*** اعوذ با الله من نفسی و من الشیطان الرجیم ***بسم الله الرحمن الرحیم*** و ان جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا ***وان تتق الله یجعل لکم فر قانا                    صدق الله العلی العظیم

 
 

 

نقد جريان حجتيه................ شنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٢

 

سلام
این وبلاگ هیچ ارتباطی با جناب دکتر عباسی ندارد و فقط بعضی اخبار ایشان را منتشر می کند
نقد جريان حجتيه
دكتر حسن عباسی، رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز، در سلسله جلسات نقد جريان حجتيه در مشهد اظهار داشت: دين خنثی برعكس آنچه بسياری می‌پندارند اتفاقا بيشتر در مظان خطر است و همواره اين دين فعال است كه ابتكار عمل را در دست دارد و جامعه سازی مهدوی نيازمند جهاد و اجتهاد هميشگی دين فعال است. اين كارشناس استراتژی بين‌المللی افزود: آينده‌شناسی در دانش استراتژيك جديد، كمی است اما در نگاه دينی، « ان حزب الله هم الغالبون» رقم خورده و مهدويت فرض محقق جامعه اسلامی است. عباسی با تقسيم شيعه به دو دسته شيعه مقصر و مستبصر در جامعه اسلامی گفت: شيعه مقصر شهروند دين خنثی و بی‌خطر است اما شيعه مستبصر مومن دين حركت، پويايی و تكاپو است. وی خاطرنشان كرد: مقصر بودن يعنی نشستن و هيچ اقدامی را بر نتافتن اما شيعه مستبصر دارای قوه تشخيص و تصميم و اقدام به موقع و زندگی توام با خطر است. همچنين در شب دوم از مباحث نقد جريان حجتيه، عباس سليمی نمين، مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران اعضای انجمن حجتيه را به 3 دسته گردانندگان آگاه، رفاه‌ طلبان مسلمان و توده‌های ساده تقسيم كرد و افزود: هدايت كنندگان انجمن حجتيه، ارتباطات خيلی آشكاری با ساواك، ركن 2 ارتش و بسياری ديگر از نهادهای داخلی و خارجی داشتند. وی ادامه داد: گروه دوم يعنی رفاه طلبان به اصطلاح مسلمان در جهت كسب آرامش روانی بودند و توده‌های انجمن (گروه سوم) افراد مذهبی سطحی‌نگری بودند كه توسط سران انجمن منحرف شده بودند. مدير سابق روزنامه تهران تايمز، گسترش جريان حجتيه را محصول كج ‌انديشی و انحراف در دشمن‌شناسی دانست و اظهار داشت: مبارزه با بهائيت در هنگامه تصويب لايحه ننگين كاپيتولاسيون و تقابل با ماركسيسم در اوايل انقلاب اسلامی به جای مبارزه با آمريكا و مبارزه با اهل تسنن در سالهای اخير، به ترتيب برخی اولويت‌های انحرافی اين جريان در دوره‌های مختلف بوده است. وی افزود: اگر در دهه 40 و 50 مشكل التقاط با ماركسيسم را داشتيم وعده ای به صورت انفعالی از تطبيق ماركسيسم با اسلام سخن می‌گفتند امروز خطر التقاط با سرمايه‌داری جدی است. دبير سابق انجمن روزنامه نگاران مسلمان با اشاره به برخی ادعاها در خصوص عدم مغايرت اسلام با حقوق بشر غربی گفت: ريشه اين نگاه تحقير‌آميز آنجاست كه برخی حقوق بشر را اصل می‌دانند و منفعلانه سعی می‌كنند آن را كه بر مبنای مادی‌گری و سرمايه‌داری نگاشته شود مطابق با اسلام فرض كنند و البته دينی كه حجتيه تبليغ می‌كند در جهت منافع آنهاست. وی افزود: عماد‌الدين باقی از جمله كسانی است كه اوايل انقلاب در كتاب حزب قاعدين بيشترين هجمه را عليه انجمن حجتيه و فعاليتهای انحرافی آنها داشته است اما چند سال پيش طی مقاله‌ای به مناسبت سالگرد آقای حلبی به تجليل از او پرداخت. سليمی نمين، نزديكی جريان سكولار و جريان حجتيه را به دليل نزديكی آبشخور آنها دانست و يادآور شد: انجمن حجتيه يك تشكيلات موازی و فرعی با جريان انقلاب بود كه با هدف انحراف مبارزات اصيل مردمی از مسير خود و حذف دين از حوزه اداره جامعه و تمشيت امور به فعاليت‌ خود ادامه می‌دهد. وی در قسمتی از جلسه، در پاسخ به يكی از حاضرين كه خود را عضو انجمن حجتيه معرفی می‌كرد و انجمن را موسسه‌ای فرهنگی توصيف می‌نمود گفت: اولاً فعاليت فرهنی تعريف خاص خودش را دارد كه فعاليت‌های انجمن حجتيه كه از ظاهر مذهبی برخوردار است در بسياری از مقاطع و از جمله مبارزه عليه كارخانه نوشابه پپسی در ايران، صد در صد سياسی بوده و بيشترين ضربه‌ها را به وسيله منحرف كردن انرژی و استعدادهای جوانان مذهبی به انقلاب زده است. وی خاطر نشان ساخت: انديشه جدايی دين از سياست كه جريان حجتيه مروج آن بود و امروز توسط ليبرالهای روشنفكر هم حمايت می‌شود خود، سياسی‌ترين تفكر است

