاً راديكالى است و ايدئولوژى خودش را بسط مى‏دهد. هيچ نوع مقاومتى را هم برنمى‏تابد. اشاره‏اى هم كه بيننده قبلى داشتند به زادوولد زياد، اصلاً در راستاى همين است. اينكه اشاره كردم دكترين ملى‏شان مى‏گويد بايستى همه چيز در جهت ايجاد، حفظ و بسط وهابيت رقم بخورد، درست در شرايطى كه همه ملتها مى‏روند كه كنترل جمعيت داشته باشند، مثلا در كشور ما در دهه دوم بعد از انقلاب رشد جمعيت از 3/6 به 1/5 - 1/6 كاهش يافته است، ولى عربستان رشد جمعيت را براى خودش رقم مى‏زند. به افرادى كه اين تفكر را دارند و به تفكر عربستان وابسته‏اند، در كشورهاى درون جهان اسلام، حتى در ايران توصيه مى‏كنند كه بايستى تعداد زادوولد بالا برود. لذا اين يك بخش از قضيه است. ولى سياست خارجى كشور عربستان بيرون از حوزه تمدن اسلامى و بيرون از حوزه كشورهاى تمدن اسلامى كاملاً محافظه‏كارانه است. در ارتباط با اسرائيل و اتحاديه اروپا و آمريكا كاملاً يك سياست خارجى محافظه‏كارانه دارد. در سياست خارجى عربستان، رويكرد به وجود آمدن سازمان كنفرانس اسلامى را ببينيد كه همينها مبتكرش بودند، براى اين بود كه ائتلاف‏هايى توسط مصر و سوريه و سايرين براى مقابله نظامى با رژيم صهيونيستى ايجاد مى‏شد. اينها آمدند يك مدل آلترناتيو ارائه كردند. كنفرانس اسلامى را به وجود آوردند و صورتهاى محافظه‏كارانه را ارائه مى‏كنند. سياست خارجى‏شان دوپايه است، به گونه‏اى تلاش دارند رهبرى جهان اسلام را رقم بزنند و متعاقباً در درون جهان اسلامى دنبال اين هستند كه ايدئولوژى‏شان را بسط دهند.

 

    تلفن : عربستان فكر مى‏كند مشكل فلسطين با پول حل مى‏شود. بن لادن در بين روشنفكران عربستان يك قهرمان شده است.

    دكتر عباسى : اين برمى‏گردد به سياست داخلى. در سياست داخلى عربستان، نوع نظامشان تلفيقى است از يك اوليگارشى - حاكميت متنفذين يا همان هزارفاميلى كه اشاره كردم - و به همان نسبت اريستوكراسى مريض و معلول يك حاكميت اشراف كه اين حاكميت اشراف يك سيستمى است كه فساد متاسفانه در آن خيلى بالاست. روابط قدرت حركت از پايين به سمت بالا نيست. اين طور نيست كه اگر شايستگى‏هايى در بين آحاد جامعه باشد، مشاركت جلب شود و افراد مراتب قدرت را طى كنند، هركس نظر به انتسابش به خاندان هيئت حاكمه مسئوليتها را به عهده مى‏گيرد تا دورترين نقطه اين حاشيه فاميل.

 

    مجرى : حتى در اجراء؟ چون ما در  اجرا گاهى مى‏بينيم تكنوكرات‏ها اجرا مى‏كنند.

    دكتر عباسى : خيلى كم. آن در لايه‏هاى سطح تكنيكى است. ما در سطح تكنيكى مدير نداريم، مگر اينكه نتوانند آن مديران و آن اعضاى خاندان شاهزادگان كه از انگليسى‏ها به ويژه آمريكايى‏ها استفاده مى‏شود در آن رده‏هاى تاكتيكى، مسئوليتهاى سطوح استراتژيكى را عمدتاً شاهزادگان بر عهده دارند. لذا اين وضعيت شرايطى را رقم زده براى كشور عربستان كه اولاً به هيچ وجه هيچ ايدئولوژى ديگرى پذيرفته نيست؛ هيچ حزب ديگرى كه سليقه‏هاى مختلفى را حتى درون همان ايدئولوژى بربتابد، به تصويب نرسيده است و پذيرفته نيست. نگاه جرايد، روزنامه‏ها و راديو و تلويزيون نگاه محدودى است. اصلاً يكى از مشكلاتى كه پيدايش شبكه الجزيره در قطر براى همين كشورهاى عربى، به ويژه عربستان به وجود آورد، اين است كه عربستان كراراً از اين شبكه شكايت مى‏كند، چون اينها با توجه به سازوكارهاى مدرن يك نوع اطلاع رسانى مدرن دارند، بخش‏هاى تحليلى دارند. اين بخش‏هاى تحليلى واقعاً توانسته در كشورهاى عربى تأثير بگذارد و لذا حكومتهاى اين كشورها عموماً شكايت دارند.

 

    مجرى : اين تحولات - مثلاً شبكه الجزيره - آيا توانسته در درون عربستان احساسهايى را ايجاد بكند، بازتاب‏هايى را ايجاد كند كه براى سياست داخلى مخل باشد؟

    دكتر عباسى : تقريباً. براى اولين بار ما از 11 سپتامبر به اين سو، سه بار شاهد بوديم كه استادان دانشگاه و روشنفكران و انديشمندان كشور عربستان بيانيه دادند. بيانيه‏هايى در حد 118 نفر، 125 - 6 نفر و اين براى اولين بار بود، سابقه نداشت. راهپيمايى‏هايى هم دانشجويان عربستانى براى اولين بار سازماندهى كردند در حمايت از انتفاضه فلسطين و همچنين اعتراض به حمله‏اى كه آمريكا به افغانستان داشت و هم اشاره‏اى كه دوستمان داشتند كه بن لادن چهره محبوبى است، نه فقط در بين روشنفكرانشان ، بلكه آمارها اين بود كه پس از واقعه 11 سپتامبر، بخش قابل توجهى از مردم براى فرزندان پسرشان در شناسنامه، عنوان بن لادن را انتخاب مى‏كنند. نكته حائز اهميت اين است كه هيچ نوع تنوع و تكثر سياسى آنجا پذيرفته نيست. فقط ايجاد، حفظ و بسط وهابيت. وهابيت نه در پروسه فرآيند حزب با فرمولهاى مدرن، بلكه يك نگاه از بالا به پايين، سلسله مراتبى و عدم پذيرش رأى و مشاركت آحاد جامعه. در مورد وضعيت فلاكت بار مردم، هرگاه مردمى مشاركتشان برتافته نشود، آن مردم چون سهمى براى خودشان در ساختار قدرت نمى‏بينند و قادر نيستند از طريق مداخله در قدرت شادابى سياسى به بار بياورند و اميد داشته باشند كه وقتى سيستم ناكارآمد بود، بتوانند سيستم را متحول كنند يا همه‏اش را واژگونه كنند يا در درونش تحولات و اصلاًحات به وجود بياورند ، وقتى عدم چنين شفافيت سياسى و شادابى سياسى بود، مردم افسرده مى‏شوند، لذا كاملاً در يك زندگى در آن سطح خرد بدون اميد به اينكه بتوانند رشد و تعالى از حيث اينكه به مراتب بالا بيايند داشته باشند. لذا متاسفانه وضعيت مردم عربستان، عليرغم اينكه تكنولوژى پيشرفته آنجا رفته اينگونه است، پولهايى كه آنجا رفته تأثيرش بر زندگى عامه مردم، چشم‏گير نبوده است. 14  15 ثروتى كه از پول نفت به دست مى‏آيد، كاملاً و رسماً به جيب حكام كشورهاى عربى ريخته مى‏شود.

 

    مجرى : برداشتهاى نادرستى از وهابيت در ايران  وجود دارد. وهابيت مذهب نيست شيوه تفكر است. ما شيعه وهابى هم داريم. عربستان دو نوع حاكميت دارد. حاكميت سياسى كه در اختيار آل سعود است و حاكميت مذهبى كه در اختيار كسانى است كه از طائفه عبدالوهاب هستند. در مورد اختلاف اينها توضيح دهيد. وارد بحث دكترين فرهنگى شويد تا اين سوالها هم جواب داده شود.

    دكتر عباسى : مفتى اعظم اينها، خود آقاى نبى باز از خاندان وهابيون است و مشروعيت سعودى‏ها از نگاه مفتى‏هاى آنجا هست. لذا اينها مشروعيت مى‏گيرند، مشروعيت وهابيت و تعهد هم دارند كه وهابيت را بسط بدهند. ممكن است وقتى كه ما به ايالات متحده به عنوان يك كشور قدرتمند نگاه مى‏كنيم، در درون دكترين ملى‏اش، در عملكرد احزابى مثل جمهوريخواه و دموكرات، تعارض‏هايى بينيم. اما واقع امر اين است كه در نهايت يك هدف را برمى‏تابند. در حاكميت سعودى‏ها هم كه امروزه خود ملك فهد و همچنين امير عبدالله كه الان در واقع همه كاره عربستان است، چون آقاى فهد كسالت دارد، امير عبدالله انصافاً يك چهره كاريزماتيك هم در جهان عرب هست. يك مقبوليتى دارد، خيلى عاقلانه عمل مى‏كند. عملگرا هم هست. ما مى‏بينيم در اردن شاه حسين وقتى حذف شد، ملك عبدالله را آمريكايى‏ها سريع مستقر كردند، يك دستى دارد صورت مى‏گيرد. در مراكش هم همين اصلاًحات صورت گرفت، جوان گرايى شد، با رفتن حافظ اسد، پسرش بشار اسد آمد. يك جوان گرايى در اين نوع حاكميت‏ها صورت گرفت كه البته قضيه بشار اسد خارج از چارچوب عملكرد آمريكايى‏هاست. اما در خصوص مصر و عربستان و امارات و عمان و كويت، ايالات متحده در پلان كلاًن نگاهش، نگاه به اين دارد كه قبل از اينكه پيش دستى و بازدارندگى در دكترين سياسى منطقه‏اى‏اش كند، قبل از اينكه اجازه دهد با خيزش‏هاى مردمى و اينكه مردم تفكرشان يك مقدارى آزادتر شده، زمينه اعتراض دارند، اين احتمال وجود دارد كه مردم با انقلاب، تغييرات را صورت بدهند، خود ايالات متحده به اين نتيجه رسيده كه خودش يك مقدارى فضاى اين كشورها را باز كند، انتقال آرامى را صورت بدهد، اما تا اين لحظه ناموفق بوده، چون روز به روز نفرت از آمريكا بيشتر مى‏شود. به دليل اين عملكردهاى يك سال گذشته‏اش، رفتارى كه ما در چند روز گذشته در مصر شاهد بوديم از ايالات متحده در مواجهه‏اى كه با دولت مصر داشت، بحث دادگاه آن فردى كه به نوعى در مواجهه‏اى كه بين مصرى‏ها و آمريكايى‏ها بر سر آن فرد روشنفكر مصرى بود و همچنين مواجهه‏اى كه اخيراً با عربستان داشتند، نشان مى‏دهد كه در اداره اين سياست خيلى موفق عمل نكردند.

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::