 
   


 

طرح اکسير 2004................ دوشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٢

 

سلام
۱- بنده دوست دکتر هستم نه خود ايشان توجه نماييد
۲- مصاحبه زير با روزنامه جام جم انجام شده است که در ۲ قسمت منتشر شد
اصل مصاحبه را در اين ۲ جا می بينيد قسمت اول و قسمت دوم
جنبش نومحافظه کاران امريکا که اينک يش از 60 سال از قدمت آن مي گذرد، يک جنبش ايدئولوژيک نيرومند با يک پشتوانه قوي مالي است که نمايندگاني در مجاري رسانه اي جهان ، دانشگاه ها و کادر رياست جمهوري جورج بوش دارد.
در گفتگوي پيش رو، دکتر حسن عباسي ، به طرح اکسير 2004به عنوان پروژه طراحي شده توسط نومحافظه کاران امريکا اشاره مي کند و به شرح و تبيين ديدگاه ها و سياست هاي اين گروه در قبال ايران و در مورد مساله پروتکل الحاقي و حقوق بشر مي پردازد.
طرح اکسير 2004 چيست و مشخصات ، مولفه ها و مختصات آن به چه صورت است؟
طرح اکسير 2004، طرح عملياتي در حوزه سياست خاورميانه اي ايالات متحده است که از سوي طراحان و استراتژيست هاي موسسه امريکن اينترپرايز (American Inter PriseIn stitue) که مهمترين مرکز مطالعات استراتژيک کاربردي جريان نو محافظه کاران امريکا و حزب حاکم يعني حزب جمهوري خواه ايالات متحده است ، طراحي شده و تلاش عمده آنان بر اين نکته است که منويات جريان صهيونيسم يهودي و صهيونيسم مسيحي و صهيونيسم اسلامي را به صورت يکپارچه محقق کنند.
درخصوص ايران ، اين موسسه اقدام به طراحي اکسير 2004کرده که بخشي از چارچوب طرح کلي جنگ جهاني چهارم است و طرح آن ، بعد از واقعه يازدهم سپتامبر از سال 2001 ميلادي آغاز و اعلام شد که تا سال 2026 ميلادي به مدت 25سال طول خواهد کشيد.
گفتني است ، شيوه برخورد در جنگ جهاني چهارم صرفا يک شيوه برخورد نظامي نيست و ابتدا به ساکن از اهرم هاي متعدد اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي ، رسانه اي و رواني بهره گيري مي شود و هنگامي که کشور هدف کاملا تضعيف شد، در گام آخر با يک اقدام نظامي وارد خاک آن کشور مي شود و با يک فشار محدود نظامي کشور تضعيف شده را اشغال و نوعي قدرت نمايي ارائه مي کنند.
براي برخورد و مواجهه با ايران ، نظام خاصي از سوي موسسه امريکن اينترپرايز طراحي شده است ، مبتني بر اين که اهرم هاي فشار را بايد از 3 محور به ايران معطوف و ايران را با آن 3 محور مهار کرد و سپس به زانو درآورد و شرايط را براي حمله به ايران مهيا ساخت.
طراحي اکسير 2004 از سوي مايکل لدين ، داگلاس فيث ، پل ولفوويتز و جيمز وولسي صورت گرفته و دبير اصلي آن مايکل لدين است.
تيم اين افراد، زير نظر ريچارد پرل که مشاور ارشد وزير دفاع ايالات متحده است ، کار مي کند. آنها از جريان نو محافظه کاران در امريکا هستند و چهره هاي شناخته شده صهيونيسم در عرصه سياست جهاني محسوب مي شوند و همگي از شاگردان هنري کسينجر هستند.
اکسير 2004 مشخصا براي مهار و تضعيف ايران ، 3 پيکان حمله را طراحي کرده است. پيکان اول مساله بهانه تلاش ايران براي دستيابي به سلاح اتمي است ، که اين مساله طبيعتا بايد با قرار گرفتن در چارچوب قانون و از طريق مفاد قانون بين الملل و حقوق بين الملل ، ايران را محصور و سپس زمينه شرايط جهاني را براي حمله به ايران مهيا مي کرد.
در چارچوب قوانين بين الملل معاهده (NPT معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي) و پروتکل الحاقي آن مدنظر بود که هر نوع بازرسي سرزده را از تاسيسات اتمي کشور هدف در دستور کار قرار مي دهد و جنجالي که 3 ماه گذشته در اين خصوص بر ضد ايران صورت گرفت و قطعنامه غيرمنطقي شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي عليه ايران و سپس وقايع بعد از آن ، همه در راستاي فاز اول طرح اکسير 2004 ارزيابي مي شوند.
پيکان دوم در طرح اکسير 2004، بهانه نقض گسترده حقوق بشر در ايران است و اين مساله مدتهاست درباره ايران مطرح است و مجامع غربي درباره آن عليه ايران به اظهارنظر مي پردازند که بخشي قابل توجه از اين اظهارنظرها از نظر قوانين بين الملل ، مداخله در امور داخلي ايران محسوب مي شود.
سومين محور، بهانه حمايت ايران از تروريسم است ، که به صورت جدي در طرحي که بعد از يازدهم سپتامبر با عنوان ائتلاف جهاني عليه تروريسم به وجود آمده ، مورد نظر غرب است. به اين صورت که با تروريست قلمداد کردن کشور هدف و معطوف کردن ائتلاف جهاني به آن کشور، عليه آن اجماع به وجود آورده و حمله را تدارک مي بينند و براي اين مساله به طور همزمان از دو دکترين بهره مي برند: ابتدا دکترين پاشنه آشيل را درباره ايران تعريف مي کنند.
به اين معنا که طي ارزيابي ها و بررسي هاي مختلف نقطه ضعف و پاشنه آشيل ايران را در اين ديدند که ايران از اين که پرونده اش به شوراي امنيت برود و در آنجا قطعنامه اي عليه آن صادر شود، واهمه دارد.
آنها مدعي بودند اگر ما اين دکترين را خوب اجرا کنيم ، با استفاده از اين نقطه ضعف مي توانيم از ايران امتياز بگيريم.
دومين نکته در همين مسير تبيين دکترين هويج و چماق است ، که اين دکترين درباره عراق به کاملترين شکل به اجرا درآمد. ملت هاي مختلف شاهد بودند که امريکا، انگليس و اسرائيل چماق را بالا نگه داشتند و مجامع عمومي مثل اتحاديه عرب و اتحاديه اروپايي ، سازمان ملل متحد، روسيه ، چين و ديگران هويج را مقابل عراق گرفتند و طبيعتا با هويج ، عراق را تطميع و تلطيف کردند و در نهايت هم در واقعه جنگ کشورهاي ائتلافي عليه عراق اين کشور به اشغال درآمد و چماق فرود آورده شد.
درباره ايران هم مبتني بر پاشنه آشيل و ضعفي که ايران از خودش ارائه کرده است ، جوامع هژمونيک و استيلاطلب غرب ، فرصت را براي اجراي سياست هويج و چماق درباره ايران مناسب دانستند.
به اين صورت که برخورد با ايران را نمره صد بگيرند، تا ايران در مراتب و سطوح پايين تر به هويج تن در دهد و از مواضع و منافع خود دست بکشد. اين ماهيت و کليت طرح اکسير 2004 است که در ايران بسرعت در حال اجرا است.
از نظر شما مساله NPT و پروتکل الحاقي که اولين محور اين طرح محسوب مي شود، تاکنون چه روندي را طي کرده است و آينده آن را چگونه مي بينيد؟
درخصوص مساله NPT و پروتکل الحاقي ، همان طور که افکار عمومي در جريان قرار دارد، ايران موفق شد جلوي رفتن پرونده به شوراي امنيت را بگيرد و تحقق هر نوع ائتلاف را بر هم بزند؛ اما نکته بسيار مهم اينجاست که پذيرفتن الزاماتي نظير به تعليق درآوردن غني سازي اورانيوم و تعهد درخصوص پيوستن به پروتکل الحاقي و پذيرفتن بازرسي هاي سر زده از سوي ايران ، کلا موفقيت هايي است که درخصوص طرح اکسير 2004 براي طرف غربي به دست آمد.
مساله ديگر، اخباري است که در جهان در عرصه مسائل اتمي شنيده مي شود، نظير اعلام فرانسه در فعال کردن نسل سوم رآکتورهاي اتمي يا گفته هاي توني بلر، مبني بر اين که ما به دليل مسائل امنيت ملي اجازه نخواهيم داد که آژانس بين المللي انرژي اتمي از مکان و تجهيزات اتمي انگليس بازديد کند و همچنين اختصاص بودجه 7/24 ميليون دلاري از سوي جورج دبليو بوش به پيگيري ساخت و تجهيز موشک هاي ميان برد و کوتاه برد اتمي امريکا به کلاهک هاي نوتروني.
مجموعه اين اخبار و اطلاعات ، حکايت از اين مي کند که مجامع جهاني کشورهاي قدرتمند بسرعت در اين زمينه ها رشد مي کنند، اما دانش اتمي را در حد مسائل علمي آن و داشتن رآکتورهاي آب سبک به منظور توليد انرژي صلح آميز اتمي براي جمهوري اسلامي برنمي تابند.
لذا ايجاد محدوديت براي جمهوري اسلامي در اين چارچوب ها بخشي از موفقيت طرح اکسير 2004محسوب مي شود؛ اما اين که آينده اين مساله به کجا مي انجامد، بستگي به تحولات آتي دارد؛ يعني اين موضوع بايد در دولت جمهوري اسلامي به لايحه تبديل و فرآيند تصويبش در مجلس ارزيابي شود و از سوي ديگر هم بستگي به تعهداتي دارد که کشورهاي غربي بايد به آن عمل کنند که در اين باره نيز بارها از سوي مسوولان جمهوري اسلامي اعلام شده است که اگر غربيها در عمل به تعهدات شان خللي داشته باشند، ايران امکان خواهد داشت که تعليق چرخه غني سازي اورانيوم را ملغي کند و مجددا کار خود را از سر بگيرد. علي رغم همه اين افق نمايي ها طبيعي است که با توجه به تعهداتي که ايران درخصوص امضاي NPT و پروتکل الحاقي خواهد داد اگر بعد چنين اتفاقي رخ دهد، شرايط براي ايران از مرحله قبل بسيار دشوارتر و پيچيده تر خواهد بود.
اهرم فشار حقوق بشر چطور؟
مساله حقوق بشر، گزاره هاي ارزشهاي غربي و بخصوص ارزش هاي امريکايي را در محتواي خود دارد، کلمه حقوق بشر مفهومي جهانشمول است ، اما وقتي به محتواي آن بپردازيد، مي بينيد که چيزي نيست جز جمع بندي آنچه ارزش هاي ليبرال دمکراسي ناميده مي شود.
نکته بسيار خطرناک اينجاست که در ماههاي اخير از زبان جريان هاي روشنفکري در غرب و جهان اسلام و بويژه از سوي رهبران امريکا اعلام شد اسلام با حقوق بشر و دمکراسي در تعارض نيست.
در اين جمله يک نکته ظريف نهفته است و آن اين که اسلام به عنوان يک محتوا با معياري به نام حقوق بشر و دمکراسي سنجش مي شود، نه برعکس. در واقع ، آنچه معيار گرفته مي شود دمکراسي و حقوق بشر غربي است و آنچه بايد خودش را با آن معيار منطبق سازد، اسلام يا هر دين و آيين ديگر است.
در واقع ، يک نوع تماميت خواهي و يک جانبه گرايي از سوي غرب درخصوص اعمال ارزشهايش به ديگران وجود دارد؛ اما براي ما به عنوان مسلمان ديدگاه و منظر الهي در قرآن مطلق است و معيار محسوب مي شود و ما بايد خودمان را با اين معيار منطبق کنيم.
در حالي که از ايران و جهان اسلام يا هر تفکر الهي يا غيرالهي خواسته مي شود با آنچه حقوق بشر غربي ناميده مي شود، منطبق گردد. بنابراين ، کليت خطر آن چيزي است که در جهان رويکرد افراطي به حقوق بشر غربي ناميده مي شود.
البته معناي بحث من اين نيست که اسلام با حقوق بشر در تعارض است يا اسلام مخالف حق بشر است. هر دين و مکتب الهي انسان ها را واجد حق و حقوق مي داند. اما گويش و اعلام آن موضع متفاوت است.
متاسفانه امروز اعلاميه جهاني حقوق بشر به عنوان دين دست ساز بشري از سوي پيامبران مدرنيست غربي براي بشر آورده شده است و اگر کسي به معيارهاي جامعه مدني غربي ، دمکراسي و ليبرال دمکراسي غربي ، سکولاريزاسيون و حقوق بشر غربي مومن نشود، کافر به اين دين دست ساز محسوب مي شود و غرب به عنوان ناقض حقوق بشر به او حمله مي کند. کما اين که در موضعگيري اخير آقاي سيلويو برلوسکوني ، نخست وزير ايتاليا بصراحت اعلام شد که کشورهاي قدرتمند غربي حق دارند ارزشهاي دمکراتيک خود را به ديگران صادر کنند.
اما مساله انحصارطلبي و تماميت خواهي غرب درباره ايران نسبت به کشورها و مجامع ديگر برجسته تر است ، چراکه اسلام به دليل قابليت ها و کارآمدي هاي فکري بسيار بالا و توانمندي هاي عظيمي که در توليد فرضيه و نظريه دارد، شرايطي را رقم زده است که به عنوان حريف قدرتمند فرمول هاي ليبرال دمکراسي و گزاره هاي کليدي مدرنيته و اومانيته درآمده است.
مهمترين و جدي ترين چالش و رقيب اومانيته و اومانيسم که حوزه بشرمداري است ، مساله تئوليته و تئوئيسم و خدامحوري است. لذا همه بايد به دين اومانيسم که همان حقوق بشر است ، مومن شوند و اگر مسلمان ها مي خواهند بر دين خود پافشاري کنند، اين اصرار تا جايي امکانپذير است که دينشان با حقوق بشر غربي در تعارض قرار نگيرد؛ يعني يک دختر دانش آموز مسلمان در فرانسه تا جايي در دين خود آزاد است که رفتار و پوشش حقوق بشر مورد نظر غرب را نقض نکند.
بنابراين از آنجا که بعد معنوي اسلام در درون ساختار حکومت و جامعه ايران بسيار عميق است ، براي استحاله جامعه ايران و فضاسازي براي اين منظور که در طول جنگ جهاني چهارم بتوانند بسادگي بر ايران چيره شوند، بهترين راه را در اين ديدند که اين بعد معنوي و عمق راهبردي ايران را که همان گزاره هاي کلي دين اسلام و مفاد شرعي است ، تعديل کنند و از جامعه و حکومت ايران يک جامعه و حکومت سکولار بسازند.
لذا کساني که بيشترين توهين را به انسان روا داشته و آن را به عنوان بت ، به جاي خدا قرار داده اند، ديدگاه هاي خود را به ساير ملتها تحميل کرده و از آن با عنوان فرآيند دمکراتيزاسيون جهاني و به تعبير جورج دبليو بوش تحقق «انقلاب دمکراسي» در خاورميانه نام مي برند.

2

در بخش نخست از گفتگوي پيش رو دكتر حسن عباسي به تشريح و تبيين پروژه اكسير 2004 در قبال ايران و به عنوان طرح پيشنهادي گروه نومحافظه كاران امريكا كه مهمترين ارگان حمايت كننده دولت جرج بوش است پرداخت. در بخش پاياني مباحثي همچون ادعاهاي امريكا مبني بر نقض حقوق بشر و حمايت از تروريست توسط ايران مورد بررسي قرار مي گيرد.
زمينه هاي عملياتي و محورهاي اجرايي اهرم فشار حقوق بشر عليه جمهوري اسلامي در طرح اکسير 2004 به چه صورت است؟
اين زمينه ها به 3 محور عمده تفکيک مي شوند : مساله اول ، اين است که ايران بايد بدون قيد و شرط به کنوانسيون رفع تبعيض از حقوق زنان بپيوندد و در حقيقت ، پس از پذيرش کنوانسيون ، اولين گام خنثي کردن مساله حجاب در ايران خواهد بود، چراکه فريدمن و ديگران بارها اعلام کرده اند که جمهوري اسلامي در حجاب زنانش محصور مي شود.
نکته ديگر آن که از نظر آنها بعضي گزاره ها مانند سهم الارث زنان در ايران يا مساله شهادت زنان نسبت به مردان در بحث قضاوت و گزاره هاي ديگري از اين دست ، از مواردي است که بايد تغيير داده شود.
به عبارت ديگر، تمام ارزشهاي غربي و آنچه حقوق بشر غربي رقم زده است ، بايد جايگزين ارزشهاي اسلامي گردد، از پوشش غربي تا ساير گزاره ها.
محور دوم در مساله حقوق بشر، موضوع نظارت استصوابي در انتخابات است. نظارت استصوابي در تمام کشورهاي دنيا وجود دارد، اما نظارت استصوابي جهاني که غير از جمهوري اسلامي در تمام دنيا اعمال مي شود، نظارت استصوابي فراماسونري است.
کسي در چرخه سياست ، اقتصاد و فرهنگ در مجامع جهاني امکان رشد دارد که به شبکه جهاني فراماسونري وصل باشد. اين نظارت استصوابي در جهان وجود دارد، اما در ايران معيار نظارت استصوابي پاره اي گزاره هاي شرعي است.
لذا شما مي بينيد که جريان جهاني حقوق بشر غربي ، نظارت استصوابي را در ايران هدف قرار مي دهد، تا از اين راه بتواند در مراحل بعدي بسادگي افراد مورد نظر غرب را وارد شبکه کانديداتوري انتخابات در ايران کند. سومين محور اهرم فشار حقوق بشر مساله آزادي بيان در حوزه هاي سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي و رسانه اي براي جريان هاي فکري است که اين جريان ها در تعارض با دين قرار دارند، مانند بهاييت که يک دين جعلي و دست ساز نظام صهيونيسم جهاني است و يا حوزه هاي فکري لائيک که با انديشه هاي ناصواب و نارواي خودشان زمينه انحطاط و فساد فکري را در يک جامعه رقم مي زنند.
در جامعه اي در سيستم بهداشت و درمان ، حکومت در قبال اين که مواد خوراکي که افراد آن جامعه مصرف مي کنند، فاسد نباشد يا تاريخ مصرف آنها نگذشته باشد، مسوول است ، اما اينجا در مساله آزادي بي قيد و شرط مبتني بر مفاد حقوق بشر اعلام مي کنند که هرکس اجازه دارد هر انديشه اي را توليد کند و در واقع خود انسان ها آنقدر بالغ هستند که انديشه فاسد را از انديشه غيرفاسد تشخيص دهند و آن را کنار بگذارند.
اگر واقعا همين طور است ، پس بايد اداره هايي که وظيفه شان کنترل کيفيت تغذيه و مواد غذايي است ، برچيده شوند، چون انسان ها آنقدر بالغ هستند که تشخيص دهند آنچه مصرف مي کنند، آلوده است يا نه.
اما به غلط و به ظاهري زيبا و عوام پسند داعيه اين را دارند که آزادي بيان براي همه بشر يکنواخت است و بشر حق دارد در معرض هر انديشه اي قرار بگيرد، يا هر انديشه را توليد و منتشر کند؛ فاسد يا صالح! اين محور نيز در کنار مساله رفع نظارت استصوابي و الحاق به کنوانسيون رفع تبعيض از حقوق زنان 3 محوري هستند که مساله حقوق بشر را درباره ايران هدف قرار داده اند و از اين طريق تلاش مي کنند دين اسلام را از صحنه جامعه و حکومت به حاشيه برانند و ارزشهاي غربي يا همان ليبرال دمکراسي را از طريق مفاد حقوق بشر جايگزين دين مبين اسلام کنند.
نکته مهم در اين خصوص ، خبري است که هفته گذشته در رسانه هاي غرب و ايران منعکس شد: در هفته گذشته ، کنگره امريکا مبلغ بسيار هنگفتي را در اختيار وزارت خارجه امريکا براي هزينه در سال 2004 (از دي 82 تا دي ماه 83) در راستاي هدف دوم اکسير 2004 قرار داد.
محور تروريسم چطور؟ روشهاي طرح آن چگونه است؟
ادعاي حمايت ايران از تروريسم به 2 بخش عمده تفکيک مي شود: مرحله اول ، ادعاي پناه دادن ايران به القاعده است.
سالهاست با وجود تلاش ايران براي کنترل مرزهاي گسترده خود با پاکستان و افغانستان به منظور جلوگيري از ورود موادمخدر، باز هم شبکه هاي موادمخدر براي ترانزيت اين مواد به اروپا به ايران وارد مي شوند و اين بدان معنا نيست که ايران به شبکه موادمخدر پناه داده است.
القاعده نيز براي فرار خودش از افغانستان از همين مسيرها و شبکه ها استفاده کرده است و شايد تعداد محدودي از آنها هم وارد خاک ايران شده باشند، ولي اين به معناي پناه دادن ايران به القاعده نيست.
ضمن اين که ايران در طول روند پيدايش القاعده و قدرت گرفتن آن بيشترين صدمات را از القاعده متحمل شده است.
محور دوم حمايت ايران از مقاومت اسلامي در فلسطين و لبنان است.
انقلاب اسلامي مبتني بر قرآن وظيفه داشته از مستضعفان زمين حمايت کند. همان طور که امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) تاکيد کردند که ما شريک غم همه مظلومان عالم هستيم.
نکته ديگر اين که طبيعي است ، يک انقلاب بسيار شکوهمند و مقتدر که يکي از بزرگترين ابرقدرت هاي طول تاريخ بشر يعني ايالات متحده را با دست خالي از خاک خودش بيرون رانده است ، با محتواي غني ايدئولوژيک خود مي تواند الهام بخش بسياري از جنبش ها و ملتهاي زير سيطره نظام جهاني سلطه باشد و امروز اين الهام بخشي ، عنوان حمايت از تروريسم گرفته است.
موسسه امريکن اينتر پرايز در 2 محور حمايت از القاعده و حمايت از مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين ، طرح کشاندن ايران به پاي ميز مذاکره با اسرائيل را براي خنثي کردن به اصطلاح حمايت ايران از تروريسم مطرح مي کند و مدعي است اگر ايران در جريان صلح اعراب و اسرائيل و تلاشي که در نقشه راه و سپس طرح ژنو و جاهاي ديگر براي پاي ميز مذاکره کشاندن فلسطيني ها و تحميل خواسته هاي اسرائيل بر آنها صورت مي گيرد، هيچ نوع خدشه اي وارد نکند و قائل به اين باشد که اسرائيل فلسطين را کاملا اشغال کند، در اين صورت ايران را حامي تروريست تلقي نخواهند کرد و اگر غير از اين باشد، ايران تروريست است.
مساله ديگر اين که ايران براي اثبات عدم حمايت خود از حماس و جهاد اسلامي و حزب الله لبنان بايد با رژيم صهيونيستي به پاي ميز مذاکره بنشيند و رسما اعلام کند در روند صلح اعراب و اسرائيل هيچ خدشه اي وارد نخواهد کرد و طبيعي است اگر اين ترفند نتيجه يابد، الهام بخشي و الهام آفريني ايران به شکست مي انجامد و مبتني بر طرح اکسير 2004، اگر ايران به خواسته هاي رژيم صهيونيستي و ايالات متحده تن در ندهد، باز هم ادعا مي شود بايد پرونده را به شوراي امنيت بکشانند و در آنجا عليه ايران ائتلاف بگيرند، که اين مساله نيز به موازات 2 محور قبلي از همان سياست هويج و چماق بهره مي برد.
جمع بندي شما از ميزان تحقق و موفقيت 3 محور اين طرح چيست و آينده آن را چطور ارزيابي مي کنيد؟
طرح اکسير 2004 با شدت تمام در حال پيش آمدن است و متاسفانه افکارعمومي به شکل مناسب پشت سر مجموعه حکومت و دولت جمهوري اسلامي نيست.
اگر افکارعمومي قوي تر از آنچه در صحنه حضور داشت ، خود را هويدا مي کرد، قطعا ايران مي توانست نتايج بسيار مطلوب تري در مساله پروتکل الحاقي و NPT بگيرد. درخصوص حقوق بشر و مساله بهانه حمايت از تروريسم نيز افکارعمومي بايد براي خنثي شدن اين موارد کاملا توجيه شوند.
به طور کلي ، زمان طرح اکسير 2004 تا دي ماه سال 1383 است و در طول يک سال پيش رو، اصرار جريان نومحافظه کار در هيات حاکمه امريکا بر اين است که چون اين جريان بيشترين قرابت و نزديکي را با رژيم صهيونيستي دارد، به هر شکل ممکن ، خواسته ها و ديدگاه هايشان را به ايران تحميل و اسرائيل را از بن بست خارج کنند و براي تحقق اين نيت ، تا زمان انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده فرصت دارند.
گفتني است هر گونه موفقيت اين مساله بستگي تام به توانايي ايران در خنثي کردن يا نکردن اين 3 محور خواهد داشت.
حال که اين طرح را تا اين حد جدي مي دانيد، وظيفه ما چيست؟
اولين مساله درايت و هوشمندي مسوولان جمهوري اسلامي است. اگر مسوولان ايران در حوزه تصميم سازي ، قوي تر از گذشته در صحنه حضور داشته باشند، قطعا جمهوري اسلامي خواهد توانست اين 3 محور را خنثي کند.
دومين مساله آمادگي افکارعمومي است ، افکارعمومي بايد مخاطرات جنگ جهاني چهارم و ترفندهاي استکبار جهاني و خواسته ها و ديدگاه هاي غربي را در اين موضوع بشناسند. شعارهاي زيبا و مفاهيم جهان شمول امروز دستاويز دشمن قرار گرفته و از آنها به عنوان يک سلاح عليه ملتها استفاده مي شود.
اين موارد بايد براي مردم شفاف شود افکارعمومي بايد بدانند که حقوق بشر، مبارزه با تروريسم و تلاش براي صلح که از سوي مجامع غربي مطرح مي شود، صرفا ادعاست و خود آنها تمايلي به تحقق آنها ندارند. نکته سوم ، تلاش گسترده دانشگاهيان براي حضور در صحنه و خنثي کردن تبليغات غربي ها است که در واقع جنبش هاي دانشجويي در اين مسير نقش بسيار مهمي ايفا مي کنند. مساله چهارم ، تلاش گسترده ايران در عرصه سياست بين الملل است.
انفعال در سياست خارجي به بهانه تنش زدايي به هيچ وجه پذيرفته نيست و نبايد از موضع اقتدار دست کشيد. {تنش زدايي زماني ارزش دارد که به پايه هاي اقتدار يک ملت خدشه اي وارد نشود و اگر به نسبتي که تنش زدايي صورت مي گيرد، اقتدار هم تضعيف شود، اين تنش زدايي نتيجه معکوس دارد و بهره آن نصيب بيگانگان خواهد شد.} لذا سياست خارجي ايران بايد براي خنثي کردن اين 3 محور ، برخورد تهاجمي تري صورت بدهد و اگر دستگاه ديپلماسي کشور موفق نشود اين 3 جهت حمله طرح اکسير 2004 را خنثي کند، قطعا راه به ميداني منتج خواهد شد که در آنجا سياست نظامي پاسخگوي کمبودها و ارزيابي هاي ضعيف در عرصه سياست ديپلماتيک باشد.
نگراني عمده من از انطباق ديدگاه برخي جريانات داخلي ، با محورهاي 3 گانه طرح اکسير 2004 و ديدگاه هاي هيات حاکمه امريکا ناشي مي شود، عمده ترين راه خنثي کردن طرح مزبور، هشدار نسبت به همراهي اين جريانات با منافع کاخ سفيد و دولت جعلي تل آويو دارد
کالک طرح اکسیر ۲۰۰۴ بعدا در وبلاگ قرار داده خواهد شد
موفق و پایدار باشید

 
   

 

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
صفحه اول

پست الکترونیک

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صفحات مرتبط

فرهنگ و سیاسیت

بچه هاي قلم

ملك مهدي

پله پله تا ملاقات خدا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::